بی توجهی مجاهدین نسبت به سلامت اعضاء خود
شب گذشته تشکیلات غیرانسانی مجاهدین مجبور شد که جواد دبیران را به علت وخامت وضع جسمی ناشی از بیماری سرطان خون که از مدت ها قبل وی را رنج میدهد به بیمارستانی در لوکزامبورگ منتقل نماید.
چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی سکوت کردم
شنیدن این مطلب از زبان فردی که بطور شبانه روز و زیر نظر مستقیم شخص مسعود رجوی بر علیه من و دهها عضو رها شده، توطئه چینی کرده و دست به شانتاژ می زدند و برنامه مقابله با ما در راس امورشان قرار داشت، بسیار مسرت بخش بود. بخصوص که ذاکری در ادامه صحبت هاش به موضوع دیگری هم اشاره کرد که قلبآ شادمان شدم و شاید هم به جرات بگویم که از خبر قبلی مسرت بخش تر بود
اطلاعات دست اول
همانطور که خود مجاهدین میگویند و افتخار میکنند و همه هم میدانند که آنها دارای اطلاعات دست اول نه تنها از داخل ایران بلکه از همه جای دنیا هستند و این را هم در گذشته با دادن اطلاعات کاملاً سری از تأسیسات اتمی و نیز معاملات پنهان رژیم با جاهای مختلف و نیز افشای افراد و سران مختلف رژیم با آدرسها و شماره تلفنهای آنها به نوعی اثبات کرده اند و لااقل طبق ادعای خودشان هر کسی که نیاز به اطلاعات دست اول از ایران و سران حکومت داشته باشد باید به آنها مراجعه کند
توّاب
گویی گردانندگان مجاهدین با توجه به ابراز ناراحتی دولتمردان انگلیسی از پخش این اعترافات، فرصتی یافتهاند که عقدهها و حقارتهای 26 سالهی خود از ناحیهی اعترافات و مصاحبههای پی در پی اعضای پشیمان خود را بر سر این موضوع بیرون بریزند و طبق روال و فرهنگ توتالیتریستی حاکم بر این گروه، قلم بهدستانشان به تکرار ِ کلیشهای این عقدهگشایی پرداختهاند.
همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته ایم…
همگی چشم به دیدار دوباره تو دوخته ایم… نامه آقای شمس اله نوری به فرزندش به نام خداپسر عزیزم، سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و در کمال سلامت باشی. اکنون که این نامه را برایت می نویسم اشک از چشمانم جاری است. به یاد روزهایی می افتم که تو در آغوش من بودی و دستان […]
جواد دبیران نماینده اصلی سازمان مجاهدین در آلمان بدلیل بی توجهی مجاهدین در معرض مرگ قرار دارد
جواد دبیران نماینده اصلی سازمان مجاهدین در آلمان بدلیل سرطان خون و بی توجهی مجاهدین در معرض مرگ قرار دارداطلاعیه کانون آوا، نوزدهم آوریل 2007شب گذشته تشکیلات غیرانسانی مجاهدین مجبور شد که جواد دبیران را به علت وخامت وضع جسمی ناشی از بیماری سرطان خون که از مدت ها قبل وی را رنج میدهد به […]
چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی در چند سال گذشته سکوت کردم ؟
چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی در چند سال گذشته سکوت کردم ؟ جمشید تفرشی، نوزدهم آوریل 2007شنیدن این مطلب از زبان فردی که بطور شبانه روز و زیر نظر مستقیم شخص مسعود رجوی بر علیه من و دهها عضو رها شده ، توطئه چینی کرده و دست به شانتاژ می زدند و برنامه […]
اطلاعات دست اول!
اطلاعات دست اول! رسول محمدنژاد20.04.2007همانطور که خود مجاهدین میگویند و افتخار میکنند و همه هم میدانند که آنها دارای اطلاعات دست اول نه تنها از داخل ایران بلکه از همه جای دنیا هستند و این را هم در گذشته با دادن اطلاعات کاملاً سری از تأسیسات اتمی و نیز معاملات پنهان رژیم با جاهای مختلف […]
« توّاب »
« توّاب »محمد مرادیاین روزها به بهانهی انتشار اعترافات نظامیان متجاوز انگلیسی در ایران، سایتهای گروه تروریست مجاهدین مملو از تحلیلها، واژهها و نتیجهگیریهای یکسان و کلیشهای دربارهی صنعت توابسازی شده است.گویی گردانندگان مجاهدین با توجه به ابراز ناراحتی دولتمردان انگلیسی از پخش این اعترافات، فرصتی یافتهاند که عقدهها و حقارتهای 26 سالهی خود از […]
نقش جدا شدگان سازمان مجاهدین چیست؟
نقش جدا شدگان سازمان مجاهدین چیست؟علیرضا میرعسگری، نوزدهم آوریل 2007 دوست گرامی آقای ابراهیم خدابنده با سلام و خسته نباشید نامه شما به دکتر مسعود بنی صدر را خواندم و نکاتی در آن توجه مرا به خود جلب کرد که بهتر دیدم که نظرات شخصی خود را در این رابطه بنویسم. قبل از پرداختن به […]
خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین ۲
در تشکیلات برای پوشاندن مقاصد غیر انسانی رهبران تشکیلات اقدامات زیادی صورت داده می شد. ازجمله تراشیدن کارهای سخت و طاقت فرسا برای نیروها مانند کارهای ساختمانی، تراشیدن بلوک هائی که از دیوارهائی که فقط برای پر کردن وقت خراب کرده بودند تا ساعت ها نفر وقت صرف تراشیدن یک بلوک که سیمان های چسبیده به آن با ساعت ها تیشه زدن جدا نمی شد! و در نهایت مثلاً 100 دینار یا 5 سنت 100 ریال ایرانی به فروش برسد تازه این را نیز به عنوان صرفه جوئی در هزینه ها به خورد فرد می دادند
در یک فضای آزاد دارم برایت این نامه را مینویسم
سلام امیدوارم که حالت خوب باشد. در یک فضای آزاد دارم برایت این نامه را مینویسم، نه کسی بالای سرم ایستاده و نه کسی نامه ام را چک می کند. تازه دارم معنی و مفهوم آزادی را میفهمم. نزدیک به دو سال است که از شما خبری ندارم. همش در این فکر هستم که در حال حاضر در اشرف به چه شکل امورات زندگی خودت را طی می کنی.

