توّاب

گویی گردانندگان مجاهدین با توجه به ابراز ناراحتی دولت‎مردان انگلیسی از پخش این اعترافات، فرصتی یافته‎اند که عقده‎ها و حقارت‎های 26 ساله‎ی خود از ناحیه‎ی اعترافات و مصاحبه‎های پی در پی اعضای پشیمان خود را بر سر این موضوع بیرون بریزند و طبق روال و فرهنگ توتالیتریستی حاکم بر این گروه، قلم به‎دستان‎شان به تکرار ِ کلیشه‎ای این عقده‎گشایی پرداخته‎اند.

این روزها به بهانه‎ی انتشار اعترافات نظامیان متجاوز انگلیسی در ایران، سایت‎های گروه تروریست مجاهدین مملو از تحلیل‎ها، واژه‎ها و نتیجه‎گیری‎های یک‎سان و کلیشه‎ای درباره‎ی "صنعت تواب‎سازی" شده است.

پخش اعترافات جاسوس‎ها، امری مختص به این زمان و در ایران نیست. بسیاری از کشورهای عربی مثل مصر و سوریه و اردن و… پس از دستگیری جاسوس‎های اسراییل اقدام به پخش اعترافات آنان می‎نمودند تا به‎عنوان سندی مبنی بر دخالت اسراییل در آن کشورها در دسترس مجامع بین‎المللی قرار گیرد.

در همین سال‎های گذشته و پس از تحولات اخیر در خاورمیانه و لشگرکشی‎های امریکا به این منطقه، تلویزیون‎های منطقه بارها و بارها مصاحبه‎ی تروریست‎ها و اعترافات آنها را پخش کرده‎اند و مورد استناد مطبوعات دموکراتیک! کشورهای غربی قرار گرفته است. جالب این که تعدادی از این برنامه‎های تلویزیونی که به‎نوعی ایران را در معرض اتهام قرار می‎داد، شدیداً مورد استقبال دار و دسته‎ی رجوی قرار می‎گرفت و بارها و بارها از ارگان ماهواره‎ای آنها پخش می‎شد. گویی آن وقت موضوعی به‎نام اعتراف‎گیری و حقوق بشر و… وجود نداشت؟

آنچه در تمام ده‎ها مطلب و موضع‎گیری (که از بالاترین تا پایین‎ترین اعضای این گروه برای بیان آن به صحنه آمده‎اند) به چشم می‎خورد و به عیان مشاهده می‎شود، همان حقارت تاریخی‎ای است که مجاهدین و به‎ویژه شخص رجوی، بر سر موضوعی به‎نام عضو نادم و پشیمان که به آن "تواب" گفته می‎شود تحمل کرده و با خود حمل می‎کنند.

اعتراف رجوی تصدیق این گفته‎ی جداشدگان است که از دیدگاه رجوی هر عضو تنها تا زمانی مورد اعتماد است که به رهبری الصاق باشد و در معرض تشعشعات ایدئولوژیکی فرقه قرار داشته باشد و در غیر این صورت تواب خواهد شد. این به‎طریق اولی بیان شمه‎ای از مناسبات فرقه‎ای و ایدئولوژیکی رجوی است.

در یک اتفاق تصادفی! دیگر هم در این روزها، در سایت‎های متعددی، کسانی که خود زندانی بوده‎اند و اکنون در خارج از کشور به‎سر می‎برند! درباره‎ی پدیده‎ی "تواب" مطالبی را منتشر نموده‎اند.

جوهر و اصل حرف آنها این است که تواب، دیگر در ایدئولوژی حزب و گروه و دسته‎اش فکر نمی‎کند و مانند جمهوری اسلامی می‎اندیشد!

بله! این واقعیت که در زندان، بسیاری برای آزادی دست و پا می‎زنند، امری غیرقابل انکار است. یا این که ریا و تظاهر از یک‎سو و ترفند و حیله از دیگرسو، افراد را وادار به نمایش متفاوتی از آنچه می‎اندیشند و هستند، می‎سازد نیز روال معمول در چنین محیط‎هایی است، بر کسی پوشیده نیست.

به همین دلیل باید دید چرا عضو مجاهدین تواب شد و چرا تواب رسالت خود را در آن دید که در مقابل این جریان بایستد؟

علاوه بر اتفاقات و تحولات متعدد، سه سرفصل مهم باعث گسترش و شتاب این نقد جدی به مجاهدین شده است و شاید بتوان گفت که سایر انتقادات نیز در ذیل آنها معنا و مفهوم پیدا می‎کند:

2- جریان ازدواج مریم و مسعود رجوی و ماجراهای انقلاب ایدئولوژیک که به تغییر ساختار و انحرافات شدید تشکیلاتی منجر شد.

آنقدر که هر کدام از این مواضع و رویکردها به ریزش نیرو و پشیمانی اعضا کمک کرد، هیچ موعظه، نقد ایدئولوژیک، تضییق و فشار نتوانست نیروها را در هم بریزد و وادار به نقد گذشته‎ی خود و بالمآل مواضع و ایدئولوژی مجاهدین بنماید!

شاید بتوان گفت که اول تواب محمدرضا سعادتی بود آنجا که گفت:

برادران! من هرچه که این جبهه و قطب‎بندی را جست‎وجو کردم، برای آن عمق طبقاتی نیافتم. برای آن نتوانستم مرز بین خلق و امپریالیسم را ترسیم کنم. برادران! در ویتنام، در کامبوج، در الجزایر، در کوبا و… در نیکاراگوئه، نیروهای انقلابی با اتکا به تمامی خلق در یک‎طرف قرار داشتند و امپریالیست‎ها، سرمایه‎داران وابسته به فئودالیسم و اشراف، و مزدوران داخلی در طرف دیگر واقع شده بودند، ولی برادران، در این صحنه چه قطب‎بندی‎ای را در روبه‎روی خود داریم؟ و با چه منطقی خود را راضی کنیم؟ من هرچه فکر کردم نتوانستم خودم را راضی کنم که عمق این صحنه‎ی نبرد بین خلق و امپریالیسم را نشان می‎دهد… »

جریانی که با توجه به استقلال، اراده و اختیار و به‎خصوص صداقت افرادی که از ابتدا آرمان‎گرایانه و به‎خاطر رسیدن به اهداف عدالت‎خواهانه و برابری‎جویانه به این گروه پیوستند، چیزی جز این قامت برافراشتن در برابر انحرافات و خیانت‎های باند رجوی را نمی‎توان از آن انتظار داشت.

 محمد مرادی

برچسب ها

اگر جمشید پیمان و نوشین نامور در اشرف بودند قطعا توبیخ می‌شدند 14 مهر 1405
پارادوکس تبلیغات و واقعیات

اگر جمشید پیمان و نوشین نامور در اشرف بودند قطعا توبیخ می‌شدند

در سازمان مجاهدین خلق تجرد اجباری است و افراد حق ازدواج و اساسا رابطه با جنس مخالف ندارند. زنان و مردان کاملا در تفکیک جنسیتی زندگی می‌کنند. معاشرت میان زنان و مردان در کمپ اشرف بشدت محدود است و به شهادت اعضای جدا شده از تشکیلات، در مواردی که زن و مردی با هم ارتباط […]

پرونده سازی مجاهدین برای متهمان رژه کرج 25 شهریور 1405
دامی به نام کانون شورشی

پرونده سازی مجاهدین برای متهمان رژه کرج

چندی پیش رسانه های مجاهدین خلق تصاویری در فضای مجازی منتشر کردند و آن را رژه کانون‌های شورشی در کرج به مناسبت شصت و یکمین سالگرد تاسیس تشکیلاتشان، عنوان کردند. طولی نکشید که خبرگزاری‌های ایران از دستگیری عاملان رژه خبر دادند. همه دستگیرشدگان اعتراف کردند که اصلا خبر نداشتند این یک برنامه سیاسی و مرتبط […]

ارتش اجاره‌ای مجاهدین خلق؛ پول به‌جای ایدئولوژی 24 شهریور 1405
تشریح کلاهبرداری رسانه‌ای مجاهدین خلق

ارتش اجاره‌ای مجاهدین خلق؛ پول به‌جای ایدئولوژی

رذالت مجاهدین خلق؛ از قتل با تیغ موکت‌بری سال ۶۰ تا جنایات فجیع دی‌ ۱۴۰۴ فیلمی که چند روز پیش از رژه تعدادی موتورسوار با لباس متحدالشکل و پرچم مجاهدین خلق در کرج منتشرشد، در نگاه نخست تصویری از یک شبکه سازمان‌یافته و فعال تحت هدایت این سازمان در داخل کشور ارائه می‌دهد؛ اما طبق […]

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.