مجاهدین خلق

متد مناسب برای کاهش رادیکالیسم در جامعه

متد مناسب برای کاهش رادیکالیسم در جامعه
کانون آوا
مصاحبه روزنامه هلندی داخ بلاد فن هت نوردن با آقایان هادی شمس حائری و مسعود جابانی
اکتبر 2005-11-29
هلند با مشکل رادیکالیسم و تروریسم مواجه شده است. چگونه میشود اعمال تروریستی جوانان احساساتی و آرمانگرا راکه، شستشوی مغزی داده شده اند ، پیشگیری نمود.
هادی شمس حائری و مسعود جابانی ساکنین شهر خرونینگن میتوانند در این رابطه یاری رسانند.آنها براساس تجربیاتشان، میدانند که تروریستها چگونه و از چه متدی برای به دام انداختن جوانان پرشور استفاده میکنند.
گزارش از هیلبراند پولمان
مسعود جابانی بیست و شش ساله بود که از ایران آیت الله خمینی فرار کرد. او برای ادامه فعالیتهای سیاسیش به مجاهدین مستقر در عراق، تحت نظر صدام حسین پیوست. او در آن زمان معتقد بود که میتواند از طریق مبارزه سازمان یافته جبهه ای، ایران تحت حاکمیت ملایان را آزاد نماید.
مجاهدین در عراق نیروی نامرئی و ویژه صدام را، برای جنگ با ایران و همچنین سرکوبی کردها و شیعیان عراق تشکیل میدادند.رهبر مجاهدین از اعتقاد آنان به خودش سوء استفاده کرد او با بکارگیری روشهای مخصوصی که فرقه ها در جذب و شستشوی مغزی و عملیات انتحاری جوانان آرمانگرا بکار میبرند، توانست آنها را برای رسیدن به اهداف خودش ، مانند عملیات انتحاری و شهادت آماده نماید.
جابانی از طرف سازمان، در پاکستان ماموریت یافته بود تا جوانانی را که از ایران بنابه دلایلی فرار میکردند جذب نموده و به سازمان معرفی نماید بویژه جوانانی که پرشور بوده و عشق مبارزه را در سر میپروراندند بیشتر در دام سازمان میفتادند.
جابانی گفت : پس از مدتی در عراق مشاهده کردم که چگونه مجاهدین راه اشتباهی را انتخاب کرده و نیروهای خودرا نیزدر آنجا تحت فشار قرار میدهند.
جابانی بقیه شرح حال خودش را در اتاق نشیمن ادامه داد.او به سمت کامپیوتر رفت و سایتی را نشان داد که در آن
زندانیان در عراق توسط ارتش صدام با چوب و مشت و لگد به قتل میرسیدند.او توضیح داد که در سالهای آخر قبل از سقوط صدام ، جداشدگان نیز به این نوع زندانها فرستاده میشدند.
مجاهدین تا سال 1986 با نیروهائی که میخواستند از آنان جداشوند ، برخورد متمدنانه تری داشتند و جابانی در ان سال از آنان جداشده و زندگی جدیدی را آغاز نمود.او دو باره به پاکستان برگشت ولی در آنجا امنیت جانی نداشت.
او توسط سازمان ملل پناهندگی گرفت و به هلند دعوت گردید.پس از مدتی که در آپلدورن سپری کرد، وارد خرونینگن شد و پس از مدتی دانشجوی رشته روان_ درمانی گردید و به مدت سیزده سال نیز به تدریس زبان مادری اشتغال یافت و در شهرداری استخدام گردید.
سالهای آخراو به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی خود افزود بویژه جهت تشنج زدائی و نزدیک کردن اقلیتهای مسلمان و معرفی آنان در جامعه هلند تلاش بسیاری نمود.
جابانی در رابطه با افزایش جوانان رادیکال در جامعه ابراز نگرانی کرد و گفت که من بخشی از گذشته خودم را در محمد ب و سمیراآ میبینم.
او ودوستش هادی شمس حائری کانون ضد تروریسم را در خرونینگن بنیاد نهاده اند.
جابانی براساس تجارب خودش که در مجاهدین کسب کرده است، کتاب سکت را نوشته است.در این کتاب در مورد پروسه انسانهای نرمالی که تبدیل به یک تروریسم میشوند ، توضیح داده شده است.
هادی شمس حائری و او سایت آنتی ترور را برای فعالیتهایشان برگزیده اند
آنها بارها به مسئولین هلند مانند وزرای دادگستری و امور داخله، در مورد فعالیتها و تهدیدهای مجاهدین هشدار داده اند. مجاهدین براساس تجارب و همکاریشان با سازمان اطلاعات صدام استخبارات بسیار خطرناکتر از گذشته میباشند و در اروپای آزاد میتوانند به عنوان دستهای نامرئی صدام عمل نمایند.
چگونه میتوانند این دو فرد ساکن خرونینگن، در رابطه با کاهش رادیکالیسم موثر باشند؟
هادی شمس میگوید: میتوان آن را با واکسینه کردن بدن علیه یک مریضی، مقایسه کرد. جامعه را نیز میشود علیه تروریسم واکسینه کرد.اگر کمی از ویروس ضعیف شده به بدن این جوانان رادیکال تزریق شود ، طبیعتا درمحیط و آموزش مناسب، آنتی ویروس عمل میکند و آنان را در مراحل بعدی وارد فاز دیگری خواهد نمود.
ما میدانیم که این جوانان چگونه می اندیشند و چگونه حواس پنچگانه آنان عمل میکند. جابانی ادامه داد
ما میتوانیم آنان را با روش مناسب، برای فعالیتهای تروریستیشان، حداقل به شک بیندازیم. این مهمترین قسمت کار است. اگر جوانی برای نابودی هدفی شک کند ، دیگر دستش میلرزد و نمیتواند آن را به انجام رساند.
یک تروریسم واقعی! که در آخر فاز رادیکالیسم قرار گرفته است، نمیتواند برای نابودی هدفش تردید نماید.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا