وارونه نمایی

به تعبیر آقای سعید مقصودی، سازمان مجاهدین تروریست است!

درپروسه ی هذیان گویی های باند رجوی، این بار نوبت آقای سعید  مقصودی بود که مطلبی با عنوان: " دیدار مالکی با پدر خوانده اش خامنه ای " دروبسایت همبستگی ملی- تو بخوان نفاق ملی- منتشر کند.
سعید مقصودی مینویسد:
" پس از شکست تلاش های رژیم آخوندی برای سرپا نگهداشتن مالکی، او به نزد پدرخوانده و اربابش به تهران رفته تا بار دیگر سرسپردگی اش را به ولی فقیه ارتجاع نشان دهد. او دیگر به مهره سوخته ای تبدیل شده که نه تنها نمی تواند توطئه ای بر علیه مجاهدین انجام دهد. بلکه باید کلاه خود را دو دستی بچسبد که باد حوادث او را با خود نبرد. و با تظاهرات مردم عراق که خواهان محاکمه او هستند باید منتظردادگاه های عراق باشد…علاوه بر آن باید منتظر محاکمه در دادگاه اسپانیا به جرم جنایت علیه بشریت و کشتار مجاهدین هم باشد. بلی دوران عوض شده آن سبو بشکست و آن پیمانه ها ریخت. تیغ رژیم در عراق کند شد. با پایداری با شکوه اشرفیان، قتل و کشتار، تیغ و تبر وموشک کارائی خود را از دست داد و مجاهدین سرفرازانه از این آزمایشات، پیروز صحنه شدند. مالکی با خفت و خواری رفت و مجاهدین این گوهران بی بدیل گنجینه عظیم مردم ایران یکی پس از دیگری سد و مانع را کنار زدند و با خون و شکنج راه انقلاب و مقاومت را گشودند. بقول برادر مسعود مجاهدین از اول هم به خطرات این راه آگاه بودند و اگر زمانه صد بار هم از این خطیرتر باشد باز هم مقاومت خواهند کرد. مجاهدین با پایداری با شکوه خود طرحی نو در افکندند ".
بدون اینکه درنظر داشته باشم که به عملکرد آقای مالکی درعراق بپردازم، خاطر نشان میسازم که او یک تبعیدی صدام به ایران بود که سالیان زیادی بعنوان عضو مطرح مجلس انقلاب اسلامی عراق درایران حضور داشت!
بعد از سرنگونی صدام به عراق برگشت و حزب وجناح وابسته به مالکی درانتخاباتی که آمریکا برآن نظارت کامل داشت، به پیروزی رسید!
حتما که در دوره ی ریاست اش بر دولت عراق خطاهای کمی نداشته ولی این نکته ی مثبت را هم داشت که مانع اعطای حقوق کاپیتالاسیونی به آمریکا گردد و مصرانه خواستار بیرون رفتن ارتش آمریکا شده وموفق به انجام این کار هم شد که بنظر می رسد، مشکل اصلی فرقه ی رجوی با مالکی درهمین مسئله نهفته باشد. چرا که استمرار اقامت ارتشیان آمریکا درعراق، هر ضرری هم که برای منطقه و مخصوصا خود مردم عراق داشت، برای گروه مافیایی رجوی نعمت بزرگی بود!
در زمانی که قوای آمریکا درعراق فعال مایشائی میکرد، مجاهدین رجوی هم ازآزادی عمل زیادی برخوردار بودند و کمپ اشرف را به محل آموزش و تامین مالی ومحل تصمیم گیری های القاعده  وگروه های تکفیری دیگرتبدیل کرده بود که با رفتن ارتش آمریکا نه تنها این روند توسط پلیس عراق قطع شد، بلکه باند رجوی موفق به حفظ کمپ اشرف را هم بعنوان سکوی پرتاب جنگ وخونریزی برعلیه مردم ایران هم ازدست داد که دلیل تمام نوشته های این چنینی وابستگان این فرقه و آه وناله هایشان، صرفا ازاین بابت است!
بدین ترتیب، رفتن مالکی به دیدار رهبری ایران امر غیر عادی تلقی میشود و دیگر اینکه جریان و تشکل او، قویترین فراکسیون پارلمان عراق را بعهده دارد و مالکی با داشتن این سمت بزرگ، همچنان یک سیاستمدار عراقی مطرح بشمار میرود وسفر او به ایران هیچ جای تعجبی ندارد.
دیگر اینکه همه مانند رجوی نیستند که ریاست و زعامت مادام العمری را در قبرستانی که  مناسبات مجاهدین خلق نام دارد، همواره بتوانند داشته باشند و پرواضح است که چنین قولی به مالکی هم داده نشده بود و او مانند هزاران نخست وزیری که در کشورها بوده اند، ازاین سمت دست کشید.
آقا سعید خان مقصودی سخنانش را اینگونه ادامه می دهد:
"مالکی گفت: ایران همواره بیشترین مساعدت را در عراق برای مقابله باتروریست ها داشته است(کائنات 18 نوامبر) – در اینجا به عیان نقش مستقیم رژیم را در کشتار مجاهدین در اشرف و لیبرتی می بینم. این گفته مالکی نشان از این دارد که او مجری دستورات خامنه ای بوده و معاهده دو جانبه را در سالهای گذشته را مو به مو اجرا کرده و با بی عملی آمریکا و دیگر مماشاتگران (حتی سازمان ملل) خط سرکوب و کشتار را در اشرف و لیبرتی را پیش برده است ".
اینکه صحبت مالکی از کمک های ایران درمبارزه با تروریزم را فرقه ی رجوی بخود گرفته  واقدامات مربوط به اشرف را مبارزه با تروریزم تفسیر کرده، خود بخود نشانگر آن است که  خود حضرات تروریست بودن مجاهدین را قبول دارند و ازسر حواس پرتی این اعتقاد باطنی را دراین نوشته برملا ساخته اند!!
آیا دربیان این عبارت که مبارزه باتروریزم مالکی همان مبارزه با مجاهدین خلق است، اشتباهی شده ویا نویسنده برای پرکردن صفحه ی کاغذی که باو داده شده، از زور کم سوادی مجبور به نوشتن چیزهایی شده که بتوان استنتاج تروریست بودن باند رجوی را ازآن کرد یا همان گزینه ی حواس پرتی وسردرگمی صحیح تراست؟!
وبازهم صحبت از" مماشات " است که این بار دامن سازمان ملل متحد را هم گرفته است ودر این مورد باید ازآقا سعید پرسید که سازمان ملل متحد چه چیزی بهتر ازآنکه زمینه ای برای ملاقات اعضای خانواده های صدمه دیده وگروگان داده فراهم نیآورده ودر عوض آن اجازه ی استمرار مغزشوئی اسرای لیبرتی را به رجوی داده، میتوانست بکند.
درمورد رفتار تعلل آمیز سازمان ملل متحد که عملا بسود رجوی است، خانواده های داغدار ایران شکایت ها دارند!
فرید
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا