اطلاعیه شماره ۳ دو پدر معترض در شهر محل اقامت مریم رجوی در فرانسه

روز دوشنبه ۱۳ ژوئیۀ جاری اینجانبان مصطفی محمدی فعال تشکیلاتی قدیمی سازمان مجاهدین خلق در کانادا و قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در ادامۀ فعالیتهایمان برای رهایی دخترانمان سمیه محمدی و زینب حسین نژاد به شهر اورسواز فرانسه در نزدیکی پاریس که مقر و مرکز خارج کشوری فرقۀ رجوی در آنجا قرار دارد رفته و به فعالیتهایمان مانند روزهای گذشته شامل مراجعه به مردم و دادن بروشور و تراکت دارای تصاویر دختران اسیرمان به آنها مبنی بر درخواست انتقال آنان و سایر ساکنان کمپ لیبرتی از عراق و دادن امکان دیدار به آنان با خانواده هایشان و حمل پلاکارد با همان مضمون و تصاویر پرداختیم.
 اوباش و فالانژهای فرقۀ رجوی که موقع فعالیت افشاگرانۀ ما در داخل شهر اورسوراواز از ترس مردم جرأت جلو آمدن نداشتند به تعقیب و مراقبت ما پرداخته و موقع بازگشتمان از شهر در نقطه ای از جاده که بیابانی و فاقد آبادی بود با ماشین خود به ماشین ما زده و آن را متوقف کردند و به دنبال آن سه ماشین دیگر نیز حاوی اوباش رجوی سررسیده و به ما (قربانعلی حسین نژاد و مصطفی محمدی و دخترش) حمله کردند ولی به محض متوقف شدن ماشینهای عبوری و جمع شدن مردم جرأت تحرک نداشته و سراسیمه شروع به فحاشی و تهمت زنی و تلاش برای شوراندن عابرین علیه ما کردند که ما نیز به نوبۀ خود جوابشان را داده و برای مردم ماهیت آنها را افشا کردیم و در نتیجه مردم به دفاع از ما پرداختند تا اینکه جریان را به پلیس اطلاع دادیم و با حضور پلیس و روشن شدن موضوع و هدف ما مبنی بر درخواست آزادی دخترانمان از چنگ فرقۀ رجوی تعدادی از افراد فرقه با استفاده از شلوغی و تجمع مردم پا به فرار گذاشتند ولی پلیس دو نفرشان را به اسامی محمود ائمی (با اسم مستعار محسن عباسی) مسئول اطلاعات و امنیت فرقه در فرانسه و حمید رضا نجمی دستگیر کرده و مورد بازجویی قرار داد. جالب است وقتی پلیس از محسن عباسی پرسید: شما آنجا چه می کردید و چرا جلوی اینها را گرفتید؟ گفت: ما از آنجا رد می شدیم اینها را و جمعیت را دیدیم و ایستادیم برای تماشا!!
ما همراه پلیس و دستگیر شدگان به پاسگاه ژاندارمری محل رفته و شکایتمان را از اوباش فرقه مبنی بر حمله به ما و تخریب ماشین کرایه ای ما و دزدیدن کارت هویت و کارت بانک و محتویات جیب اینجانب حسین نژاد مطرح کردیم که توسط مسئولین پاسگاه ثبت شد و مأمور پلیسی که به درخواست اینجانب (حسین نژاد) مدارک مرا از دست افراد فرقه گرفت و به من برگرداند موضوع را به عنوان جرم این افراد گزارش کرده است. همچنین پلیس با نامه به پزشک قانونی ما را برای معاینه و گواهی پزشکی به علت مورد ضرب و جرح قرار گرفتن ما معرفی کرد و شکایتهای ما را برای پیگیری به نهادهای قضائی منتقل نمود و در برگۀ شکایت قید نمود که افراد فرقه قصد ربودن ما را داشتند و در صورت دیر رسیدن پلیس به ما تعرض کرده و ما را می ربودند. تصویر ماشین ما بعد از حملۀ ماشین حامل اوباش مریم رجوی را مشاهده می کنید:
 بعد از این جریان افراد و مسئولین دیگری از فرقه برای در بردن افراد دستگیر شده شان به پاسگاه پلیس آمدند که پلیس همه شان را از پاسگاه بیرون کرد ولی به علت مخفی شدن اراذل و اوباش فرقه در کوچه ها و باغهای اطراف پاسگاه دو ماشین پلیس ما را تا خروج از شهر برای برگشتن به پاریس اسکورت نمود و بعد از خروج ما نیز جادۀ پشت سر ما را برای مدتی بست تا ماشینهای افراد فرقه به تعقیب ما نپردازند که این خود نشانگر شناخت پلیس و مقامات محلی از ماهیت خشونت طلبانه و تروریستی این فرقۀ ساکن شهرشان می باشد.
 این شرح کل حادثه و واقعیت امر بود. اما بپردازیم به اطلاعیۀ سراپا وارونه گویی و فرار به جلوی صادره از به اصطلاح «کمیسیون امنیت و ضد تروریسم» فرقه در قلعۀ مافیایی رجوی در اورسواواز که جرأت امضا به نام سازمانشان یا همان فرقه شان را ندارند و با نام جعلی «شورای ملی مقاومت» امضا می کنند. در این اطلاعیۀ فرقه گذشته از توصیفات و القاب و تهمتهای نفرت بار تکراریشان صحبت از «دستگیری و بازجویی» ما شده که واقعا دیدن این اطلاعیه در سایت دست دوم فرقه (از فرط پوچی و مضحک و مسخره بودن مضامین آن نخواسته اند در سایت رسمی فرقه منتشر شود!!) بسا موجب انبساط خاطر و خندۀ ما شد و مطالب آن تنها برای روحیه دادن و فریب افراد از همه جا بی خبر لیبرتی است و حتی هواداران خارج کشوری فرقه را هم می خنداند!!. چرا که اقدام افشاگرانۀ ما در کشور آزاد فرانسه کاملا قانونی بود و این کار افراد فرقۀ رجوی است که ضد آزادی بیان و تجاوز به حقوق دیگران و از لحاظ قوانین فرانسه جرم می باشد و این افراد فرقه می باشند که دهها سال است در خیابانهای فرانسه با گرفتن جلوی مردم و اخاذی از آنها با انواع دروغها و فریبکاریها مزاحم مردم فرانسه می شوند و همین هم یکی از جرمهای مریم رجوی موقع دستگیریش در ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۳ بود.
در اطلاعیۀ فرقه ضمن نوشتن یاوه هایی ساخته و پرداختۀ ذهن اطلاعیه نویسان حضرات به عنوان «اطلاعات به دست آمده هنگام بازجویی از حسین نژاد»! ادعا شده که صدای اینجانب (حسین نژاد) را ضبط کرده اند!! ناشی گری اطلاعیه نویسان فرقه اینجا کاملا رو می شود چرا که فکر نکرده اند هر کسی می داند که پلیس موقع بازجویی (که هرگز ما بازجویی نشده ایم) یا ثبت شکایت دستگاه ضبط و فیلمبرداری نمی گذارد وانگهی شما که مدعی هستید صدای ضبط شدۀ مرا دارید لطفا بفرمایید صحبت مرا به زبان فرانسه یا همراه با ترجمۀ آن به فرانسه و با صدای پلیس فرانسه که سؤال می کند و برای من ترجمه می شود پخش کنید! اگر پلیس حین بازجویی صدای ما را ضبط می کرده و اینقدر دستگاه دولتی فرانسه به ادعای یاوه و مضحک شما در خدمت شما قرار دارند که نوار ضبط شده را در اختیار شما گذاشته اند!! پس چرا صحبت از اعترافات! آقای محمدی و دخترش و اینکه صدایشان را داریم نمی کنید؟! اگر شما در اعترافی آشکار به نقض حاکمیت فرانسه می گویید صداها را حین “بازجویی” در پلیس فرانسه ضبط می کنید بفرمایید صدای هر سه نفر ما را هنگام ثبت شکایتمان برای اطلاع عموم پخش کنید! (بگذریم از اینکه شما در تقلید صدا و درست کردن صحبت وجعل حرف و نوشته به اسم افراد تجربۀ سالیان را دارید و اینجانب حسین نژاد و بسیاری از جدا شدگان شاهد بسیاری از نمونه های آن در عراق از جمله تقلید صداهای عراقیان و درست کردن مصاحبه از زبان آنها که متن سؤال و جواب تهیه شده توسط عباس داوری به زبان فارسی! را اینجانب حسین نژاد به عربی ترجمه می کردم! و حتی تقلید صداهای افراد خودمان در اشرف توسط فرید معدومی بودیم)، نکند اصلا می خواهید القا کنید که پلیس و پاسگاه یا ژاندارمری اورسوراواز تماما خودتان هستید و آنجا هم مثل عراق صدام حسین دم و دستگاه دولتی تماما در خدمت عالیجنابان می باشد؟!! اسمی هم که به نام سرپل سفارت!! نوشته اید مطلقا ساختۀ خودتان می باشد و شماره تلفنها هم ساختگی و یکی هم از شماره های عمومی سفارت رژیم در پاریس است که هر کسی می تواند آن را از روی انترنت و سایت سفارت بنویسد و شاید هم از خانواده های خود پادوهای مریم رجوی که مرتب از ایران آمده و با آنها در پاریس در هتلهای گرانقیمت دیدار می کنند گرفته اند! برای افشای هر چه بیشتر دروغهای گوبلزی و ساختگی تان متن اظهارات و شکایت ثبت شدۀ اینجانب حسین نژاد توسط ژاندارمری اورسواواز را که به روشنی در تیتر و موضوع ما را «victime» یعنی قربانی و در حقیقت شاکی معرفی کرده در اینجا منتشر می کنیم تا خوانندگان ببینند که ما اظهاراتی و شکایتی در پاسگاه پلیس جز در مورد و علیه تهاجم نوچه های مریم قجر و حرکتها و حرفهای آنها و هدف و خواستمان مبنی بر آزادی دخترانمان از گرو و اسارت فرقه در عراق نداشتیم و اگر ادعاهای مسخره و وارونۀ اطلاعیه نویسان فرقه صحت داشت پلیس در متن اظهارات ما ثبت می کرد.
این شما هستید که همیشه مزدوران دستگاههای بدنام اطلاعات کشورها بوده و هستید. دیروز نوکری و جاسوسی برای اطلاعات صدام حسین و امروز پادویی و جاسوسی برای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا می کنید که آنهم با توافق نهایی اتمی، دیگر سوخت و خاکستر شد و روسیاهی و لکۀ سیاه ننگش تا ابد برای ذغال مریم قجر ماند تا از سوزش و جلز ولزی اش رو به اینگونه سوز و گدازها و یاوه های مسخره و خنده دار علیه ما جداشدگان و خانواده های ساکنان اسیر زندان لیبرتی بیاورد.
 بقیۀ یاوه ها و تهمتهای مضحک این طنزنامۀ مسخره به قدری ناشیانه و از فرط درماندگی و دستپاچگی سران فرقه خزیده در قلعه شان در اورسواز و عصبانیت ناشی از رسوایی و افشاشدن بیش از پیش ماهیتشان نزد پلیس و دولت فرانسه می باشد که نیازی به پرداختن به تک تک آنها نیست از جمله نحوۀ پرداخت «حقوق ماهانۀ ثابت»! برای ما پناهندگان از سوی «وزارت اطلاعات و سفارت رژیم»! که یک نفر از آلمان! هر ماه حتما با صرف هزینه های گزاف آن هم از سوی دولتی که در همۀ پایتختهای اروپا سفارت دارد می آید پاریس! تا دستی مثل پولهای صدام که بسته بسته به شما می داد به ما پول بدهد!! گفته اند دروغگو کم حافظه می شود ولی نگفته اند دروغگو این قدر گیج و منگ و عقب افتاده می شود!..
 ما در یک کشور آزاد تنها به بیان مسالمت آمیز خواسته مان در یک شهر فرانسوی پرداخته ایم این شما سران فرقۀ هستید که با قلدری و قلچماقی و نقض حاکمیت فرانسه “حادثه سازی و ایجاد درگیری کرده” اید و این شما هستید که دوربینهای متعدد اطراف قلعه تان در اورسواز همچون قلعۀ اشرف برای کنترل افراد خودتان که برای رهاییشان از اسارت در این فرقه دست از پا خطا نکنند نصب کرده اید.
 نوشته اید که اینجانب حسین نژاد ترسیده بودم! از چه کسی ترسیده بودم؟ اگر از حمله و هجوم شما ترسیده بودم پس اعتراف می کنید که با قلدری و چاقوکشی و عربده کشی تان در کوچه ها و خیابانهای اور سور اواز جو رعب و وحشت ایجاد کرده اید؟ و این در حالی بود که پلیس مدتها بعد از حملۀ شما به ماشین ما در محل حاضر شد و پلیس را هم ما خودمان خبر کرده بودیم و این شما بودید که از حضور پلیس وحشت داشتید و چند نفرتان قبل از رسیدن پلیس دررفتید و پشت سر هم نفر مسئولتان محسن عباسی به بقیه می گفت: ولشان کنیم بیایید برویم الآن پلیس می آید!!.
 اما در مورد ملاقات اینجانب مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه دیگر در وقاحت و دروغگویی و فریب افکار عمومی و قمپز درکردن اینکه دولتی در دولت فرانسه تشکیل داده اید! واقعا سنگ تمام گذاشته اید. نوشته اید وکیل اینجانب مصطفی محمدی مدعی! تابعیت فرانسه و وکالت می باشد بعد هم در تناقضی آشکار گفته اید که او وکیل یکی از همدستان تروریستها بوده است! و می گویید پلیس فرانسه افراد را دستگیر می کند بعد هم بلافاصله از شهر محل اقامت شما اخراجشان می کند!! مگر وکیل و ما مقیم آنجا بودیم که اخراجمان بکنند؟!! و هر کس وارد شهر اور سور اواز می شود یا بخواهد وارد شود و با مردم حرف بزند یا اعلامیه پخش کند «دزدانه» وارد می شود!! بعد هم از ترس پلیس! فرار می کند!! عجب!! حتما خودتان هم موقع نوشتن و تایپ این جملات همراه مرغهای پختۀ سفرۀ مریم خانم در نهار ماه رمضان! خنده تان گرفته است. نکند حضرات نامحترم خوش نشین قصر مریم قجر در اور که همه شان بالاتفاق و در رکاب علیا مخدره شان و همسر سابق لاحقش! بلافاصله بعد از سقوط دیکتاتور سابق عراق صدام حسین «دزدانه» فلنگ را بسته و در یک «فرار تاریخساز دیگر»! راهی دیار فرنگ شدند و همۀ مجاهدین را بی خبر در عراق زیر بمباران آمریکایی ها و بعد هم جنگ داخلی عراق رها کردند هنوز هم در فضای آن دیکتاتوری بسر می برند و به اصطلاح خودشان صدام «قورت داده اند» که اینجا یعنی خاک فرانسه را هم با عراق آن زمان عوضی گرفته اند که همه از پخش یک اعلامیه هم می ترسند!! و باید برای آن «دزدانه» وارد یک شهر شوند؟!!
نوشته اید «یک سایت اطلاعات آخوندها متعلق به مزدور عیسی آزاده»!! واقعا انشای نویسنده تان در بیسوادی بیست است! اولا اگر سایت اطلاعات رژیم است دیگر متعلق به چه صیغه ایست؟ و ثانیا اولین بار خبر و عکس ملاقات اینجانب مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه را سایت «پیوند رهایی» منتشر کرد که هر فرد باسوادی با توجه به نام نویسندۀ مطالب آن می تواند بخواند که سایت متعلق به کدامیک از جدا شدگان از سازمان مجاهدین می باشد ولی این که سواد پادوهای مریم رجوی دچار رطوبت رودخانۀ کنار کاخ علیا مخدره شده است ربطی به ما ندارد جزء امور شخصی شان می باشد!!..
اگر شما مثل «افشاگریهای اتمی»! شکست خورده تان این قدر اطلاعات در رویدادهای کاخ الیزه دارید مرحمت فرموده اسم آن «تاجر فرانسوی» را هم می نوشتید مگر می شود کسی اینهمه جزئیات از شغل و سوابق کسی بداند ولی اسمش را نداند؟! وانگهی چرا مدارک مربوط به این سناریوی مسخرۀ بازخواست مهدی ابریشمچی از مشاور رئیس جمهور فرانسه و گزارش و جواب او! را منتشر نکرده اید؟ و این در حالیست که ما مدارک مستند این دیدار یعنی عکسهای مربوطه را منتشر کرده ایم، کو نامۀ ابریشمچی و کو نامۀ مشاور رئیس جمهور فرانسه با امضای خودش؟ مگر اینجا را با عراق و قرارگاههای سرکوب و وحشت خودتان در عراق عوضی گرفته اید که به افراد خودتان چنین القا می کنید که برای مشاور رئیس جمهور فرانسه هم «دیگ» گذاشته و او را به نحو مسخره ای که نوشته اید وادار به توبه و «بیان نقطه آغاز و واقعیت و زبان نون»! کرده اید؟!!. وانگهی شما به چه حقی و با چه منطقی بالاترین ارگان کشوری مثل فرانسه و مشاور رئیس جمهور آن را فریب خورده توصیف می کنید؟َ!.
 در مورد مقالۀ به اصطلاح ایو بونه در نشریۀ هافینگتون پست نیز باید بگوییم که اینجانب حسین نژاد که سه دهه در بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین کار کرده ام به خوبی با این شگردهای فریبکارانه و نوشتن مقاله و کتاب و حتی مصاحبه به اسم شخصیتهای خارجی بدون اطلاع آنها و یا با پرداخت مبالغی به آنها جهت حق السکوت و چاپ پولی آن در مطبوعات آشنا بوده و دارای تجربۀ عملی از نزدیک هستم و تمام افراد دارای اندک سواد سیاسی هم با این شگردهای شما به خوبی آشنا هستند.
 لاطائلات دیگر در مورد دختر آقای محمدی و از زبان او نیز که تماما مثل همیشه بدون ارائۀ مدرک مستند می باشد به قدری طی این سالیان تکرار شده که به هیچوجه شایستۀ پاسخگویی و پرداختن به تک تک آنها نیستند و در این مورد فقط به این بسنده می کنیم که اگر شما راست می گویید بگذارید دختران ما از قلعه تان بیرون آمده و با ما پدرانشان ولو برای چند لحظه دیدار کنند و این حرفهایشان را رودرروی ما بگویند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
 در خاتمه ما چنانکه در نامه هایمان به مقامات فرانسه از جمله وزارت کشور و ریاست پلیس و ژاندارمری فرانسه نوشته ایم تأکید می کنیم که هیچ چیزی جز فرزندانمان یعنی دو دخترمان سمیه و زینب را که چنانکه در متن شکایت ثبت شدۀ ما توسط پلیس آمده است به عنوان گروگان در نزد این فرقه در عراق بسر می برند نمی خواهیم و ما تنها خواستار بیرون بردن فرزندانمان از عراق و دیدارمان با آنان هستیم فرزندانی که از کودکی آنها را از ما گرفته و به جهنم عراق و پادگانهای نظامی خودشان در آنجا برده اند و اکنون نیز جانشان در آنجا در خطر است و تنها مانع این خواسته مان را رهبر سازمان مجاهدین یعنی مسعود رجوی و مجریان دستورات او در مقر مرکزی این فرقه در فرانسه می دانیم.
ما از مقامات فرانسوی خواستار رسیدگی هر چه زودتر به شکایتهای متعدد ما از جمله به شکایتهای اینجانب مصطفی محمدی در رابطه با ضرب و جرح من و دخترم توسط ایادی مریم رجوی و همسر سابقش مهدی ابریشمچی در شهر اورسوراواز و پخش اعلامیه طی دیروز و امروز علیه اینجانب محمدی در اطراف و داخل ساختمان محل اقامتم در پاریس هستم و ما خواستار اخراج این فرقه از خاک فرانسه هستیم زیرا آنها همچون کارهایشان در عراق در امور فرانسه نیز دخالت کرده و حاکمیت این کشور و اصول پایه ای جمهوری فرانسه را که آزادی و دموکراسی است نقض می کنند.
 قربانعلی حسین نژاد
 مصطفی محمدی
 ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۵ – ۲۴ تیر ۱۳۹۴ – پاریس
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.