وارونه نمایی

رجویها! فرار یک پسر و دختر نوجوان که احتیاج باین همه پرنویسی نداشت!

دو نوجوان اهل جلفای تبریز بنام های فرزاد مددزاده وپریا کهندل (دایی ودختر خواهر) مدتی است که کشور را ترک کرده ودر جلسه ی مربوط به "نفی؟! اعدام " مریم رجوی شرکت نموده وحرف های احساساتی ودور ازمنطق وواقعیت زدند!
فرار 2نفربا مشخصات فوق، ازکشوری که میلیون ها مهاجر تحصیلکرده وهزاران نخبه درخارج دارد، امری عادی وغیر قابل توجه است و حادثه ای درحد  ریختن پر یک کنجشگ هم بشمار نمیرود!
 برعکس، برجسته کردن این حادثه ی بغایت بی اهمییت است که غیر طبیعی مینماید ونشانگر موقعیت نزار شخص وجریانی است که آنرا بعنوان حادثه ی تاریخی ونمود رشد پایگاه اجتماعی خود درداخل کشور تلقی نموده و با استفاده ازآن، توفانی در آب یک فنجان براه میاندازد!
جریان مورد نظر سایت ایران افشاگری باند رجوی است که " سرسخن خود را باین مسئله اختصاص داده وطی یک انشاء نویسی مبسوط، نام آنرا " شلیک‌های دقیق و سنگین به قلب فاشیسم مذهبی " نامیده است!
بدون توجه به یک صفحه مقدمه گونه ازاین انشاء نویسی، در قسمتی ازاین " سرمقاله ی ایران افشاگری میخوانیم:
"…سخنان «پریا کهن‌دل» و «فرزاد مددزاده» در کنفرانس پاریس به مناسبت «روز جهانی علیه اعدام» (۱۸ مهر ۱۳۹۴) و در حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، از وقایعی است قابل‌تأمل. روشن شدن چراغی بود در تاریکی… آگاهی و شعور بود که خود را به نمایش می‌گذاشت و «انقلاب» بود که کارنامة ممتاز سالیان صبر و ظفرش را دریافت می‌کرد و… همه‌چیز درهم‌تنیده بود، معجونی پدیدار بود از آن جنس که «پدر» به «پریا» نشانی داده بود: «… من از شراب نابی نوشیده‌ام که تو حتی بوی آن را هم استنشاق نکرده‌ای…».
خیلی عجیب است!
آقایان وخانم های آلت دست رجوی فرار بیش از یکهزار نفر از تشکیلات مخوف رجوی را ندیده اما پیوستن  این دونفر به دنیای تاریک وسرد مناسبات رجوی را یک واقعه ی تاریخی به خورد اعضای خود میدهند واین مسئله بیش ازهمه ضعف این تشکل ضد ملی ومردمی باند رجوی را نشان میدهد!!  
بازهم بوی این شراب ناب غیر زمینی مورد تعریف قرار نگرفته و احتمالا که تنها درعالم خلسه و ازدست دادن آگاهی بشری به انسان های هیپنوتیز شده قابل درک است که البته با دنیای واقعی شباهتی ندارد!
ما سخنان این دختر وپسر فامیل و متاسفانه وابسته به یک خانواده ی آنرمال را چیزی جدا ازتلقینات سه دهه ای مسعود رجوی ندیده وهرگز تصور نمی کنیم که آنها کاشف یک تئوری مبارزاتی مدرن هستند و این تئوری ها؟! بر دانسته های تئوری بشری چیزی را خواهد افزود وبرعکس آنها راسخنان دائما دیکته شده وهیستیریکی ارزیابی میکنیم که بزودی فراموش خواهد شد: " ازدل برنخاسته وبر دل نخواهد نشست " و شبیه اشعار مداحان درباری به چیزی نخواهد ارزید!
آورده شده است:
زمانی که آن انتخاب فرخنده در مهرماه سال 72 صورت پذیرفت، رهبر مقاومت آن را بالاترین سلاح استراتژیک ارتش آزادی‌بخش و بزرگ‌ترین شلیک به قلب ارتجاع زن‌ستیز آخوندی توصیف کرد، حالا 22 سال پس‌ازآن انتخاب خجسته، گذر‌ایام، روز از پس روز، صحت آن ارزیابی و نتایج درخشان آن انتخاب تاریخی را در ابعاد سیاسی اجتماعی بیشتر بارز می‌سازد و نشان می‌دهد…".
این انتخاب فرخنده همان طلاق های اجباری برای تمامی اعضای تشکیلات رجوی و دادن اختیارات نامحدود بود به مسعود خودشیفته وجوجه دیکتاتور، که همه ی ابعاد زندگی چند هزار نفر را دردست خود گرفته،  همه ی انها رابه روبوتی تک کاره تبدیل نموده و امیال وآرزوهای حیوانی خود را برآورده کند ومعلوم نیست که این مسئله چرا باید شلیکی برقلب ارتجاع باشد؟!
یعنی تامین امکانات فراوان برای عیش ونوش وجاه طلبی مسعود رجوی ومحروم کردن بقیه ازابتدائی ترین حقوق انسانی، احتیاج باین همه مبارزه؟! داشت؟! وآیا شما مبارزه را دراین سطح حقیر میبینید؟!
این پروسه که شرحش رفت، یک گام بزرگ بسوی ارتجاع است و نمونه های تاریخی قابل استنادی ندارد وازاین بابت میتوان به رجوی بعنوان خالق یک پدیده ی نادر، مدال داد وستایش اش کرد که سایت ایران افشاگر هم همین کار را انجام داده  وجور همه را کشیده است!
وحید  
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا