صالح کهندل، مرید رجوی درهمسویی کامل با اسرائیل وعربستان

نامبرده که به یک سرباز جمع کن برای رجوی اشتهار دارد وچندین نفر از نزدیک ترین اعضای فامیل خود را با اعزام به عراق به کام مرگ فرستاده واکنون درزندان گوهر دشت خود را یک زندانی سیاسی به حساب می آورد، خواسته است به مناسبت سالگرد انقلاب بهمن1357مثلا تحلیلی ارائه داده وضمن برشمردن گناهان حاکمیت ازنقطه نظر خود، ثابت کند که اگر حکومت در ده مورد مشکل اساسی داشته وتمامی احزاب و جریان های حاکم و اپوزیسیون هم درخدمت این اشتباه رژیم بوده، باند او که فرقه ی رجوی باشد، ابدا هیچ اشتباهی نداشته که هیچ، بلکه منشا خدمات گرانقدری هم بوده وهمه ازاین بابت بدهکار مجاهدین رجوی هستند.

در این تحلیل؟؟!! او که با عنوان: " بعد از 37 سال باید تابلوی خود را در قضاوت مردم قرار دهید " نوشته شده ومعلوم نیست که چگونه به این سرعت و آن هم ازداخل زندان به رسانه های رجوی رسیده ومنتشر شده، گفته است:

"… دخالت در کشورهای همسایه برای صدور انقلاب مخالفت با آن دشمن تلقی می‌شود".

این جمله دقیقا تکرار حرف های سردمداران حکومت صهیونیستی و وهابیت خونخوار است که اززبان این همشهری ما نقل میشود وهدف ازآن راضی کردن افکار عمومی ودولت های جهان است که به ایران حمله ی نظامی کند و…!

این هموطن وهمشهری عجیب وغریب ما که به طور مرموزی اینهمه وسایل ارتباطات درزندانی بنام گوهر دشت دراختیار دارد، اصلا باین موضوع کاری ندارد که بعد از فروپاشی شوروی، رژیم آمریکا به 25 کشور جهان حمله کرده است!

ظاهرا ازنظر آقای کهندل، حمله نظامی بهتر وانسانی تر از دخالت درامور کشورهای همسایه است که نتیجه ی این طرزتفکر آنست که ایران مقصرتر از آمریکا و… است وآیا این نگرش میتواند دریک ذهن سالمی شکل بگیرد؟

حضور ایران درهر کشور همسایه، با کسب مجوز ار دولت قانونی آنست و این حضور، منع قانونی نداشته وبرعکس ازوجاهت بین المللی هم برخوردار است!

یعنی اینکه ایران به تعهدات ومقاوله نامه هایش با کشورهای دیگر وفادار است!

این هموطن نوع دخالت ایران درامور همسایگان را روشن نکرده ومثلا نمی گوید که اگر این کار فرضی را قبول ندارد، چرا به مخاطبان خود توضیح نمیدهد که وجود دهها کانال تلویزیونی فارسی زبان که مدام برعلیه حکومت و ملت ایران سم پاشی کرده و زورمندان را به دخالت نظامی درامور ایران دعوت میکنند، مورد اعتراض ایشان نیست؟!

صالح بگ، درتعریف ازباند رجوی و شهادت به بی همتایی بودن آن چنین مینویسد:

" اما یک جریانی دیگر هم با تابلوی کاملاً متضاد با تابلوی رژیم آخوندی دیده می‌شود که در هیچ‌یک از سر فصل‌های تعریف شده با حاکمیت هم سو نبوده بلکه در تک‌تک آنها رو در روی آن قرار گرفته بود و به این انتخاب خود افتخار کرده و آن‌قدر نسبت به آن جدی بودند که تاوان بسیاری را متحمل شدند و از جمله از سازمان مجاهدین خلق می‌توان نام برد… هیچ حزب و سازمان یا فردی به جز سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران نمی‌تواند ادعا بکند در این 37سال گذشته تابلویی را خلق کرده باشد که با تابلوی رژیم آخوندی در تضاد باشد… ".

این یک دروغ آشکار است!

کسان مطلعی که حتی 50 سال عمر دارند وبه نوعی تاریخ زنده ی این انقلاب به شمار می آیند، میدانند که درابتدای کار، همین سازمان چگونه از بنیانگذار جمهوری اسلامی تعریف وتمجید میکرد و پیشنهاد می نمود که میلشیای مسلح خود را دراختیار ایشان قرار دهد که بعلت آگاهی موجود ازخصلت انحصار طلبی سازمان مجاهدین، این حاتم بخشی ها وپیشنهاد ها جدی گرفته نشد و زمانی که رجوی متوجه شد که ازاین راه به قدرت نخواهد رسید، نیت واقعی خود را به نمایش گذاشته ودرهمکاری آگاهانه یا ناآگاهانه با ارتجاعی ترین دسته بندی های موجود درایران وسازمان های اطلاعاتی بیگانه، اقدام به ایجاد حمام خونی کرد که درتاریخ معاصر ایران ابدا سابقه نداشت!

اگر دیگر جریانات چنین نکردند، کاری بهتر ومنطقی تر ازرجوی کردند و آقا صالح نمیتواند به آنها پز داده وخرابکاری ها وخیانت های مرادش- مسعود رجوی- را بعنوان مبارزه بخورد مردم داده  و یا به رخ احزاب دیگر بکشد!

   وحید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.