عملکرد سازمان مجاهدین خلق

مرداد 67، مرداب رجوی

پنجم و ششم مرداد1367 سالروز پیروزی عملیات مرصاد و شکست مفتضحانه و فرو رفتن رجوی خائن در مرداب به راه انداخته خود می باشد. رجوی در چنین روز و سالی که همزمان بود با آتش بس و صلح بین دو کشور ایران و عراق، با پیمان و توافقی که از قبل با صدام برنامه ریزی کرده بود و با پشتیبانی ادوات جنگی هوایی و زمینی ارتش عراق در توهمات خود قصد داشت استان های مرزی ایران و سرانجام تهران را تصرف نماید، صدام دیکتاتور که شروع کننده جنگ بود و در این هشت سال نتوانسته بود حتی یک وجب از خاک ایران را تصرف نماید به شکست نزدیک و زیر ساخت های مهم کشورش آسیب جدی دیده بود، لذا می خواست از آب گل الود ماهی بگیرد و در سایه و با مزدوری دست پرورده اش به هدفش که همانا حاکمیت ایران بوده برسد از اینرو قطعنامه 598 سازمان ملل یا همان پیمان صلح را پذیرفت تا با منحرف نمودن اذهان عمومی و بین المللی، رجوی و دارودسته اش را یک جریان خودجوش معرفی نماید و رجوی نیز در یک فراخوان شوم افراد زیادی از هوادارها و حقوق بگیرهای بیچاره را بدون هیچگونه اطلاع قبلی از حمله نظامی به ایران، از اروپا به سرزمین عراق کشانده و بدون هیچ آموزش نظامی و هر از گاهی با آموزش سطحی استفاده از سلاح سبک کلاشینکف افراد را روانه قتلگاه خود موسوم به”فروغ جاویدان” نمود که در نهایت به” فروق جاویدان” و مرداب سازمان و نیروهایش تبدیل شد و در این حملۀ نظامی بی نظم، رجوی جدا از افراد محبوس شده داخل تشکیلات و نفرات فریب خورده کشانده شده اروپا از اسیران جنگی ایرانی مسلمان و اقلیت های مذهبی که در اردوگاه های عراق اسیر و صدام به او اهدا کرده بود، استفاده نمود و گوشت دم توپ قرار گرفتند این اسیران جنگی از جمله اسرائی بودند که صدام آنها را در اردوگاه های جهنمی و بدور از چشمان و آمار کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی پنهان کرده بود.رجوی با خرسندی از تجهیزات نظامی و پشتیبانی هوایی و زمینی و نیروهای اهدایی ارتش عراق و با حرص و طمع باورنکردنی وغرق در توهم، در شب آغاز عملیات گفت:” بر اساس برنامه ریزی ها و تقسیمات انجام شده 48 ساعته به تهران خواهیم رسید و کاری که ما میخواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابر قدرت است، از پایگاه نوژه ترسی نداشته باشید هواپیماهای جنگنده عراق هر سه ساعت به سه ساعت پایگاه های هوایی نوژه و تبریز را مورد هدف قرار می دهند و هواپیمایی عراق پشتیبان ما هستند، علاوه بر آن ضد هوایی و موشک سام 7 هم داریم هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به همراه ستون ها خواهد بود و تمام ادوات جنگی ما نیز به صورت ستونی حرکت می کنند”.
سرانجام رجوی همۀ نیروهای خود را طی سه روز در مرداب و به مقتل فرستاد و خودش در کنار صدام و در کاخ پارسیان شنوای افتضاح به بارآمده خود شد و برای فرار از این مرداب و کسب آبروی بر باد رفته اش این شکست را بیمه نامه خود و سازمان تروریستی اش خواند و پس از بازگشت ته مانده عملیات بعد از مدتی برای آنکه اشتباهات و اتهامات خود از این شکست را بپوشاند با دجالگری پیچیده و از قبل برنامه ریزی شده در یک نتیجه گیری مضحک و با شامورته بازی در نشست سراسری با نیروهای خسته و از شکست بازگشته،علت شکست را جانانه نجنگیدن نیروها در صحنۀ نبرد و به فکر مقولۀ زن و زندگی بودن عنوان و این افکار را حائل مبارزۀ جانانه و پیروزی آنها دانست، که در این سناریو تعدادی افراد که قبلا” در اتاق فکر شستشو مغزی و مجبور شده بودند در اثبات یاوه های رجوی حرف بزنند، بازگو کردند که: آری زمانیکه در تنگه چهارزبر و درگیری مسلحانه بودیم بخش زیادی از ذهن ما درگیر زن و زندگی و لذت های آن بوده، به رهبری و پیروزی فکر نمیکردیم و زنده بودن برای رسیدن به امیال خودمان ارجح بود. از اینرو بار دیگر رجوی نیروهای اسیر و بیچاره را محکوم به بدهکار بودن و ناکارآمد بودن نمود و در یک اقدام ناباورانه بحث عقیم بودن ذهنی افراد تشکیلاتش را پایه گذاری نمود و به همین راحتی جای شاکی و متهم تغییر یافت و خونهای ریخته شده به خاطر طمع و جاه طلبی های رجوی به فراموشی سپرده شد. البته رجوی و شب پرستان فرقه بدانند که شاهدان عینی این عملیات و نشست ها، که همان جداشده ها هستند هرگز اجازه نمی دهند جنایت های جنگی و القائات ذهنی اسیران در فرقه در اذهان مردم ایران و جوامع بین الملی به فراموشی سپرده شود.
جاودانه باد یاد شهدای عملیات پیروزمندانه” مرصاد”
بیژن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا