اشک تمساح مریم قجر برای فوت دانشجویان دانشگاه

بعد از حادثه تلخ واژگونی اتوبوس و درگذشت تعدادی از دانشجویان عزیزمان که بسیار هم دردناک می باشد به خانواده هایشان تسلیت گفته و آرزومندم که بقیه زخمی ها شفا یابند. نکته ای که در پس این حادثه تلخ وجود دارد مفت خوری بعضی از جریانات مانند فرقه تروریستی رجوی است.
اولین چیزی که مریم قجر نشخوار می کند این است ” جان باختن دانشجویان در حادثه اتوبوس قلبم را به درد آورد!!!”. سئوال این است مگر شما قلبی در سینه دارید که به درد بیاید؟ چطور وقتی کودکان یمنی زیر بمباران هواپیماهای عربستانی کشته می شوند دلتان به درد نمی آید؟ وقتی مردم سوریه در شهرهای مختلف هدف کشتار وحشیانه تروریست های داعش قرار می گرفتند دلتان به درد نیامد؟ وقتی تعدادی از اهالی شهر اهواز هدف تیر اندازی کور تروریست های داعشی قرار گرفتند و شهید شدند دلتان به درد نیامد؟ وقتی به دستور شما و شوهر فراریتان اعضای سازمان را در زندانهای اشرف مورد شکنجه قرار داده و آنان را از بین می بردید دلتان به درد نیامد؟ وقتی کردهای عراقی را در عملیات مروارید زیر شنی تانکها و نفربرهایتان له می کردید دلتان به درد نیامد؟ وقتی …. البته می توان به تعداد زیادی از نمونه های مختلف اشاره نمود که هیچ کدام یک از آنان دلتان نه اینکه به درد نیامده بلکه از کشتار مردم هم خوشحال شدید. اکنون اشک تمساح ریختن برای تعدادی دانشجو که جانشان را از دست دادند بیشتر به تف سربالایی شبیه است که به صورت خودتان بر خواهد گشت.
مریم قجر در جای دیگری برای اینکه جنبه امنیتی به واژگونی اتوبوس دانشجویان بدهد عنوان می دارد که ” پس از واژگون شدن اتوبوس دانشجویان یگانهای ضد شورش وارد دانشگاه شدند با ورود این نیروها فضای دانشگاه امنیتی شد “
در کجای دنیا شما سراغ دارید که بعد از تصادف مرگبار پلیس وارد نشده و منطقه را تحت کنترل خود در نیاورد؟ چون با حضور پلیس رسیدگی های پزشکی به سرعت انجام می گیرد. ولی مریم قجر برای این ادعا به آن سس یگانهای ضد شورش می زند تا بتواند به خیالش تعدادی را فریب دهد.
سئوال این است وقتی پلیس برای کنترل صحنه تصادف در محل حضور می یابد مریم قجر اینگونه طلبکار می شود ولی چرا وقتی پلیس های ضد شورش فرانسه دست به کشتار مردم زدند و تعدادی از مردم عادی را کشتند حرفی به میان نیاورد؟ آیا پلیس فرانسه مجاز است که دست به هر جنایت و کشتاری بزند ولی پلیس ایران حق ندارد حتی در صحنه تصادف حضور داشته باشند؟ البته یادمان نرفته که تمام این جیغ بنفش کشیدن های مریم قجر برای دلخوری از دانشجویان عزیز می باشد که وقعی به پیام های مسخره او نداده و او را تحویل نگرفتند می باشد.
در سیستم فرقه ای رجوی هر اتفاقی که در ایران انجام گیرد بر عهده دولت است ولی در کشورهای دیگر این گونه نیست. وقتی سیل و یا زلزله اتفاق می افتد باید به حکومت ایران تاخت که چرا جلوی سیل یا زلزله را نگرفته است ولی همزمان وقتی در اروپا سیل جان تعدادی را می گیرد خبری از مقصر جلوه دادن حکومت ها نیست.
برای ما کاملاٌ روشن است که تمام بنیادهای فرقه تروریستی رجوی روی فریبکاری و دروغ گویی بنا شده است مریم قجر باید بداند که آه و فغان شما از فوت تعدادی از دانشجویان نه از روی عشق بلکه از روی کینه توزی علیه آنان می باشد.
مردم ایران و دانشجویان عزیز خودشان به خوبی می توانند سره را از ناسره تشخیص دهند بهتر است تو و هم کاسه گان تان دلتان برای مردم ایران نسوزد. با توجه به شناختی که از رجوی ها داریم آنان از این ناراحت هستند که چرا بیشتر کشته نشدند بطور مثال می توان به درگیری های نوزده فروردین سال 90 در اشرف اشاره نمود که بعد از پایان درگیری رجوی قاتل از اعضای خود شاکی و طلبکار بود که چرا بیشتر از این کشته نشدند چون هر چقدر بیشتر کشته می شدند برای سازمان بهتر بود. حال با سازمانی که با مرگ اعضای خود سعی می کند خودی نشان دهد آیا آینده ای خواهد داشت؟ آیا سازمانی که هیچ ارزشی برای جان اعضای خود قائل نیست چگونه می تواند مدعی همدردی با مردم باشد؟ بهتر است مریم قجر زیاد در این موارد خودش را خسته نکند و به فکر این باشد که چطور بتواند جلوی ریزش نیرو را بگیرد.
هادی شبانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.