مطالب

شک به صدام، مرز سرخ جدید مجاهدین!

شک به صدام، مرز سرخ جدید مجاهدین!
ایران‎دیدبان
پیش از این مجاهدین مرزهای سرخ بسیاری را ترسیم کرده بودند. از جمله خطوط قرمز مجاهدین، قبول داشتن صد در صد رجوی بدون هیچ شک و گمانی نسبت به وی، سرسپاری مطلق به تشکیلات، عدم نگاه جنسی (که امری رایج در تشکیلات مجاهدین درباره‎ی زنان است) نسبت به زنان شورای رهبری، غسل هفتگی، عملیات جاری و…
اما این‎بار و در مرحله‎ی اخیر، حمایت تام و کامل از صدام، مرز سرخ جدید مجاهدین را تشکیل می‎دهد.
با نگاهی به صفحه‎ی بحث و جدل حسین فرشید و زری اصفهانی در سایت طلیعه‎ی سپیده دمان، رگ‎های غیرت برآمده در عرصه‎ی دفاع از صدام به‎خوبی نمایان است تا آنجا که بدیهی‎ترین حرف‎ها درباره‎ی صدام و رجوی در این صفحه سانسور شده و در کمال تعجب تنها پاسخ‎های دلخواه فرشید به آنها ملاحظه می‎شود.
برخی از اظهار نظرها که بنا بر خط جدید مجاهدین در حمایت از صدام در این صفحه منعکس شده‎اند به شرح زیر می‎باشند:
« گل گو : حکومت دست نشانده عراق که دستش تا مرفق به خون مردم عراق آلوده است صلاحیت محاکمه صدام را نداشت. اعدام عجولانه صدام به هر دلیلی که بود دست آدمکشانی که دولت عراق را به دست گرفته اند را بیشتر رو کرد.
بهروز سلامتی : هر کس که اندکی بینش سیاسی داشته باشد می داند که محاکمه و حکم اعدام صدام یک تصمیم سیاسی بود و نه یک تصمیم عدالت خواهانه و حقوق بشری. و اینکه : ذبح انسان در روز عید قربان یک سنت جدید در ایدئولوژی آخوندها می باشد.
صادق صفا : گفته میشود که وسایل بدار آویختن صدام حسین از جمله طناب دار و جراثقال مخصوص به دولت ایران سفارش داده شده بود.
سیاوش.ع: صدام فشارهای گوناگونی رابابت مجاهدین خلق تحمل کرد وازامتیازهایی که آحوندها پیشنهاد می کردند گذشت وبه قراردادی که با مجاهدین بسته بود که قرارداد دو دولت راتداعی میکرد وفادارماند وبر سر آنها معامله وتعهد خود را نشکست.به همین دلیل همواره ازسوی رژیم آخوندی مجاهدین را متهم می کردندکه به یاری حکومت عراق شتافته اند.
محسن.س: با سلام. فقط خواستم به آن عده ای که درایران هستند و بخصوص جوان ترها که درسایت ها و وب لاگ هایشان ویرانی های ایران و مرگ شاید نیم میلیون ایرانی را درزمان جنگ هشت ساله به گردن صدام می اندازند و از اعدام او شادی میکنند و شیرینی میدهند و این نمونه کارها( بگویم که شروع جنگ نه کمتر ونه بیشتر از هردوطرف بود.
سعید پویان : اعدام صدام حسین ازنظر انسانی قابل دفاع نیست.
ماریا: ضمنا یادماان نرود که هم صدام بود که امکانات در اختیار اپوزیسیون مختلف آخوندها از نیروهای چپ و مارکسیست که در کردستان عراق بودند تا مجاهدین گذاشت تا به مبارزه شان با ملاها ادامه بدهند. من هم تصور میکنم که این اعدام باجی بوده به رژیم ملاها تا بسیاری از اطلاعات صدام که میتوانست به افشای حکومت ملاها منجر شود، فاش نشود و در مقابل ملاها دست از شلوغ بازی در عراق بردارند. بازهم امریکایی ها یک اشتباه فاحش کردند.
شادی : صدام گرچه دیکتاتور بود اما مقاوم بود و راست قامت کشته شد نه مثل بقیه دیکتاتورها فرار کند در مقابل اسراییل ایستاد و در مقابل صدور انقلاب رژیم ایران و به مجاهدین هم در این زمینه خدمات زیادی کرد منجمله تانک و توپ و مسلسل و در آخرین پیامش هم به به رژیم ایران بد و بیراه گفت خدا رحمتش کند برادر مسعود هم بالاخره بیخود با کسی شریک استراتژیک نمیشود برادر از پسرش که رژیم او را ترور کرده بود عیادت کرد یاد او هم بخیر. » *
اما مسأله از این هم فراتر رفته و مانند دفاع از حقوق رهبری، مسأله‎ی دفاع از صدام نیز تبدیل به ناموس ایدئولوژیکی مجاهدین شده است.
این قبیل مسایل را می‎توان از بحث و جدل‎های موجود میان اعضای مجاهدین و چوب سانسور و سرکوبی که در فضای اینترنت بلند می‎شود به‎خوبی دریافت.
در همین رابطه جمشید پیمان عضو بختیارچی مجاهدین که در مدح و ثنای مریم و مسعود، بسیار گفته است نیز زیر تیغ تشکیلاتی قرار گرفته و حق رهبری از گلویش بیرون کشیده شده است.
بهانه‎ی این برخورد تشکیلاتی، جمله‎ی کوتاهی است که در یک مقاله‎اش نوشته، جمله‎ای که نه جهت‎گیری خاصی دارد و نه حتی بر ضد صدام است. جمله‎ای که چماقداران فرقه‎ی رجوی را رنجانده و موجبات یورش به پیمان را فراهم آورده است.
پیمان خود در این رابطه می‎گوید:
« در مقاله کوتاه من با عنوان صدام حسین اعدام شد اما پرسش ها دوباره متولد می شوند به نکته ای اشاره شده است که موجبات سوء تفاهم برای عده ای از دوستان و کج فهمی برای عده ای کج بین و سوء استفاده برای عده ای سوء نیت دار را فراهم کرده است. ابتدا آن نکته را بخوانیم : دادگستری فعلی عراق صدام حسین را محاکمه کرد. او را نه به جرم راه اندازی جنگ با رژیم و نه بخاطر اشغال کویت و نه بخاطر تلاش برای دست یابی به سلاح کشتار جمعی و نه حتی بخاطر کاربرد سلاح شیمیائی علیه کردهای عراق و بخصوص در حلبچه، بلکه بخاطر کشتن حدود یکصد و بیست شیعه در روستای دجیل محاکمه و به مرگ محکوم کردند. »
جمله‎ی فوق یک جمله‎ی خبری است و واضح است که انگیزه‎ی پیمان از ساخت چنین جمله‎ای صرفاً کوچک شمردن قتل 140 تن (که وی آن را 120 نوشته است) تنها به جرم شیعه بودن است. اما همین جمله را نیز مجاهدین نپذیرفته و در سطر سطر آن خواهان اهانت به مردم ایران و حمایت از صدام شده‎اند، تا آنجا که بالاخره پیمان عذر تقصیر آورده است و مانند تمامی نشست‎های تشکیلاتی به انتقاد از خود پرداخته! و می‎نویسد:
« در پاراگرافی که در بالا آمده است و ملاحظه میکنید مقصود من اصلا و ابدا تائید یا رد اتهاماتی که چه در دادگاه و چه در خارج از دادگاه به صدام حسین وارد شده است ، نمی باشد. من فقط به چند تائی از این اتهامات اشلره کرده ام. »
پیمان در ادامه سعی کرده است با توسل به خط مجاهدین پیرامون حملات شیمیایی صدام، بمباران حلبچه را به ایران نسبت دهد که البته کمی دیر جنبیده زیرا یکی از ده‎ها مدرک این جنایت صدام، در دادگاه همدستان وی برملا گردید.
_____________________
* از این قبیل اظهارات در مدح و ثنای دیکتاتور معدوم عراق، در سایت‎های مجاهدین بی‎شمار یافت می‎شود!

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا