در قسمت های پیشین گفتم که یکی از تعاریف خیانت چنین است «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آنها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.» و خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت […]
در قسمت های پیشین گفتم که یکی از تعاریف خیانت چنین است «خیانت عبارت است از سوءاستفاده از اعتماد شخص یا یک گروه و انجام عملی که آنها را از لحاظ مادی یا معنوی متضرر سازد.» و خیانت در لغت مشتق از «خَوَن» به معنای مخالفت با حق و پیمان در پنهانی است. همچنین خیانت را مخالفت با حق از طریق نقض عهد مخفیانه معنا کردهاند.
سپس نمونه هایی از عملکرد رجوی که با این تعریف و معنا انطباق دارد را برشمردم. وارد موضوع «خیانت به وطن با مزدوری برای دشمن متجاوز» شدم و توضیح دادم که مجاهدین خلق به دستور رجوی از همان سال 1360 همکاری هایی را با دولت متجاوز صدام شروع کردند اما هنوز قبح این خیانت آنقدر زیاد بود که توان علنی کردن آن را حتی برای نیروهای خودشان هم نداشتند. برای همکاری علنی با دشمن، نیاز به یک تبلیغات سنگین با هدف قبح زدایی از همکاری با صدام بود. رجوی برای زمینه سازی جهت علنی کردن رابطه با صدام ، تمرکز کارش را بر معرفی ایران به عنوان «جنگ طلب» شروع نمود. تبلیغات مجاهدین خلق به گونه ای بود که گویی حیات جمهوری اسلامی به جنگ گره خورده و به همین دلیل خواهان جنگ است و بدون جنگ نمی تواند سرپا بماند.
در مسیر قبح زادیی از ارتباط با دولت صدام، روز 19 دی 1361 طارق عزیز به عنوان نایب نخست وزیر عراق در محل اقامت رجوی در فرانسه با وی ملاقات نمود و به این ترتیب یک خیانت بزرگ تاریخی که از سالها قبل زمینه سازی شده بود علنی گردید. رجوی و طارق عزیز در پایان دیدار خود بیانیه ای را نیز صادر کردند.
در این قسمت مهمترین نکات مطرح شده در دیدار رجوی با طارق عزیز و بیانیه ای که دو طرف آن را امضا کردند را مورد بررسی قرار خواهم داد. هدف از این دیدار زمینه سازی موارد زیر بود:
– عادی کردن برقراری رابطه با دولت صدام و مقامات این دولت و قبح زدایی از آن
– زمینه سازی برای رفتن رجوی و مجاهدین خلق به عراق
از آن جا که این خواسته ها بسیار نامشروع و خائنانه بودند، برای رجوی واجب بود که به هر شکل ایران را جنگ طلب و صدام و دولت او را صلحجو معرفی کند. این البته خواسته دولت صدام برای کسب حمایت سیاسی در سطح بین المللی و دریافت امتیازات اقتصادی از کشورهای عربی نیز بود. بنابراین محورهای اصلی که در بیانیه وجود داشت در این راستا و به شرح زیر بودند:
1- عراق خواهان صلح می باشد و ایران به جنگ برای ادامه حیاتش نیاز دارد
در بیانیه از قول طارق عزیز آمده است که «عراق از موضع صادقانه علاقه مند به برقراری صلح بر اساس به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران می باشد و در این مسیر ابتکاراتی را هم به انجام رسانده است.» البته هیچ توضیحی داده نشد که اگر عراق تمایت ارضی ایران را به رسمیت می شناخت پس چرا قرارداد الجزایر را پاره کرد و بخش هایی از خاک ایران را اشغال نمود و نیروهای عراقی فقط وقتی شهرها و مناطق اشغال شده را تخلیه می کردند که در برابر تهاجم نیروهای ایران امکان نگهداشتن آن را نداشتند.
در مقابل رجوی به عنوان یک طرف به ظاهر ایرانی در این بیانیه گفت: ایران «خواستار ادامه جنگ است» و «این جنگ با سرنوشت جمهوری اسلامی پیوند خورده» و ایران از این جنگ برای «سرپوش گذاشتن بر مقاومت داخلی، مهار بحران های اقتصادی و اجتماعی و ارضاء جنون توسعه طلبانه خود استفاده می کند.»
رجوی همچنین برای تطهیر صدام ادامه می دهد که جمهوری اسلامی «ذاتاً عامل آنارشی، جنگ و بحران است» و «جز زبان قدرت زبانی نمیشناسد» و ایده صلح با جمهوری اسلامی جز در شرایط درماندگی و ضعف مطلق آن واقع بینانه نیست». از دولت های صلح طلب جهان (منظورش آمریکا و کشورهای غربی است) می خواهد که نفت ایران را بایکوت و تحریم کنند. چون پول نفت برای هزینه های جنگ خرج می شود!!!
دقت کنید که عین همین سناریو را رجوی و مجاهدین خلق درباره موضوع هسته ای ایران، با هدف زمینه سازی برای حمله اسرائیل و آمریکا به ایران انجام دادند. در آن سال ها بهانه شان این بود که ایران جنگ طلب و مانع صلح است اما این بار و برای حمله به ایران لازم بود که ایران را یک تهدید هسته ای معرفی کنند و به گفته خودشان 133 بار در آمریکا و اتحادیه اروپا درباره برنامه هسته ای ایران کنفرانس برگزار کردند تا دروغ های نتانیاهو و جنگ طلبان آمریکایی با این مضمون که ایران بدنبال سلاح هسته ای است را قابل قبول جلوه دهند.
2- خشن نشان دادن ایران و متهم کردن آن به جنایت جنگی
از دیگر موضوعاتی که در این بیانیه مطرح شد معرفی ایران به عنوان طرفی بود که به غیر نظامیان ، آبادی ها و مردم بی دفاع شهرهای عراق حمله می کند و اسرای جنگی عراق را می کشد اما طرف عراقی همه این موارد را مدنظر داشته و رعایت می کند!!!
رجوی در این بیانیه ضمن “محکومیت هر گونه آزار غیرنظامیان و حملات رژیم به افراد، آبادیها و مردم بیدفاع شهرهای عراق” از دولت صدام می خواهد در مقابل این اقدامات ایران خویشتنداری نشان داده و “مصونیت و امنیت شهرها، دهکدهها و مردم بیدفاع ایران را مورد توجه قرار دهد.” بعد از این جملات رجوی در این قسمت بیانیه آمده است که “در اینجا آقای (طارق) عزیز درک عمیق خود نسبت به این مسأله را به آقای رجوی توضیح داد”!!!
این که شهرهای ایران مثل دزفول مستمر توسط ارتش صدام موشک باران شدند یا آن همه حملات هوایی به تهران و دیگر شهرهای ایران که توسط ارتش صدام صورت می گرفت و گلوله باران شهرها و مناطق مرزی که توسط ارتش صدام صورت می گرفت و خلاصه تمام جنایاتی که ارتش صدام علیه مردم بی دفاع ایران انجام داد بطور کامل پوشانده و در عوض ایران عامل این اقدامات معرفی شد.
باز هم بد نیست یادآوری کنم که عین همین سناریو در موضوع هسته ای و حمله به ایران تکرار شد و باز هم رجوی و مجاهدین خلق تمام جنایت هایی که متجاوزین صهیونی – آمریکایی در ایران مرتکب شدند را پوشانده و در عوض ایران را عامل اصلی همه چیز معرفی می کنند!!!
حال که به اینجا رسیدیم بد نیست برای افشای بهتر رجوی و مجاهدین خلق فقط به دو نمونه از مطالبی که در نشریه مجاهد درباره جنایت جنگی صورت گرفته توسط ارتش صدام به صراحت بیان شده اشاره کنم. نمونه اول:

تجاوز عراق به دزفوا در نشریه مجاهد

تجاوز عراق به دزفوا در نشریه مجاهد
نمونه دوم مطلبی است که در صفحه 8 نشریه مجاهد شماره 104 مورخ 16 دی ماه 1359 منتشر شد.

نشریه مجاهد شماره 104
3- قبح زدایی از رفتن به عراق و مزدوری برای صدام
نکاتی که در دو محور قبل گفته شد زمینه سازی های رجوی برای سیاه نمایی علیه ایران و مشروعیت بخشیدن به صدام بود که پیش درآمدی برای آن هدف اصلی یعنی قبح زدایی از رفتن رجوی و مجاهدین خلق در عراق بود.
به این منظور در بیانیه از سوی طارق عزیز موضوع «دعوت رجوی برای دیدار از عراق» مطرح شد. دعوتی که به گفته طارق عزیز از جانب رهبری عراق (صدام و حزب بعث) انجام گرفت. در مقابل رجوی در همان بیانیه گفت “چنین دیداری را به طور اصولی بلامانع می داند و به زودی آن را تحت مطالعه قرار خواهد داد.”!!!
این اصلی ترین هدف رجوی از آن همه تبلیغات و جنگ طلب خواندن ایران و صلح جو معرفی کردن صدام بود. یعنی ریخت قبح خیانت حضور علنی در عراق، کشوری که با زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی به ایران تجاوز کرده و بخشی از خاک ایران را اشغال و به تصریح نشریه خود مجاهدین خلق، اقدام به جنایت جنگی بر علیه مردم ایران نموده بود.
رجوی سفید سازی ها صدام که می خواست ناتوانی خود در برابر مقاومت ایرانیان و مجبور شدن به عقب نشینی در جبهه های مختلف جنگ را به حساب صلح طلبی بگذارد، برجسته می کرد تا راه خیانت بار رفتن به عراق و تکیه به ارتش صدام و استفاده از امکانات عراق برای حمله به کشور و مردم خودش را مشروعیت ببخشد.
خیانتی که در نوع خود نه در ایران بلکه در تاریخ جهان نیز کم نظیر است.
ادامه دارد
ایرج صالحی


















