سخنی با حیدر پیرزادی ساکن در کمپ آلبانی
با سلام به دوست سابقم حیدر پیرزادی خوبی امیدوارم سالم و تندرست باشی . نمی دانم خبر درگذشت برادرت اسدالله بهت رسیده یا نه، البته که بنای تشکیلات بر این بوده و هست که اعضایش از دنیای بیرون خبری نداشته باشند اما اگر به طریقی خبر درگذشت برادرت را شنیدی من از صمیم قلب بهت […]
نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش رستمی در کمپ آلبانی
داریوش سلام، سلامی به لطافت و مهربانی های دوران کودکی، یادش بخیر چه زود گذشت. خیلی سریع تر از آن چه فکرش را بکنیم! در کمپ مجاهدین چکار می کنی و در چه حالی؟ امیدوارم در کمپ سالم باشی. چندین سال است شما را ندیدم نمی دانم چهره ات چه شکلی شده. چندین نامه برای […]
نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی
برادرم حسن سلام امیدوارم که حال شما خوب باشد و تندرست و سلامت باشید. خبری از شما نیست! یادم می آید قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زمان زیادی می گذرد که تماسی با خانواده خود نگرفتی. این موضوع همه خانواده را نگران کرده است چرا که اطلاعی از وضعیت جسمیت نداریم […]
درخواست دختر ناصر محمدی از سیستم قضایی کشور و دادگاه بین المللی
رقیه محمدی دختر ناصر محمدی عضو کشته شده توسط مجاهدین خلق، با جدیت و پرتلاش به دنبال دادخواهی خون پدرش است و بی وقفه و مستمر شکایت علیه سران مجاهدین را پیگیری می کند. ایشان از رئیس قوه قضائیه کشور همچنین مسئولین دادگاه بین المللی کیفری درخواست دارد تا اجازه ندهند خون اعضای کشته شده […]
نامه زهرا چراغی برای برادرش اکبر چراغی در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام اکبر عزیزم برادر خوب و مهربونم سلام. انشاالله خوب و خوش و خرم باشین. سال هاست شوق دیدارت را داریم، اکبر از جان عزیزترم من خواهرت زهرا هستم، پدر و مادرمان در فراق تو اشک می ریزند و غم دوری تو آنان را از پا درآورده است، برادر جانم تا کی پدر و مادر، […]
نامه محمد سلامی به برادرش رضا سلامی در کمپ آلبانی مجاهدین
برادرم رضا سلام. خوبی؟ یادی از برادرت نمی کنی. حرفهای زیادی دارم، حرفهایی از جنس غربت و دوری. کلاً ما را فراموش کردی. چندین سال در عراق بودی و الان هم در کشور آلبانی. آلبانی چه خبر؟ در کمپ چکار می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی مشکل داری یا خیر. چشم را بستیم و […]
حرف دل صدیقه بازرگانی برای خواهر اسیرش طاهره بازرگانی
روبی جان سلام بینهایت دلتنگتم کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی بازآ روبی عزیزم بی رحم ترین قطعه پائیز چنین است باران بزند شعر بیاید اما تو نباشی… هوالفتاح العلیم بسم الله الرحمن الرحیم رب یسر و لا تعسر سهل علینا یا رب العالمین روبی جان عزیزترینم بیدار […]
استمداد برادر احمد پایه دار اردکانی از صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل سازمان صلیب سرخ جهانی من سعید پایه دار اردکانی برادر احمد پایه دار اردکانی هستم. برادرم احمد در سال 1981 در جبهه نبرد ایران و عراق اسیر شد و تا سال 1988 در اردوگاه های مختلف عراق حضور داشت و در مدت اسارت از طریق نامه با خانواده خویش در […]
نامه فاطمه گل ریزان به برادرش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس برادرم سلام ای کاش می توانستم گذشته را برگردانم برادر عزیزم. ای کاش می توانستیم دوباره خاطرات با هم بودن در گذشته را با هم زنده کنیم. افسوس که پیش ما نیستی و حسرت دیدن شما را دارم. همیشه به خودم می گویم نگران نباش عباس بر می گردد و مثل گذشته در کنار […]
استمداد برادر رضا حسن زاده از نمایندگی صلیب سرخ در آلبانی
از برادر چشم انتظار جعفر حسن زاده خدمت نماینده صلیب سرخ آلبانی با سلام و خداقوت بنده جعفر حسن زاده به نمایندگی از خانواده خود از شما استمداد می طلبم که فرصت یک دیدارخانوادگی با برادر اسیرم رضا حسن زاده در کمپ مانز آلبانی تحت کنترل مجاهدین خلق را فراهم آورید. از شما استمداد می […]
نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی فروغی در کمپ آلبانی
مصطفی جان سلام خوبی برادر؟ خبری از شما نیست. در زندگیم آدمهای زیادی آمدند و رفتند ولی شما همیشه در قلب من جا داری. جواب نامه های مرا بده و مرا از دل تنگی در بیار. ای کاش می شد مثل گذشته با هم می بودیم. خاطرات خوبی با هم داشتیم. فکرش را نمی کردم […]
استمداد خانواده مهربان و کیومرث بالایی از نمایندگی صلیب سرخ در آلبانی
حضور محترم نماینده صلیب سرخ جهانی در آلبانی سلام علیکم بنده قربانعلی بالایی فرزند ارشد خانواده، به نمایندگی از اعضای خانواده ام از شما صمیمانه درخواست دارم ترتیب دیدارم با برادران اسیرم مهربان و کیومرث در اسارتگاه مانز آلبانی موسوم به اشرف ۳ را فراهم آورید یا حداقل عجالتا موجب شوید ارتباط تلفنی بین مان […]