نامه محبت آمیز و درد آلود آقای مرتضی پورحسن به برادر اسیرش در زندان رجوی
اسماعیل جان مطمئنم تا حالا هزار بار از خودت پرسیدی که به کدام گناه در بند کشیده شدی… اما مطمئن باش همه اوضاع و احوال نسبت به ۲۸ سال پیش عوض شده کسانی که از سازمان جدا شدند مگر چه خواستند جز امنیت و بودن کنار خانواده هایشان؟ آنها اکنون در ایران با آرامش زندگی می کنند، خانواده تشکیل داده اند، بچه دار شدند و مردم از آنها سالیان است گذشت کرده اند، دلیل این امر آن است که دیگر رجوی و دار و دسته اش در ایران جایگاهی ندارد و مسائل مهم تری همچون داعش که با رجوی هم آخورشده اند ؛ انان را تحت الشعاع قرارداده اند.
دیدار مسول انجمن نجات گیلان با خانواده های چشم اتنظار پورحسن و قاسمی
آقای فرزاد قاسمی نیز که برادرش اسماعیل را در اسارت رجوی دارد گفتند:” من و آقای پورحسن همشهری و از قضا هم محلی هستیم وبرادرانمان 28 سال پیش درمهران به توسط رجویها به اسارت گرفته شدند.طی سالیان گذشته هیچ خبری ازبرادرم ولو یک تماس چند دقیقه ای ازایشان نداشتم.لابد اسماعیل خبر ندارد که تنها دخترش ازدواج نموده و دارای نوه است و من میدانم که زن وفرزندش درنبود سایه بالاسر چه سختیهایی را متحمل شدند و آرزومندم که روزی برسد که تقاس اینهمه ظلم و جور را از رجویها بازپس بگیریم.
پیام به عضو اسیر لیبرتی اسماعیل پورحسن کویخی
درمنتهای خیرخواهی به شما توصیه میکنم چشم انتظارانتقال به آلبانی وهرگونه تغییروتحول ازاین جنس نباشید که خود بند واسارتی دیگردرچشم اندازاست. پس زودی همت کن. به خدا توکل کن وخودت را به نیروهای عراقی وکمیساریا بسپار و آنوقت خواهی دید درعرض دوهفته شاید کمتر روند جابجایی و انتقالت به ایران و کانون خانواده مان به اتمام خواهد رسید وآنوقت است که جملگی شادمان و شاکر خدا خواهیم شد.
فعالیت چشمگیر حاج مرتضی پورحسن از فعالین انجمن نجات گیلان در لیبرتی
حاج مرتضی پورحسن دردیداربا مسول انجمن با خضوع وافتادگی تمام ابتدا به ساکن از زحمات تحسین برانگیزمادران وهمسران وخواهران اسرای نگون بخت کاروان 130 نفره میعادگاه عاشقان خاصه خواهران ایرانپور تقدیر و تشکر کردند و افزودند:” شورای کذایی رهبری متشکل اززنان نگون بخت درلجنزارلیبرتی درقبال انبان شوروشیدا یی و صدای رسا وروشنگری خواهران فهیم وآگاه وتحصیل کرده خواهران ایران پورکم آوردند وبه سکوت قانع شدند.”
دیدار صمیمی منصور شعبانی با خانواده اسماعیل پورحسن؛ گروگان فرقه رجوی
آقای شعبانی عضوجدید الورود به ایران پس ازآشنایی اولیه با خانواده دردمند وچشم انتظار پورحسن درخصوص آخرین وضعیت اسماعیل پورحسن درمناسبات فرقه گرایانه رجوی گفتند:” وقتی نام اسماعیل را شنیدم یک دنیا خاطره که با وی داشتم به خاطرم آمد ولذت بردم چونکه اسماعیل خیلی خوش مرام ومهربان وساده وصادق بود.
اسماعیل جان زودی بیا که بی قرار تو هستیم
ازشما خواهش دارم اندک تامل کن و در اولین فرصت با یک” نه” قاطع به رجوی خودت را به نماینده کمیساریای عالی پناهندگان و مسولین عراقی محافظ کمپ لیبرتی معرفی کن و به هتل برو و الباقی راه را به همت وقوه الهی خودم برایت هموار میکنم که بزودی زود خود را دردنیای آزاد و کانون گرم و پرمهر خانواده ات ببینی.
گپ صمیمی با خانواده اسماعیل پورحسن (گروگان فرقه رجوی)
آقای مرتضی پورحسن: فرقه بدنام رجوی یک جریان خشونت طلب است وهیچگاه اعتقادی به صلح وآرامش نداشته وندارد. فرقه رجوی ودرراس آن شخص رجوی کما فی السابق برای بقاء حیات ذلتبارخود دارد ازخون عزیزانمان مایه میگذارد وعزم جزم کرده است که یکایک آنان را که درواقع به گروگان گرفته است به قربانگاه بفرستد.
نامه مرتضی پورحسن به آقای احمد شهید
می دانم که می توانم روی حمایت شما حساب کنم. شما جناب آقای احمد شهید محترم لطفا این اطمینان را به من و خانواده چشم انتظارم بدهید که به زودی زود عزیزمان را درکانون گرم و پرمهر خانواده داشته باشیم ودرآغوش بگیریم زیرا ما همه انسانیم و باید دست یکدیگر را بگیریم، چشممان به راهه و امید به حمایت شما داریم. نا امیدمان نکنید، زیرا این تنها چیزی ست که برایمان باقی مانده….
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده پورحسن کویخی
با نهایت تالم و تاثر مطلع شدیم که آقای حاج محمدرضا پورحسن کویخی برادر بزرگ و چشم انتظار اسماعیل پور حسن کویخی (گروگان فرقه رجوی) ازاعضای مرتبط با انجمن نجات گیلان دارفانی را وداع گفت. به نمایندگی از انجمن نجات و خانواده های مرتبط با این انجمن، درگذشت اندوهبار و مصیبت وارده را به خانواده داغدار خاصه حاج مرتضی پورحسن کویخی تسلیت عرض نموده وبرای آن مرحوم رحمت واسعه و برای تمامی اعضای آن خانواده محترم صبر و شکیبایی مسئلت داریم.
به رهایی برادرم ازچنگال فرقه رجوی امیدوارم
آقای پورحسن عضو فعال و برجسته و مرتبط با انجمن نجات همچنین افزودند که عزم و جزم دارم تا رهایی برادرم را موجب شده و پس از سالیان چشم انتظاری وی را درآغوش بگیرم و به رجوی و سایر سران تشکیلات مخوف رجوی ثابت کنم که میتوانیم با مقاومت و پایداری در برابر فحاشی و سنگ پرانی سران مغزشویی شده رجوی پیروزشده وازخواست مشروع خود مبنی برملاقات حضوری با برادرعزیزم اسماعیل پورحسن عضو اسیر اشرفی و رهایی و بازگشت وی به وطن و کانون گرم و پرمهر خانواده گامی واپس نخواهیم نهاد.
درد دل مرتضی پور حسن برای برادر اسیرش در اشرف
برادرم اسماعیل. من شنیدم که گفتی من از خانواده ات نیستم. قبول اما به شرطی که به من ثابت کنی حرفهایی که زدی حرفهای دلت است که بر زبانت جاریست. بدان که من دست بردار نیستم و تو را تنها با آن سازمان جعلی و دروغین که بر پایه یک مشت اراجیف پشت پرده بنا شده ول نخواهم کرد. تنها برای این نفس می کشم که به تو ثابت کنم می توانم و تورا برمی گردانم.
اسماعیل پور حسن به شانه هایت احتیاج دارم تا دلتنگی هایم را برآنها فرو ریزم
برادرم به من نگاه کن. دلت تنگ نیست؟ دلت برای محله ات تنگ نیست؟ چطوردلت برای برادرزاده های کوچکت که حالا مردی شده اند وهریک برای خود خانواده تشکیل داده اند وفرزندانی دارند، تنگ نمی شود. گریه میکنی! نه گریه نکن، یکباربرای همیشه به خودت بیا. ازخدا بخواه تورا به جایی که تعلق داری برگردند، به شهرت، به محله ات، به کوچه وپس کوچه هایت، دلت را به دریا بزن وبیا. همه چیزاینجا برای رفاه تو محیاست. باورکن.