استمداد از اعضای جداشده فرقه مجاهدین
زندگی درون فرقه ای واقعا و عمیقا تا چه اندازه غیر مترقبه و غافلگیرکننده و در نهایت برای آدم های بیرون فرقه ها می تواند شگفت انگیز و البته خوفناک باشد. چنین ضرورت هایی ایجاب می کند، اعضای جداشده از فرقه ها نسبت به کوچک ترین و کمترین اتفاقات درون مناسباتی در زمان حضورشان در فرقه بی تفاوت و با عدم جدیت برخورد نکنند. چه بسا آنچه به زعم جداشدگان بی اهمیت، ساده، تکراری و حتی ملال آور تعبیر و تلقی شود، در بیرون از ذهن او و در دنیای آزاد می تواند به منزله یک شوک عمل کند.
حسن آتش افزون از خاطرات خود می گوید
مسعود رجوی درباره عملیات مروارید می گفت: ما از صاحب خانه خودمان دفاع می کنیم – عزت ابراهیم فرمان دهی مجاهدین را بعهده دارد و اگر او نبود به ما تانک نمی دادند – ما قیمت تانک های دریافتی از عزت ابراهیم را با خون کُردها پرداخت کردیم…
اعترافات اعضای مجاهدین در اتاق ریکاوری سازمان
توسل به این شیوه ها ناخودآگاه روش های سنتی تر و عقب مانده تر دوران سیاه تسلط استالین بر حزب کمونیست شوروری را تداعی کند. دورانی که با تحمیل بی خوابی و شوک های ناشی از خستگی جسمی کم و بیش قربانیان را، در حالت نیمه هوشیاری ناشی از بی خوابی، هر چه می خواستند از زبان قربانیان بیرون می کشیدند. توسل مجاهدین به این شیوه مدرن کارکرد و مکانیزمی با همین سمت و سو و هدف را دنبال می کند. ظاهرا این روش ضمن تعطیل کردن سیستم دفاعی مغز، راه برای گفتمان سازی هدایت شده هموار می کند.
تخلیه ذهنی در زمان ناهوشیاری توسط مجاهدین
خبرهای رسیده حاکی از این است که مجاهدین با توسل به یک شیوه کاملا ابداعی و البته سکرت اقدام به ذهن خوانی و تخلیه اطلاعات از اعضای خود در زمان ریکاوری می کنند. ریکاوری در اصطلاح به زمانی گفته می شود که افراد پس از انجام عمل جراحی برای بازیابی هوشیاری و حالت طبیعی باید آن را پشت سربگذارند. سیستم امنیتی و اطلاعاتی مجاهدین با استفاده از چنین موقعیتی با طرح سئوالات و مطالبی فرد را فعال و به این صورت ضمن تخلیه اطلاعاتی، از این اطلاعات برای تحلیل روانشناسانه فرد مذکور استفاده می کند.
قربانی بی آینده فرقه
یاد محمد راپوتام افتادم که با همسر مرحومش بعراق رفت. همسری که نه رجوی می شناخت و نه فرقه. به خانه ی بخت رفته بود تا”زندگی کند” و در راستای تلاش های بی فرجام برای بقدرت رسیدن فرقه، در داخل کشور به محض روبرو شدن با اولین ایست بازرسی سیانور خورد و محمد راپوتام ماند و پشیمانی و فردایی که نمی داند و نمی شناسد…
اوور، نقطه کور وال دواز
مجاهدین می دانند با از دست دادن قرارگاه اشرف آن گونه که می خواهند و مایل هستند قادر نخواهند بود از اوور استفاده استراتژیک بکنند. اما بی میل هم نیستند که این مکان را به هر صورت ولو با پذیرش نوعی کنترل محسوس شبیه قرارگاه اشرف کماکان حفظ کنند. به این دلیل که اگر این مکان را به هر دلیل از دست بدهند، در واقع نقطه ثقل رسانه ای و ظرف استراتژیک خود را بکلی از دست خواهند داد.
سریترین شگرد مغز شویی در فرقه رجوی
“رجوی” رهبر سادیست فرقهی قرون وسطایی مجاهدین، مانند تمامی رهبران فرقهها، بهمنظور تخلیه و کنترل نیروها، از تمامی ابزار و روشهای روانشناسانه و پزشکی (فیزیکی و متافیزیکی) بهره جسته است که بسیاری از آنها بهتدریج کشف و افشاء میگردد.در تاریخ فرقهها میخوانیم که بسیاری از آنان، مصرف مواد توهمزا بههنگام جلسات ِ سخنرانی قطب فرقه را تجویز میکرده و یا ساعات خاصی از شبانهروز را برای تلقین به افراد انتخاب مینمودند.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۶
در یکی از نشست ها سه نفر از مسئولینی که رده تشکیلاتی بالایی داشتند را به نشست آوردند و آنها را سوژه کردند. برای اغلب بچه های حاضر در نشست از جمله خودم شک برانگیز بود آیا می بایست این ها را نیز ما مورد انتقاد و توهین قرار بدهیم؟‼ و فرماندهان بالاتر در نشست برای اینکه به ما جرئت توهین به سه نفر از کادرهای رده بالای تشکیلات را بدهند خودشان ابتدا شروع کردند به توهین…
عقیم سازی در مجاهدین، از منظر حقوقی و فرقه ای
پدیده مقطوع النسل کردن چه در شکل مدرن آن یعنی اختگی ذهنی و یا در تازه ترین روش آن یعنی فیزیولوژیک صرفنظر از کمیت و نوعیت آن پدیده ای است که مجاهدین یکسره از فرقه باطنیه عاریه گرفته اند. و نکته جالب توجه اینکه رهبری مجاهدین درست برای توجیه چنین اقدامی به توجیهاتی متوسل می شود که دقیقا معادل آن را می توان از زبان تئوریسین های باطنیه بازخوانی کرد.
سربازان کامل یا سربازان تهی مغز فرقه رجوی
مجاهدین دارای قدرت تشکیلاتی هستند که افراد را وادار به خودسوزی و عملیات انتحاری میکند و از انها سربازان تهی مغزی میسازد که حاضر به انجام هر گونه عملیاتی هستند. افرادش را در اروپا حتی کنترل میکند. کشورهای غربی این را به خوبی میدانند و اکنون سازمان را با اهرمهای خود کنترل میکنند. فکر نکنید که اختصاص وکیل و حضور پارلمانتر ها در گرد همایی انها بی دلیل است. انها در حال کنترل این افراد هستند…
با مجاهدین بودن، در چنبره اژدها بودن است
از شیوه پاسخ دادن بوضوع پیدا است که مطلب اینجانب را خانم مرجان نه دیده است ونه خوانده است،طبق معمول مآموران سایتی سازمان آن را خوانده وبه اطلاع مسولین سازمان رسانده اند وسپس آنان گوشه هائی از آن را به اطلاع خانم مرجان رسا نده اند وخود با پرت وپلاهایشان پاسخ داده اند،البته متآسفم که ایشان خود پاسخ مرا نداده اند.
شناخت نسبت به مناسبات مجاهدین
پس پله اول برای عملیاتی شدن را با فعال بودن در عملیات جاری طی می کنید. مرحله بعد باید فعال و مدافع مناسبات باشید. در این مرحله باید هرگونه حرکت، حرف و محبت و نگاه را گزارش کنید و مهم نیست که خودتان چه می کنید چون نفر بعد کارهای شما را گزارش می کند.