رجوی مبارزه در فرنگ را حرام اعلام کرده بود
گفتگوی محمد حسین سبحانی با حسن حیرانی از اعضای جداشده از مجاهدین محمد حسین سبحانی: سلام میکنم خدمت بینندگان عزیز و گرامی.درخدمت شما هستیم دراین برنامه با رویدادها و اتفاقاتی که توسط سازمان مجاهدین خلق درآلبانی صورت گرفته و میگیرد. همچنین میخواهیم وضعیت اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق را در آلبانی بررسی بکنیم. همانطور […]
ماجرای قرارداد بین نیروهای امریکایی و مجاهدین
در بیرون اشرف سیطره زدیم خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت سی و هشتم در طی چند روز گذشته که اعضای سازمان زیر بمباران نیروهای ائتلاف بودند و حق پاسخگوئی به حملات را نداشتیم ، تعدادی در زیر بمباران کشته شدند و عده ای نامعلوم هم فرار کردند و البته سازمان هرگز آماری دقیق […]
برگشت من به اشرف و اتهام قتل کاک اسد
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت سی و هفتم در پیام منسوب به مسعود رجوی به همه تاکید شده بود که هیچ کس حق شلیک حتی یک گلوله به سمت نیروهای مهاجم آمریکائی را ندارد! برای همین هم آن شب ما حتی یک گلوله به سمت هواپیماهای مهاجم شلیک نکردیم ، اما آنها بی […]
سه شب محاکمه به خاطر نشستن در چندین متری محل ورزش زنان
مریم رجوی در بند 5 پیام موسوم به ده ماده ای گفته است؛ ما به برابری کامل زنان ومردان درکلیه حقوق سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی معتقدیم وهرگونه اشکال تبعیض علیه زنان ملغی خواهد شد وانان از حق انتخاب ازادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال برخوردار خواهند بود. مریم رجوی […]
سخت ترین شب زندگی من
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت سی و ششم در چشم بهم زدنی ، پس از ابلاغ فرمان برگشت به سمت اشرف ، همه معادلات صحنه عوض شد. تمام ارتش ها، شامل زرهی ها و خودروها و نفرات سرو ته کرده و همه به سمت اشرف ، حرکت را شروع کردند. تناقض و ابهام […]
روایت فواد بصری از دستگیری مریم رجوی
با سلام خدمت آقای فواد بصری ما مجددا مزاحم شما شدیم. من هم خدمت شما سلام عرض می کنم ، خواهش می کنم. آقای بصری سایت فرقه را مرور می کردم. مقاله ای خواندم تحت عنوان سالگرد دستگیری مریم رجوی خیلی هم خنده دار بود و از طرفی رسانه فرقه در رابطه با این موضوع […]
از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی – قسمت هفت
خاطرات حسن شهباز زندان اختیار و آگاهى در ابتدا بایستى عرض کنم که تنها دلیلى که باعث نقل این سرگذشت شد این است که، به جرات میتوان گفت در درون این تشکیلات صدها تن مانند من وجود دارند که در یک محیط بسته و در حقیقت در یک زندان جسمى و روحى حبس شده اند […]
در کمال ناباوری فرمان برگشت به عراق به دست کاک اسد رسید
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت سی و پنجمن و کاک اسد (صادق سیدی- از کادرهای قدیمی سازمان ، اهل تبریز ) ، به سمت امام ویس حرکت کردیم ، تقریبا مقاومت اولیه سربازان عراقی در منطقه ناصریه در جنوب عراق شکسته شده بود و بغداد در شرف سقوط کامل بود. فرودگاه بغداد شاهد […]
خروج من از فرقه رجوی بعد از ۱۴ سال
خاطرات شهرام بهادری – قسمت دهم روز چهارشنبه 23/ 7/ 94 بود که تصمیم گرفته بودم هر طور شده با برادرم از سازمان خارج شویم. به این خاطر وقتی برنامه سالن ورزش برادرم را در تابلو دیده بودم که ساعت 15: 18 تا 19 بود و برنامه سالن ورزش من از ساعت 19 تا 19:45 […]
چرا فقط افراد رده بالا به آلبانی اعزام می شدند؟!
خاطرات شهرام بهادری – قسمت نهم زمزمه های رفتن به آلبانی در لیبرتی در لیبرتی ما شاهد رفتن مسئولین بالا به آلبانی بودیم. البته به ما نمی گفتند که این مسئولین را به آلبانی اعزام کردند. یکدفعه ما متوجه می شدیم که چند تا از مسئولین نیستند. و زمانی هم که این مسئولین را می […]
روز رهایی من
سال 58 تحت تاثیر شعر و شعارهای رجوی قرار گرفته و هوادار سازمانش شدم. آن زمان فکر می کردم مردم ایران تنها با حاکمیت سازمان مجاهدین تحت رهبری رجوی می توانند به آرمانهای واقعی خود برسند بنابراین با این اندیشه فعالیت کردم تا اینکه درخرداد ماه سال 66 با هزارسختی و زحمت از ایران خارج […]
می خواستند حرفهای خودشان را به یونامی بزنیم
خاطرات شهرام بهادری – قسمت هشت آشنایی اولیه با انقلاب ایدئولوژیک در پذیرش بودیم که گفتند بحثی هست به اسم انقلاب ایدئولوژیک و من هم نشنیده بودم که یعنی چه؟ بعد آمدند گفتند نوارهایی هست به اسم نوارهای پنج روزه مسعود و نوارهای 10 روزه مسعود که آنها را برای ما گذاشتند که ببینیم و […]