مکانیزم عملیات انتحاری از نوع خودسوزی ها در مجاهدین
خودسوزی های اعضای مجاهدین خلق در واکنش به دستگیری مریم رجوی در جریان وقایع 17 ژوئن 2003 به عنوان بارزترین نمونه اقدامات فرقه ای کماکان مورد بحث و چالش است. در بازخوانی این وقایع بطور مشخص همانگونه که مورد اشاره قرار گرفت می توان رد پای این اقدامات را در راستای فضاسازی و فرامین غیر مستقیم در اظهارات رجوی مورد بازخوانی و کنکاش قرار داد
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۶
ما صدای شلیک شنیدیم، چه اتفاقی افتاده؟ تو نشنیدی؟ گفتم: ما صدای یک تیر شنیدیم بعد دیگه صدایی نشنیدیم. لحظاتی بعد از آنکه به مقر رفتیم مشاهده کردم بچه ها اغلب دارند گریه می کنند و اشک می ریزند. گفتم چی شده؟ هیچکس از فرط ناراحتی جواب مرا نداد. هنگام غروب آفتاب مهوش سپهری (نسرین) به مقر ما آمد و نشست گذاشت همه خانم ها را در آن نشست جمع کرده بودند. نسرین گفت:
آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود
اما این انسان بیگناه پس از دستگیری مریم رجوی طعمه آتشی شد که قرار نبود وی را بسوزاند، اما اینچنین شد. در همان ایام مریم رجوی سراسیمه از فرط ترس و استیصال زمانی که توسط پلیس فرانسه دستگیر شده بود خود به زبان آورد که «من عضو سازمان نیستم!!!» بعد هم گفت «من اصلاً عضو شورای ملی مقاومت هم نیستم!!!» و بعد گفت من بعنوان یک ایرانی… و آنقدر عقب نشینی کرد که من خیال کردم وی فردی عادی است!
تاکید بر ادامه اقدامات ندا حسنی و صدیقه مجاوری توسط مجاهدین
مریم رجوی در واکنش ناگزیر به بازتاب های منفی این اقدامات در ژوئن 2003 در یک عقب نشینی آشکار مدعی شد، این اقدامات خودسرانه بوده است. اما با گذشت هر سال از این ماجرا مجاهدین مسئولیت این اقدامات را شفاف تر می پذیرند.
جلوداری ارتش آزادیبخش تا فرار به کنار رودخانه سن
لوی فشار نیروها را گرفتند و دیگر کسی نمی توانست سوالی بکند واگر تناقضی هم داشت باید می گفت، ولی جوابی نمی گرفت و اینگونه مطرح می کردند که شما کار را به مسئولان واگذار کنید. بعداً صدای خودسوزیها در اروپا در آمد و مسئولان سازمان توجیه می کردند که به این وسیله دولت فرانسه مجبور می شود مریم را آزاد کند. بعداً وصیت نامه نفرات که در خودسوزیها کشته شده بودند، خوانده می شد تا جو و فضای نیروها را به آن سمت بکشانند. ولی سودی نداشت و همه ناراحت ومسئله دار، اینکه آخر کار چه خواهد شد.
خداوندان مرگ – قسمت دوم
آذر ماه 1381 آقای مسعود رجوی عده ای را مأمور کرده تا از سراسر اروپا و امریکا مدارک شناسایی برای انتقال حدود 200 نفر از کادرهای مجاهدین از عراق به اروپا تهیه کنند. آقای رجوی می داند حمله امریکا به عراق جدی و ارباب رفتنی است. او تلاش می کند خود را از این معرکه […]
خداوندان مرگ – قسمت اول
آقای رجوی می داند حمله امریکا به عراق جدی و ارباب رفتنی است. او تلاش می کند خود را از این معرکه دور کند. بعد از ارسال چند نوبت مدارک توسط بخش اطلاعات به عراق، عناصر مورد نظر رجوی ها به مرور از عراق خارج شدند البته شخص رجوی نیز با نام مستعار به اروپا رفت، اما خانم رجوی هم با پاسپورتی به نام فرزانه هاتفی مروتی از طریق کشور همسایه عراق عازم یکی از کشورهای اروپایی شده سپس از راه زمینی وارد فرانسه می شود.
مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳
آیا نمی بایست در یازده هفته اعتراض تبلیغاتی به”سرپیچی! دولت انگلیس” که به مدت 77 روز و یا 1848 ساعت در لندن به طول انجامیده است، در ذهن مجاهد خلق، سئوالی خطور کند که چرا باید ندا حسنی برای آزادی چند روز زودتر مریم رجوی و به دستور او در شعله های آتش بسوزد” اگر ندا جلوی سفارت ایران و برای اعتراض به نقض حقوق بشر خودش را می سوزاند بازهم جای توجیه داشت.
نامه سرگشاده علی قشقاوی به رئیس پلیس فرانسه
همانطور که شما مطلع هستید در روز 17 ژوئن تعدادی از فعالین حقوق بشر در سالن فیاب منطقه 14 فرانسه دور هم گرد آمدند تا برای معرفی انجمن تازه تاسیس حقوق بشری ایرانیان مقیم فرانسه پیرامون مسائل حقوق بشر و ایرانیان مقیم فرانسه به بحث و گفتگو بنشینند. از آنجایی که سازمان مجاهدین دارای ماهیت ضد حقوق بشری شناخته شده در ارگان های حقوق بشری و سیاسی می باشد با تمام تلاش و تهدیدات خود بر آن شد که جلسه در آن سالن برگزار نشود
۱۷ ژوئن نقطه تلاقی کنش مدنی و واکنش غیر مدنی
در مناسباتی انسانی حاضر اما اصل و اجماع بر پذیرش و مفروض تلقی کردن هر اقدام و کنش مدنی به مثابه امری قابل احترام و در ذات خود مدنی محسوب می شود. در واقع چنین اجماعی به مثابه یک اصل تعیین کننده در ایجاد توازن و ایجاد آرامش جمعی و مدنی برای حفظ و حراست بنیادهای اجتماعی محسوب می شود. در چنین اتمسفری واکنش غیر مدنی از آنگونه که مجاهدین در تقابل با یک اقدام قانونی از خود نشان دادند از اساس ساختارهای مدنی را بطرز بنیادین زیر سوال برده و آنها را به چالش می کشد.
خطردر کمین
امروزسه سال بعد این حادثه تاسف انگیز موضوع خودکشی و خودسوزی دوباره دردستور کارسازمان مجاهدین قراردارد. درحال حاضر این سازمان از نظر سیاسی و نظامی در بن بست کامل قراردارد. امکان عراق از بین رفته وامکان دیگری هم تا بحال جایگزین آن نشده است. سازمان خوب میداند که به لحاظ اجتماعی نیز دیگر وجهه ای در داخل کشورنداشته وآخرین قطرات مشروعیت توده ای ایش نیز از بین رفته است. بنابراین مسئله خودسوزی در سازمان و حتی خودسوزی به صورت جمعی و به اصطلاح پایان آبرومندانه سازمان تا جایی که به رهبری سازمان مربوط می شود،
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
اژدهای هفت سر قتل و غارت رجوی برعلیه هرکسی از پیوستن به او سرگرانی و یا از بردگی اش روی برتافت، توطئه ها می جوید. در دل بحران های خود ساخته اش می نهد، وقتی از صدقه ی سر « صدام » داد و ستدهای جنایتکارانه داشت، به چنگ او و آشکارا در دام رژیم می گذاشت و چون دیگرآن سبوی لبالب زهر شکست و صرفه یی نمی برد به شریرانه ترین راه آویخته که البته تازگی ندارد (هرچند نمی توان میان راه های شرارت رجوی، بدترینی گُزید که هریک به رقابت هولناک، دیگری را پس می زند) و لکه های ننگین پشت سر دارد.