پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت پنجم
. در واقع عملیات جاری، نشست های موسوم به غسل هفتگی و… اشکال دیگری از پروسه خوانی هستند که به طور روزانه افراد را مکلف به واخوانی رفتاری، فکری، ذهنی و حتی رویاها و خواب های شبانه خود می کنند. پروسه خوانی با این کارکرد یکی از هشت تم مورد نظر لیفتون برای شناخت گروه های فرقه ای است. اما لیفتون برای تبیین این مفهم از واژه اعتراف بهره می گیرد. شباهت های کارکردی و نتایج حاصله از این دو تعبیر به خوبی بر ماهیت همسو و اهداف مشترک آنها هم در مناسبات فرقه ای و مشخصا سازمان مجاهدین خلق دلالت دارد.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت اول
به این ترتیب می بینیم میان چرایی و چگونگی حصول به این کیفیت رابطه دینامیکی وجود دارد. فرقه ها درست در نقطه تلاقی میان پیوندهای به قول خودشان ارتجاعی با سیستم ارزشی نوین نیازمند ابزارها و مکانیزم هایی هستند که مجاب سازی و تقید بی قید و شرط به خودشان را تضمین کند. روش های مجاب سازی درست در چنین نقطه ای اهمیت شان را به رخ می کشند.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت دوم
سوای اعترافات و اظهاراتی که اعضای جداشده سازمان از اهداف اصلی تر و پنهانی مجاهدین به آن اشاره کرده اند، حتی مدافع انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین نیز صراحتا به انگیزه مورد ادعای مجاهدین به عنوان انگیزه پوششی و محمل اشاره و هدف اصلی را تلویحا در راستای شناسایی، تعدیل رده و در نهایت حذف عناصر مسئله دار به انقلاب ایدئولوژیک و رهبری رجوی قلمداد می کند.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت سوم
بخش دیگر هدف پروسه خوانی بر روی کسب اطلاعات از وابستگان و نزدیکان داوطلب متمرکز می شود. با این روش در واقع هدف های فرضی برای جلب افراد مستعد در پیرامون داوطلب سازماندهی می شود. در مراحل بعدتر فرد جذب شده خود در نقش یک کاتالیزور باعث جذب بستگان و نزدیکان خود می شود.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها- قسمت سوم
شاید این گونه خشونت گرایی در میان مجاهدین یکی از نادرترین نوع اعمال خشونت فرقه ای باشد. گو اینکه شاهدان این گونه خشونت ها ممکن است در حال حاضر هم در مناسبات مجاهدین باقی مانده باشند، اما بیشتر جداشدگان به این شیوه خشونت گرایی در مناسبات درونی مجاهدین اذعان دارند.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها – قسمت اول
این شق خشونت بیشتر جنبه روانی و به انگیزه ایجاد هراس و تنش های روانی و روحی در هدف های فرقه ای دارد. در فرقه های سیاسی اگر چه هدف های خشونت آمیز عمدتا از میان چهره های سیاسی و دولت مردان انتخاب می شود، اما در سایر گروه ها این اهداف در میان مخالفین و فعالان بر علیه فرقه ها سازماندهی و مدیریت می شود. شق دیگری از خشونت ها متوجه اعضای خود فرقه ها می شود.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها – قسمت دوم
اعمال انواع خشونت های جسمی و روحی بر روی عناصر ناراضی و داوطلب جدایی از مجاهدین تقریبا مورد تاکید بیشتر اعضای جداشده از مجاهدین بوده است. به طور مشخص در این رابطه می توان به بیانیه دیده بان حقوق بشر و همچنین بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، سرویس های اطلاعاتی فرانسه موسوم به دی اس دی و بیشتر دولت هایی استناد کرد که نام مجاهدین را در لیست های تروریستی خود ملحوظ کرده اند.
مرثیهای بر زن مجاهد خلق
وقتی انسان خود را بهجای زنانی مانند محبوبه افراز، رفعت افراز، لیلا زمردیان، سیمین صالحی، فاطمه فرتوکزاده، محبوبه متحدین، صدیقه رضایی و دهها زن دیگر که در چنگال تشکیلاتی مهیب و فاشیستی گرفتار آمده بودند میگذارد، بغض غیرقابل فریادی گلوی انسان را میگیرد و بهدرستی نمیتوان تشخیص داد که باید بر سر چه کسی فریاد کشید، زیرا که شرایط سیاه اختناق و مواضع بهظاهر انقلابی رهبری مجاهدین، باعث تلقی حضور در مسیری درست و مشروع را ایجاد میکرد که متأسفانه ره به ناکجاآباد برد و از اینرو میتوان زن مجاهد خلق – کما اینکه مردانش را نیز – مستضعفینی نامید که توان درک حقایق و انتخاب راه درست را نداشتند…
نقش خانواده در بازپروری اعضاء از مناسبات فرقه ای
در حال حاضر فرقه مجاهدین خلق تلاش های گسترده ای، برای مخدوش کردن مناسبات عاطفی و به خصوص میان والدین و فرزندان را دنبال می کنند. از زمانی که ورود خانواده های مجاهدین برای ملاقات با فرزندان خود در عراق شتاب بیشتری گرفته است، رسانه های مجاهدین نیز با اشراف نسبت به تاثیرات و پی آمدهای اجتناب ناپذیر آن نفس این مناسبات را هم به لحاظ سیاسی و هم عاطفی به چالش کشیده اند. به این دلیل که مجاهدین می دانند ادامه این روند تمام رشته های دو دهه اخیر مجاهدین برای قطع مناسبات این گونه را پنبه خواهد کرد. این میزان توجه برای زدودن و حذف خانواده از ضمیر و ذهنیت فرد بخودی خود بر اهمیت و کارکرد آن در زندگی افراد تاکید دارد.
خرده فرهنگی بنام فرقه ی رجوی
این علاقه به همسان و همرنگ سازی اعضا را می توان ابزاری ارزیابی نمود که از طریق آن فرقه ی رجوی هر گونه نماد های شخصی و فرهنگی اعضا را نفی و سرکوب می کند. شاید خوانندگان محترم در جریان باشند که قه”سبیل” داشتن اعضا را تشویق و ترغیب می کند. همه ی فرقه ها کم و بیش تلاش هایی برای همانند سازی اعضای خود داشته و دارند. مثلا نوع پوشش زنان فرقه ی پلیگامیست در آمریکا که این روز ها اخبار زیادی در مورد آن منتشر شد برای من جالب بوده است.
سخنی کوتاه با
نتیجه ای که از صحبت های جدا شدگان اخیر می توان گرفت این است که این فرقه در درون بطور جدی با مشکل مواجه شده وبرای جلوگیری از فروپاشی دست به هر شیادی وحقه بازی می زند،چشم اندای که در انتظار این گروه است و در واقغ انتظاری غیر از این هم نمی توان داشت تنها چشم انداز فروپاشی است.
صدای آزادیخواهی در فرقه
سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند!