شنبه, ۲۵ بهمن , ۱۴۰۴
فرقه ها و مجاهدین، رسانه ها و اطلاع رسانی – ۱ 04 اسفند 1386

فرقه ها و مجاهدین، رسانه ها و اطلاع رسانی – ۱

فرقه ها راه های زیادی برای محدود کردن و به کنترل در آوردن اطلاعات عموم نسبت به خودشان پیدا کرده اند. برخی گروه ها بروشور، بیانیه مطبوعاتی، و مطالب و موضوعات کتبی توضیحی در خصوص گروه مربوطه، که اغلب توسط مؤسسات متبحر روابط عمومی طراحی و تهیه شده اند ارائه می دهند. در اساس، این مطالب را اینطور القا می کنند که”شما لازم نیست بیشتر بگردید

سوء‌استفاده از عواطف والدین، حربه جدید مجاهدین برای اخاذی است 20 بهمن 1386

سوء‌استفاده از عواطف والدین، حربه جدید مجاهدین برای اخاذی است

وی گفت: من فرزندم بهزاد را به گونه‌ای تربیت نکردم که سردیگران بویژه پدر و مادر خود کلاه بگذارد، من از رفتار او دل شکسته شدم اما پس از دیدار با برخی دوستان سابق بهزاد که قبلا در سازمان به اصطلاح مجاهدین بودند به این نکته پی بردم که آنان مانند یک فرقه هواداران خود را به اسارت ذهنی در می‌آورند.

عاشور ا، مجاهدین و شمر 30 دی 1386

عاشور ا، مجاهدین و شمر

عصر که بر گشتیم قرار گاه بسیاری از بچه ها مانند محمد براتی، تورج سلیمی و سعید پاکباز از شدت گرما زدگی بالا آوردند و تقریبا هیچ کدام از بچه ها علیرغم اصرار فرمانده هان نتوانستند برای شام غریبان بروند و در آسایشگاه ماندند و استراحت کردند.

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۰ 04 دی 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۰

چه حسی به شما دست میدهد؟ یک آدم سالم را به قول معروف وادارش کنند بیست و چهارساعت فقط وراجی های مثلا یک نفر را گوش بکند، خوب دیوانه میشود. واقعا بیست روز مداوم با چهارده ساعت تا پانزده ساعت در روز حضور اجباری در نشست سرگیجه آور بود. وقتی که نشست تمام می شد بعد سوژه می آوردند.

گفتگوی صمیمانه با یکی از هواداران بازگشتی از اروپا 13 آذر 1386

گفتگوی صمیمانه با یکی از هواداران بازگشتی از اروپا

بدلیل حضورم در سلول عمومی نفرات دیگر رویم کار کردند وانگیزه بیشتری گرفتم، تا اینکه بعد از آزادیم فضای عجیبی ایجاد شده بود وکسی بامن نمی چرخید و خود را تنها احساس می کردم. س: چطور شد از ایران خارج شدید؟

نوع دیگری از جذب نیرو در فرقه رجوی 05 آذر 1386

نوع دیگری از جذب نیرو در فرقه رجوی

ج: هیچوقت چنین چیزی امکان نداشت مثلا اگر روزی می خواستم کار کسی را تائید کنم اول می بایست دست خودم را رو کنم رو کردن دست یعنی گفتن افکار خود برای جمع و یا گفتن ذهنیات اخلاقی در جمع و درواقع اول بایدخودم را خراب کنم تا مورد تائید مسئولین شوم و بعدا نسبت به دیگران و پیرامون نظر دهم.

چراغ راهنما، ته یک کوچه بن بست 14 شهریور 1386

چراغ راهنما، ته یک کوچه بن بست

این دو نکته عبارتند از سرسپاری در مقابل رهبر خداگونه و خط و نشان کشیدن برای نیروهایی که تمام عیار سر سپار و فرمانبر نباشند.اما اینبار شرایط متزلزل اردوگاه اشرف و احتمال اضمحلال این اردوگاه چندان شور و حالی برای اجرای این مراسم تکراری برای مجاهدین باقی نگذاشته بود

آخرین پیام هنرمند عالی قدر خانم الهه به هنرمندان ایرانی 31 مرداد 1386

آخرین پیام هنرمند عالی قدر خانم الهه به هنرمندان ایرانی

نویسنده فوق الذکر که مطلبش تماما در چهارچوب تفکرات ارتجاعی فرقه یاد شده است سپس هر آنچه ناسزای فرقه ایست را نثار آقای محمدرضا لطفی کرده و حتی عمل او را جنایت و خیانت دانسته و بعد هم تلاش نموده است تا حتی هنر و نوازندگی او را هم بالکل به زیر علامت سؤال ببرد. پر واضح است که البته اگر وی برای رهبران فرقه کذایی می نواخت قطعا استاد مسلم موسیقی و نوازندگی میشد.

از خیال تا واقعیت – قسمت سوم 28 مرداد 1386

از خیال تا واقعیت – قسمت سوم

تاکسی که به راه افتاد، فرهاد گفت: یک چرخی در بغداد می زنیم،حیف است شهر شهرزاد قصه گو را نبینیم. شهر افسانه ای خلفا ی اسلام – دارالخلافه – فرهاد رو به راننده گفت: ما را کمی در بغداد بچرخان می خواهیم یک گشت خوب و مختصر در شهر علی بابا و چهل دزدش بزنیم. راننده تاکسی با سرعت خیابان ها و پل ها و گذرگاه های این پایتخت افسانه ای رادر می نوردید. من به شوخی رو به فرهاد گفتم:آقا فرهاد، این جوری که نشد، دیدن شهر یعنی این که آدم هر محله را یک ربع، بیست دقیقه ای بگردد

روشهای روانی، روحی برای القاء انقلاب ایدئولوژیک 24 مرداد 1386

روشهای روانی، روحی برای القاء انقلاب ایدئولوژیک

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین منشاء تغییرات کیفی در مناسبات درونی مجاهدین خلق بوده است. بنایی که رهبری مجاهدین برای ادامه بقاء مجاهدین طراحی نمود، موضوعیت خود را از ضرورت القاء و نهادینه کردن مولفه های انقلاب ایدئولوژیک عاریه می گرفت. این مهم اما قبل تر از طریق ایجاد زمینه ها و بسترهای لازم و به کارگیری شیوه های منحصر میسر می شود

پاسخ مسعود بنی صدر به نامه پنجم اوت ابراهیم خدابنده 22 مرداد 1386

پاسخ مسعود بنی صدر به نامه پنجم اوت ابراهیم خدابنده

همچنین تفاوتی بین ایدئولوژی و دین قائل نبود و در نتیجه مدعی وجود حفره هائی در تعریف من از فرقه بود. باری بحث ما به درازا کشید و چندین ساعت ادامه یافت و در نهایت هر دو به این نتیجه رسیدیم که این بحث محتاج یک تحقیق علمی و یک رساله دکترا است. پیشنهاد وی این بود که من عهده دار این تحقیق شوم که بدلیل مشگلات فردی و مادی آنرا رد کردم. غرض از اشاره به این ملاقات بخشی از گفتگوهای فی مابین بود که با بحث بین تو و من و موضوع نامه تو بر میگردد

از خیال تا واقعیت – قسمت دوم 21 مرداد 1386

از خیال تا واقعیت – قسمت دوم

حالا درست روبرویم ایستاده بود و به من نگاه می کرد. چند جمله ای ترکی گفت و من که متوجه حرف های او نشده بودم تنها به فارسی به او گفتم: من یک ایرانی هستم. بعد از درنگی کوتاه با فارسی لهجه دار آذری شروع به صحبت کرد. او که قدی بلند حدود 80/1 متر داشت سر تا پا لباس جین پوشیده بود.

blank
blank
blank