گفتگوی با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق
تصویری که از سازمان داشتم آن چیزی نبود که در عمل دیدم. آنچه فکر میکردم با آنچه مشاهده کردم از زمین تا آسمان فرق میکرد. چیزی که خیلی بارز و شاخص بود مقوله خانواده بود که در بدو ورود اصلا اشاره ای به آن نکردند که خانواده دشمن مبارزه است. تحقیر و توهین روزمره رواج داشت و مدام توی سر افراد میزدند. هرگونه عاطفه و علاقه به غیر از در خصوص رهبری حرام بود. فرد را از خودش تهی میکردند. یک سره بحث های مزخرف در مورد زن میکردند که نهایتا حاصل آن این بود که همه زن ها ملک طلق مسعود رجوی هستند. آزادی زن که سازمان ادعا میکند دروغ محض است.
مثالهایی از انقلاب خواهر مریم
نفر اول برادر مسئولی بود که به گفته خودش 20 سال سابقه مبارزه و فارغ التحصیل رشته مهندسی، گفت: خواهر به خدا اگر از خودم بگویم، من تازه فهمیدم که واقعا گاوی بیش نبودم، واقعا خواهر مریم وقتی مثالی و یا نمونه ای میگوید خیلی راه گشا است. من هم واقعا در مسیر انقلاب مریم مثل گاو وسط خیابان ایستاده بودم و هرچه ماشین انقلاب بوق می زد توجه نمیکردم و همینطور راه انقلاب را بسته بودم.
ترجمه نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر
وقتی در قرارگاه اشرف بودم من با سهیل ختار (ساشا) دوست شدم. او هم مشکلاتی مانند من داشت و او هم شکنجه شده بود. او سعی کرد فرار کند ولی عاقبت توسط مسئول خودش وقتی در فیلق بود کشته شد. در واقع دکتری که حسن عارف نامیده میشد اینرا به من گفت که او شاهد جسد ساشا بود که به کلینیک آورده شده بود.
نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر
در ابتدای امر آنها به بهانه های مختلف طول میدادند و میگفتند مسیر بیابانی است و طول میکشد تا حسین را بیاوریم. به این بهانه ها داشتند حسین را توجیه و به لحاظ ذهنی آماده میکردند و به همین دلیل حسین به محض دیدن من شروع به توهین کرد. آنها تلاش میکردند که من و اکبر را به داخل ببرند و بتول را از ما جدا کنند که معلوم نبود قصدشان چیست.
سمیه ۲۰۰۴ یا سمیه ۲۰۰۷ کدامیک واقعی و انسانی تر است
بابا – مامان –من چی میگیم. سمیه را به یک منطقه ازاد ببرید خودش تصمیم بگیره. وقتی با ما بود شدیدا می خواست به کانادا بر گرده چی شد ه که از 2004 به مرور که تماسهایش با ما قطع می شه و منبع خبری وی سیمین بورچی جاسوسه رجوی در کانادا میشود. سمیه که مدارک قانونی اش توسط مجاهدین گرفته شده است و از روی عمد آنها تمدید نشده تا امکان برگشتن سمیه بسوزد. یک شیوه بسیار نامردانه توسط مجاهدین که بطور عادی برای همه اجرا می شد..
یاوه گویی دارودسته رجوی علیه خانم مرضیه قرصی
خانم قرصی در کمپ آمریکائیها و از طریق مقام حقوقی و قضائی جناب کلنل نورمن در اعتراض به تحویل ندادن طلاهایش و پول متعلق به همسرش که در هنگام ورود به عراق به زور از آنها گرفته شده بود از گرفتن مبلغ مذکور خودداری کرده است. و مقامات ارتش آمریکا شاهد این موضوع هستند. پس چرا رهبران فریبکار مجاهدین از روش های ماکیاولی، سخیف و غیر اخلاقی برای تخریب انسانها و جداشدگان استفاده می کنند؟
پیشنهاد دوستانه و خیر خواهانه به مزقون چی های اشرفی – ۱
زمانی مردم را با صدای گلوله می ترساندید حال با صدای اهنگ و موسیقی به انان آرامش و شادی بدهید. باور کنید که شانس بیشتری برای حضور و تاثیر در جامعه ایران و عراق دارید با رژیم حاکم بر ایران هم در مبارزه کامل خواهید بود. از لیست تروریستی هم در خواهید امد و با فروش آلبومهایتان درآمد مشروع تر ی هم خواهید داشت. چند روزی تا عید نمانده تور نوروزی خود رااز همین حالاآغاز کنید.
گزارشی از سفر به عراق
این سفر در ضمن منجر به ملاقات با خانواده هایی شد که عضو و یا اعضایی را در اسارت فرقه ی رجوی و در زندان اشرف دارند. گرچه برخی از این عزیزان با تحمل رنج سفر و مشقات فراوان خود را به عراق – با شرایط امنیتی و سایر معضلاتی که گریبانگیر این کشور است – رسانده بودند تا بتوانند گمشده ی اسیر خود را ملاقات کنند، اما سازمان بی افتخار رجوی مانع از ملاقات آزادانه ی آنان با اعضای خانواده هایشان گردید. در مجموع فرقه پس از مطلع شدن از حضور اعضای خانواده در کنار درب ورودی زندان اشرف، با معطل نگاهداشتن خانواده ها (مادران و پدران ایرانی) شتابزده اقدام به مغزشویی اسرا می نماید.
گفتگو با مهندس خسرو جانثاران پیرامون تاثیرات تشکیل”بنیاد سحر”
آقای مهندس جانثاران خیلی متشکرم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید و خواهش میکنم به عنوان اولین سوال ضمن معرفی خودتان بفرمائید که آیا در حال حاضر خبر دارید اعضای خانواده شما درمناسبات مجاهدین در کجا قرار دارند؟
حکایت بایرامقلی خان در پاریس
موقع خدا حافظی حرف رو عوض کرد،گفت چند تا ایستگاه قبل تر باید پیاده میشد.وقتی رفت،دیدم که سوار مترو نشد.منم که قرار نبود سوار مترو بشم!فروشگاه های مجموعه ای”لدیفانس” و راهروهای عبورخیلی شلوغ بود.همه جور آدمی پیدا میشد.دختر پسر های فرانسوی و فروشگاه های رنگ و وارنگ… عجیب نبود که کسی به فکر حرف های ما نباشه! یا اینکه کسی چیزی فهمیده باشه و من در بین این همه شلوغی مثل قطره آبی بودم که از چشم ها پنهان میشد! یه چند هفته ای از زمان این قرار اتفاقی میگذره که دارم مطلب اش رو مینویسم.این تاخیر بی علت نبود.میخواستم ببینم بایرامقلی خان، میتونه دوباره بصورت اتفاقی توی یک مترو یا جای دیگه منو ببینه یا نه!؟؟؟؟…اون بایرامقلی رو دیگه تو این مدت ندیدم.ولی بایرامقلی خان های دیگه ای بودن که میدیدمشون.اونا هم منو میدیدن.ولی دیگه قرار اتفاقی باهام نداشتن!
به گروگانگیری فرزندانمان در پادگان اشرف پایان دهید
سخنان تاثیر گذار آقای خدابنده که درد مشترک همه انسانها و خانواده های آزاده می باشد تاثر و اشک های غلتان برصورتهای پر مهر، ساده و صمیمی خانواده های زحمت کش گیلکی نمایان ساخت و بعضی از خانوادهها از ایشان دعوت نمودند تا ضمن حضور بیشتر در استان، مهمان سفره های آنها باشد.
متن گفتگوی میلاد آریایی با آقای رضا اسدی مدیر” سایت پرواز”
این را قبل از اینکه جنگ عراق و آمریکا شروع بشود در یک پیامی به آنها وحتی سران آنها گفتم که به نفع شماست از این فرصت استفاده کنید واز خاک عراق بیرون بیایید، آنجا گور شما خواهد بود و اگر بیرون نیایید گور شما در آنجا کنده شده و آماده است شما را درخود ببلعد، ولی متاسفانه گوش نکردند، نه به حرف من و نه به حرف هیچکس دیگرگوش نمیدهند.