چهارشنبه, ۳۱ تیر , ۱۴۰۵
مصاحبه با آقای محمد رزاقی 03 اردیبهشت 1388

مصاحبه با آقای محمد رزاقی

اخبار در قرارگاه اشرف صرفا از کانال سازمان می آید. حتی ماهواره خود سازمان را هم نمیگذارند نگاه کنیم و دستچینی از آن به صورت نوار موقع ناهار و شام گذاشته میشود. هیچگونه ارتباطی با دنیای بیرون به هیچ وجه وجود ندارد. در قرارگاه همه احساس میکنند که راهی به بیرون و امیدی به آینده وجود ندارد. حتی تصور نفس کشیدن در خارج از قرارگاه و در دنیای آزاد محال به نظر میرسد. سعی میکردم که آرزویی نداشته باشم چون مطمئن بودم که هرگز به آن نخواهم رسید.

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت دوازدهم 03 اردیبهشت 1388

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت دوازدهم

در ادامه خود آقای رجوی رابطه هایی صورت داده بود که بعد از اولین ملاقاتی که با عراقی ها داشت از آن به عنوان یک پیروزی و موفقیت تعبیر کرد و حرف اش این بود که چگونه توانسته یخ روابط خودش با نمایندگان عراقی را بشکند. و اینکه ایشان توانسته آنها را به اینکه ایشان چقدر عاشق و شیفته سید الرئیس است متقاعد کند، تا بتواند از این طریق با صدام ملاقات داشته باشد و…

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفتم 02 اردیبهشت 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفتم

یکی دو ساعت راه پیمایی کردیم و با آخرین سرعت به مقصدی نامعلوم و سرنوشتی نا مشخص می رفتیم. به تقاطعی رسیدیم، خودروهای زیادی از واحد های خودمان کنار جاده ایستاده بودند. کناریکی توقف کرده، از یکی از نفرات پرسیدم: مشکل چیه؟ گفت: کردها مسیر را بسته اند. و واحد های جلو درگیر شده اند و چند نفر کشته و زخمی دادیم. این نفرات اکثراً از یگان های پشتیبانی بودند که علم و دانش نظامی نداشتند و سن و سالشان به جنگ نمی خورد…

نامه خانم بتول سلطانی به نمایندگان پارلمان اروپا 01 اردیبهشت 1388

نامه خانم بتول سلطانی به نمایندگان پارلمان اروپا

من دو دهه از عمر خود را با این سازمان گذرانده ام و خوب میدانم که افراد مستقر در پادگان اشرف که مانند یک زندان اداره میشود چه وضعیتی دارند. من در اواخر سال 2006 توانستم از اشرف با به خطر انداختن جانم فرار کنم و خود را به مقر نیروهای آمریکایی در نزدیکی آنجا برسانم و به مدت یکسال به آنها پناهنده شوم. عاقبت من توانستم در بغداد مستقر گردم. حال من تلاش میکنم تا به جداشدگان سازمان مجاهدین خلق در عراق کمک کنم.

ملاقات انجمن ایران باستان با مقامات سفارت عراق 01 اردیبهشت 1388

ملاقات انجمن ایران باستان با مقامات سفارت عراق

هیئت ملاقات کننده ضمن قدر دانی از اقدامات بشردوستانه و خیر خواهانه اقای نوری مالکی نخست وزیر و آقای موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق در راستای آزادی اسیران در بند فرقه مجاهدین خواستار تلاشها و اقدامات قاطع تری در جهت ازادی دوستان و همرزمان در بند فرقه مجاهدین در پادگان اشرف شد و نیز خواستار کمکهای بشردوستانه و فکری بیشتر و تامین فضای آزاد برای کلیه اسیران گردید

جعفر ابراهیمی: ۸۰ درصد از مجاهدین خواهان جدایی هستند 27 فروردین 1388

جعفر ابراهیمی: ۸۰ درصد از مجاهدین خواهان جدایی هستند

جعفر ابراهیمی، 38 ساله اهل مهاباد که مدت 9 سال با گروه مجاهدین فعالیت داشته و قریب دو هفته قبل از گروه جداشده و اکنون در بغداد در انتظار دریافت گذرنامه ایرانی برای رفتن به یک کشور اروپایی است، در گفت وگو با ایرنا افزود: بسیاری از اعضای گروه مایل به جدایی از آن هستند، اما از ترس سران گروه تمایل خود را علنی نمی کنند.

نامه سرگشاده آقای سبحانی به مریم رجوی 26 فروردین 1388

نامه سرگشاده آقای سبحانی به مریم رجوی

چرا پاسخگوی عمر تباه شده مردان و زنان از خودگذشته ای که زندگی، جوانی، و اعتماد خود را هزینه حرص و طمع بیمارگونه آقای مسعود رجوی و شما کردند، نیستید؟ حال اگر کس یا کسانی شرح حال این اسیران را در قلعه اشرف در عراق بازگو کرد، باید برایش اوباش خشونت طلب و تروریست را در شهر کلن آلمان، و در یونی 2007 در شهر پاریس فرانسه گسیل کرد؟

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت یازدهم 23 فروردین 1388

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت یازدهم

رجوی وقتی از زندان آزاد شد، چند سخنرانی در امجدیه و جاهای دیگر ایراد کرد. شاخصی که می توان به استناد آن ادعا کرد رجوی فاقد صلاحیت رهبری سازمان و در ادامه آنگونه که خودش ادعا کرده نماینده یک خلق در زنجیر باشد، همین بود که به محض آزادی، تمایل مفرطی به اینکه خودش را رهبر کل جنبش و انقلاب معرفی کند نشان داد و سعی داشت تا دیگران این سمت خود انتصابی او را به رسمیت بشناسند.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت ششم 20 فروردین 1388

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت ششم

وقتی فیلم (خاک سپاری کاک صالح) پخش شد تازه فهمیدم سازمان دوباره چه کلاهی برسرمان گذاشته است ؛ تمام ستاد فرماندهی و مسئولین رده بالای سازمان اعم از زن و مرد در فرانسه حضور دارند و ما در این بیابان زیر آتش و استتار. ندیده معلوم بود که خود مریم هم باید آنجا باشد. انگار یک سطل آب یخ روی سرمان خالی کرده بودند.

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت بیستم 17 فروردین 1388

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت بیستم

یکی از روزها فهیمه اروانی به خروجی آمد و به من گفت:” ربطی به کار نیرویی ندارم و کار اصلی من در ستاد تبلیغات است ولی آرزو می خواهم کمکت کنم”. گفتم: فهمیه تصمیم خودم را گرفتم اگر می خواهی واقعا کمکم کنی زمینه خروج مرا از قرارگاه اشرف فراهم کن”. فهمیه همان روز از ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر حرف زد و تلاش می کرد مرا مثل دفعه قبل منصرفم کند.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت هشتم 16 فروردین 1388

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت هشتم

مسعود و مریم بیشتر از همه به نقض حقوق انسانها در مناسبات سازمان واقف و آگاه بودند چون خودشان طراحان اصلی و زیرک این قضیه یعنی نقض حقوق افراد مستقر در اشرف بودند که به وسیله سایر فرماندهان و مسئولین قرارگاه اشرف اجرا می شد. در قرارگاه اشرف و سایر قرارگاههای سازمان در خاک عراق کسی جرئت نداشت بدون اجازه مسعود حتی آب هم بخورد.

پادگان های مریم و اشرف – قسمت چهارم 16 فروردین 1388

پادگان های مریم و اشرف – قسمت چهارم

سالهایی که من در پاریس بودم متوجه شدم با توجه به اینکه افراد عموما از لایه های بالای تشکیلات و عضو شورای رهبری بودند و از فیلترهای زیادی برای آمدن گذشته بودند، با این حال همه دارای پاسپورت های جعلی بودند و هویت واقعی نداشتند. با این وجود پاسپورت ها همه جمع می شد تا به این ترتیب راه و امکان خروج به هر شکل ممکن بسته شود.

blank
blank
blank