روزهای دوری ازتو بسیارسخت وطاقت فرساست
آن لحظه ای که دربین جمعیت به دنبال تومیگشتم، قلبم داشت ازسینه ام خارج میشد ونفسم داشت بند می آمد ولحظه ای که تورا دیدم وایمان پیدا کردم که توسلامت هستی دلم آرام گرفت ولی مادرپیرت که روحش شاد بادبعدازبرگشت ما ازاشرف هرروزبه خانه ما می آمدوازمن می خواست تا عکسهایی که با تودراشرف گرفته بودیم برای اوبگذارم وهرروزچندساعت مشتی به خانه ما می امد وبه عکس تونگا ه میکرد واشک می ریخت
دوست داریم دوباره به آغوش خانواده ات بازگردی
عموجان از اینکه شما را چندین سال ندیدیم بسیار ناراحت هستیم دوست داریم مثل گذشته همانطوریکه به همه خانواده ات سر می زدید و از حال همه جویا می شدید دوباره به آغوش خانواده ات بازگردی. عمو جان تو که آدم سیاسی نبودی، کاشکی بدون مشورت با خانواده ات دست به چنین کاری نمی زدید.
فریاد اعتراض خانواده ها
ما امضاء کنندگان زیرازخانواده های گیلانی هستیم که عزیزانمان درچارچوب بسته وکنترل شده برپایه القائات فرقه ای، کماکان بعنوان ابزاربرای مطامع ومقاصد فرقه رجوی مورد سوءاستفاده ضدانسانی قرارمیگیرند که بشدت ازآن نگران هستیم.
متن مصاحبه با خانواده طاهره سلطانی گرد فرامرزی
من محمد سلطانی پدر طاهره سلطانی هستم. بسیار چشم انتظار دخترم هستم که به ایران بیاید و خوشا به حال کسی که کمک کند که فرزند من به ایران نزد من بیاید. من الان 75 سال از سنم می گذرد و خدا می داند که دلم تمام شده و حوصله ام به پایان رسیده است
نامه تعدادی از نجات یافتگان از اشرف به سفیر آمریکا
طبعا دولت مطبوع شما کاملا به آنچه که در درون کمپ منفور اشرف در عراق اتفاق می افتد آگاهی داشته و میداند که موارد اعتراضات گسترده، خشونت و حتی خود کشی در درون کمپ بوضوح بیانگر نارضایتی شدید در میان کسانی است که در چنگال هژمونی گروه تروریستی مجاهدین خلق گرفتار آمده اند. ولی متاسفانه سربازان شما بعد از پنج سال هنوز بشدت به حمایت از فرماندهان و دستگاه تروریستی ای که باعث و بانی این درد و رنج هستند ادامه می دهند.
درفراق تو میسوزد ومیسازد ولی زیاد ابرازنمیکند
مامان تا زمانیکه اززنده بودنت خبرنداشت اسم برادرزاده اش را حسین گذاشت ولی بعد ازاینکه شنید زنده ای، درفراق تو میسوزد ومیسازد ولی زیاد ابرازنمیکند…
بیرحمی رهبران مجاهدین تا کی
نمی دانی که ما پدر مادرت چقدر نگران شما هستیم، چقدر عذاب می کشیم، چقدر صبر بکنیم، چقدر گریه کنیم، باور کن شب و روز نداریم. خواهش می کنیم که بیایی و ما را از این دوری نجات دهی تا کی جدائی و غربت. ما پدر و مادرت روزی نیست که به فکر شما نباشیم.
گرد همایی خانواده های عضو انجمن نجات در بوشهر
خانواده ها طی نامه ای مشترک از اقای نوری المالکی نخست وزیر محترم عراق خواهان این شدند که درب بازداشتگاه اشرف برروی فرزندان آنها باز شود و دولت عراق اقدامات جدی که لازم الجرا باشد را در این خصوص به عمل آورد و از اقدامات اخیر دولت عراق پشتیبانی به عمل آوردند اما آنرا ناکافی خواندند و بر این مهم تاکید ورزیدند که بایستی شرایطی در انجا فراهم شود که افراد بدون حضور نفرات سازمان قادر به تصمیم گیری برای اینده خود باشند.
نامه انجمن نجات به رئیس دولت عراق
ما اعتقاد داریم که هرچه اعمال حاکمیت دولت عراق بر قرارگاه اشرف زودتر انجام شود این افراد زودتر به رهایی دست یافته و زودتر از اسارت و تلف کردن عمر خود خلاص خواهند شد و امکان دیدار با عزیزان خود را که بعضا حدود 20 سال است ندیده اند خواهند یافت. در همین رابطه ما همراه با خانواده های اعضای این سازمان درخواست های زیر را مطرح مینمائیم و پیشاپیش از مساعدت شما سپاسگزاریم.
بیانیه ی خانواده های عضو انجمن نجات گیلان
متاسفانه متوجه شدیم که دردستگاه مغزشوئی فرقه رجوی، به آنها القاء شده که نامه جعلی بوده که برایمان بسیارمسخره امیزبوده ونوعی اهانت به خود تلقی میکنیم. لذا دراین استشهاد مصرانه تاکید میکنیم که نامه با تمام جزئیات و درکمال اختیار و آگاهی ازطرف خودمان نوشته شده و اعلام میکنیم که ما خواهان آزادی عزیرانمان ازفرقه مخرب وخدانشناس مجاهدین خلق هستیم
تا آخرین لحظه منتظر شما ها هستیم
کیا و مهربان عزیزم حالتان چطور است امیدوارم که همیشه سلامت و تندرست باشید غرض از مزاحمت برای اینجانبان احوالپرسی و سلامتی شما ها است و این دومین بار است که برایتان نامه ی می دهیم خبر سلامتی شما را وقتی برای بار اول از طریق انجمن نجات گیلان شنیدم بی نهایت خوشحال و سر فراز شدیم
دوری تو بسیار آزارمان می دهد
علی جان به خودت فکر کن که چه سال های خوب جوانی در کجا و با چه افکاری گذشت. چه قدر من و مادرت چشم انتظار تو باشیم. لااقل به من و مادرت فکر کن که برای یک بار هم که شده در اواخر عمرمان تو را در اغوش بگیریم. پسرم به تو قول می دهم هر کاری که از دست ما بر می آید کوتاهی نمی کنیم و برای آزادی و برگداندن تو به وطن عزیز از هیچ کاری دریغ نمی کنیم…