متن گفتگوی میلاد آریایی با آقای رضا اسدی مدیر” سایت پرواز”
این را قبل از اینکه جنگ عراق و آمریکا شروع بشود در یک پیامی به آنها وحتی سران آنها گفتم که به نفع شماست از این فرصت استفاده کنید واز خاک عراق بیرون بیایید، آنجا گور شما خواهد بود و اگر بیرون نیایید گور شما در آنجا کنده شده و آماده است شما را درخود ببلعد، ولی متاسفانه گوش نکردند، نه به حرف من و نه به حرف هیچکس دیگرگوش نمیدهند.
تبعید به جالیز و دیدار با رهبری
بعد از نشست رهبری نشستهای مختلفی درباره این نشست گذاشته شد که نظراتمان را بنویسیم و البته باید خوب باشد و تعریفی. اگر نق می زدیم یادگرفته بودم که بایستی در نشست ها فحش می خوردیم. یک نظرخوب باکمک ارش رفیعی نوشتم. د ردو هفته ای که نشست برای نشست رهبری بود سعی کردم که تعریف کنم تا سوژه نشست نشوم.
قسمت دوم مصاحبه با آقای نوریان، قهرمان بوکس
از نظر ورزشی استقبالی از طرف مردم از من شده که از طرح آن شرم دارم واز طرف مسئولین نظام علی رغم ذهنیاتی که داشتم نه تنها هیچ برخوردی با من نشده است بلکه اعتمادم نسبت به آنها چند ین برابر شده و همانند یک قهرمان به من احترام گذاشتند و الان هم پاسپورت ایرانی گرفتم و همه مشکلاتم حل شده و با خانواده ام در قائم شهر زندگی می کنم.
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت پنجم
یادم میاد مدت یک ماه بود که وارد ارتش به اصطلاح آزادیبخش شده بودم. جنگ عراق و آمریکا شروع شد من در درگیری با نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق زخمی شدم و به اسارت آنها در آمدم به مدت چند ماه در بیمارستان شهر سلیمانیه تحت مداوا بودم و سپس به زندان امنیت سلیمانیه منتقل شدم. بعد از شش ماه با همکاری صلیب سرخ آزاد شدم و ازمقامات صلیب خواستم تا به من کمک کنند برادرم و دوستم را از سازمان بیرون بکشم
ارتش ورشکسته – قسمت چهارم
اولین بار بود که پس از مدتها داشتم به موسیقی و آهنگهائی که در فرقه کاملاً ممنوع بود گوش میدادم. به لحظات روشن شدن هوا نزدیک میشدیم که اخبار اعلام کرد: جرج بوش رئیس جمهور آمریکا فرمان خلع سلاح دولت صدام حسین را صادر کرده و صدها موشک دوربرد هم به مناطق حساس بغداد شلیک شده است. همه ما منتظر شنیدن این خبر بودیم و اکنون با شنیدن اعلام جنگ احساس میکردیم که به سوی سرنوشتی جدید در حال حرکت هستیم.
مجاهدین خلق رو به افول
اما به گفته او، سازمان پاسپورت آمریکایی او را گرفته و به او گفتند پاسپورت را نابود کرده اند. وقتی آمریکا سازمان را در سال 2003 خلع سلاح نمود،”اف بی آی” با تک تک اعضا دیداری برگزار کرد. صادقی می گوید به او گفته اند آمریکا قصد سرنگونی رژیم ایران را دارد و به کمک او نیاز دارد. آنها به او اطمینان داده اند می تواند به آمریکا بازگردد. آنها گفتند باقی ماندن در کنار سازمان به این معنی خواهد بود که ”هرگز آمریکا را نخواهد دید.”
نامه خانواده ایران پور به عزیزان در بندشان
ما می دانیم که شما تحت مسئول هستید و این حرف ها را تحت فشار سازمان و مسئولین خود گفتید و مجبور به انجام این کار شده اید،آغوش تمام ما برای پذیرفتن شما باز است،با این کار شما و امثال آن ذره ای علاقه ما نسبت به شما کاسته نخواهد شد، ما شرایط شما را به خوبی درک می کنیم. پاره های تنم، عزیزان دور از وطنم، احمد و رضا جان ما با تمام قدرت هر گونه حمایتی که لازم باشد از شما می کنیم تا شما بتوانید به زندگی عادی برگردید
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۲
خانم قرصی، وقتی شما واکنش های متفاوت در باره ی طلاق اجباری از همسرت داشتی در واقع در یک نقطه مشترک با سایر خانم های مستقر در قرارگاه اشرف بودی، اینکه بحث طلاق های ایدئولوژیک برای شما خانم ها به عنوان یک زن حل نشده بود چه به لحاظ ذهنی و چه به لحاظ احساسی این نقطه ی مشترک شما خانم ها بود و قطعا در محیط بسته قرارگاه اشرف، در شرایط سختی که قرار داشتید
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۱
به جزئت می توانم اقرار کنم اغلب افراد قرارگاه اشرف اصلا به لحاظ روحی و روانی متعادل نیستند. اجازه بدهید صریح بگویم من نیز وقتی به ایران آمدم حالات روحی و روانی متعادلی نداشتم و این یک واقعیت است و بعدها به شکلی تدریجی و طی مرور زمان در کنار خانواده ام تعادل روانی خودم را به دست آوردم و حالات روحی مناسب و مطلوبی پیدا کردم.
ارتش ورشکسته – قسمت سوم
یادم می آید که در طول جنگ سال 2003 میلادی میان آمریکا و حکومت عراق، فرمانده هان فرقه همواره میگفتند که: ما کروکی قرارگاهها و محل های استقرار نیروهای سازمان را به آمریکائی ها داده ایم و آنان به ما قول داده اند که با ما کاری نخواهند داشت. قابل توجه است که مجاهدینی که خود به عنوان جزئی از نیروهای امنیتی دولت صدام حسین در طول این سالیان در درون کشور عراق فعالیت کرده بودند، اطلاعات زیادی از نقاط حساس عراق و همچنین انواع تأسیسات دولتی و نظامی مهم عراق را در اختیار داشتند،
چرا فرقه رجوی از نام انجمن نجات رعشه می گیرد – قسمت دوم
شهریور سال 1384 به ایران بازگشتم و بلافاصله با کمک خانواده ا م مغازه ای در شهرمان آمل مهیا کردم و مشغول کار هستم بعد از مدتی هم ازدواج کردم و هم اکنون صاحب یک دختر کوچولو هستم. که به یاری خدا و کمک همسرم دارای یک زندگی گرم و صمیمی هستیم و از خدا می خواهم که همه دوستانم به این نقطه رسیده تا بدور از همه القائات و… بتوانند آزادانه تصمیم به خروج از فرقه تروریستی رجو ی گرفته و خود را از آن جهنم رها کنند.
چرا فرقه رجوی از نام انجمن نجات رعشه می گیرد – قسمت اول
از اینکه موضوعیت عملیات سرنگونی قبل از عملیات در ذهنم زیر سئوال باشد امری غیر واقعی است اما اینکه رجو ی در طول یک هفته اعلام آمادگی نظامی و تاکتیکی نموده بود از اول برایم قابل فهم نبود و در واقع غیر قابل اجرا و پیروزی رسیدن به تهران بود که عملا نیز همانطوریکه فکر می کردم در صحنه اتفاق افتاد و باعث کشته شدن بخش زیادی از نفرات سازمان شد.