امروز مجاهد، فردا نفوذی
در زیر قسمتی از خاطرات یکی از جداشدگان را درپادگان اشرف می آورم: یکی از گرم ترین روزهای خرداد ماه بود، برای فرار از بیکاری در ایران به استانبول ترکیه رسیدم! به امید پیدا کردن کاری در اروپا به ترکیه آمده بودم! پس از رسیدن به استانبول! سراغ مرکز شهر را گرفتم و آنجا سراغ […]
آموزش آدم فروشی در تشکیلات فرو پاشیده فرقه رجوی
ریل آموزش از بدو ورود به فرقه شروع میشه بخصوص آدم فروشی از اونجایی که رجوی ملعون خودش به وطن فروشی خودش افتخار هم می کرد خیال میکنه که همه باید فروشنده باشند. دقیق یادمه توی بغداد که بودیم تازه چند روز بود که رسیده بودم توی یکی از طبقه ها، بوی الکل به مشامم […]
از رویای فرار تا فرار رویایی از زندان قرارگاه اشرف
ضربان قلبم تند شده بود. در آن لحظات دلهره انگیز با خود می گفتم: زهرا تو هرگز نباید به جهنم رجوی، (قرارگاه اشرف بازگردی!. زهرا، یا امروز پیروز می شوی و فرار می کنی یا کشته می شوی و هرگز زنده به قرارگاه باز نمی گردی! در غیر اینصورت زندگی و یا مرگ تحمیلی با […]
برای اولین بار تبلیغات دروغ مجاهدین را درک کردم
زمانی که از فرقه رجوی جدا شدم به نزد آمریکاییها رفتم و حدودا یک سالی مهمان آمریکایی ها بودم بعد از دیدار با صلیب سرخ، بهمن ماه سال 1383 با تعدادی از دوستان جدا شده وارد ایران شدیم. زمانی که هواپیمای ما اماده فرود در فرودگاه مهر آباد بود به جهت تبلیغات منفی فرقه رجوی […]
عهد بستیم تا نسل جوان جامعه را از افتادن به دام فرقه هایی مثل فرقه رجوی آگاه سازیم
وقتی من درخواست جدایی خودم را به سازمان دادم صدیقه حسینی مسئول مقر ما ساعت ها با من جر و بحث کرد اما تصمیم من جدی بود، درنهایت درشب اول مرداد 80 مرا به قرارگاه باقرزاده منتقل و در آنجا به نشستی که مهوش سپهری به همراه مسئولین بالای سازمان برای افرادی مثل من ترتیب […]
فشارهای روحی و روانی در فرقه رجوی
فشارهای روحی و روانی در فرقه رجوی در هر صورت خیلی سخت است که بعد از خروج یا رهایی از بندهای تشکیلاتی مجاهدین خلق بخواهیم در این مورد بنویسیم، چون یادآوری آن خاطرات تلخ و وحشتناک، باز هم روحمان را از کارهایی که با ما کردند و سکوتی که مجبور به آن بودیم آزرده می […]
عدم اعتماد به اعضا و خیانت به اعتماد آنان
با سلام خدمت دوستان عزیز و همه خانواده های محترم من به عنوان فردی که بیش از 30 سال در فرقه رجوی بودم و روزانه شاهد داستان های تلخ و فریب های رجوی بودم به خوبی این را درک می کنم چرا که شخص رجوی خودش از اعتماد جوان ها سوء استفاده کرد و با […]
در فرقه رجوی هر گناهی قابل بخشش است جز جدا شدن از مجاهدین
خاطره ای از پست نگهبانی در لیبرتی یکی از روزها در پست نگهبانی اردوگاه لیبرتی مشغول نگهبانی بودم و قدم میزدم. در طول این مدت افکار زیادی از سرم میگذشت! در یکلحظه از خودم پرسیدم آیا بهراستی خانواده من خبردارند که من در گروه رجوی هستم و میدانند که من در چه منجلابی غرقشدهام؟ آیا […]
من دروغگویی و فریب کاری فرقه رجوی را به عینه لمس کردم
می گفتند تو را اگر در یگانهای رزمی سازماندهی کنیم روحیه افراد پایین می آید چندین سال مرا در پشتیبانی سازماندهی کردند. در طی روز کارهای پشتیبانی، کارهای برقی و… انجام می دادم که زمان بگذرد…
سیزده سال از آزادی من می گذرد
دو دختر داشتم که دنیای من بودند، دراشرف به من گفته شد که حق هیچگونه تماس ویا ارسال نامه به آنها را ندارم. بعد از چند ساعت اتوبوس های ما در مقابل درب بزرگ یک پادگان نظامی توقف کرد افرادی با اونیفورم نظامی و مسلح مشغول نگهبانی بودند. چند دقیقه بعد درب بزرگ آهنی باز […]
گفتگوی صمیمی با آقای کاظم پورخفاجیان از اعضای جداشده مجاهدین – قسمت اول
اعضای فرقه مجاهدین خلق نخستین قربانیان این فرقه مخرب کنترل ذهن هستند. آنها بطور مضاعف توسط رجوی تحت استثمار قرار گرفتند. اگر روزی در دادگاه عادلانه مردمی رجوی مورد محاکمه قرار گیرد بی شک بزرگ ترین جرم او خیانت به امید و اعتماد همین نسل است. نسلی که درعنفوان جوانی در منتهای شور و احساس […]
خاطره با محمد رجوی در آلبانی
یادم هست که چند ماهی بود که به آلبانی آمده بودم آن روزها مثل الان نبود که نفرات که میخواند بیرون بیاینند باید دو نفره باشند یا بیشتر! آن موقع نفرات تکی هم میتوانستند تردد کنند ومن هم بعضی از مواقع تکی برای گردش به میدان شهر تردد میکردم یادم هست که یک روز که […]