چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
فروغ جاویدان از زبان عبدالطیف شاردری از جداشده های فرقه رجوی 16 مرداد 1397

فروغ جاویدان از زبان عبدالطیف شاردری از جداشده های فرقه رجوی

فروغ جاویدان از زبان عبدالطیف شاردری از جداشده های فرقه رجوی

به بهانه فروغ جاویدان – قسمت سوم 15 مرداد 1397

به بهانه فروغ جاویدان – قسمت سوم

14 خرداد سال 1368 آیت الله خمینی درگذشت. این خبر ساعت 7 صبح در کل قرارگاه اشرف که آن زمان اساس نفرات آنجا تجمع داشتند بصورت عمومی داده شد. هرچند چندین مرتبه قبل از این تاریخ نشستهای عمومی با حضور خود مسعود برگزار شد و این موضوع به تاکید گفته میشد که اگر این اتفاق […]

گفتگوی کوتاه با آقای پوراحمد در خصوص خانواده دردمند محمدی 09 مرداد 1397

گفتگوی کوتاه با آقای پوراحمد در خصوص خانواده دردمند محمدی

کشاورز:  آقای پوراحمد خدمت تان خسته نباشید وعرض ادب وسلام دارم. ازآلبانی و از وضعیت شکننده فرقه بدنام رجوی برایمان بگویید. پوراحمد: خواهش دارم. من هم حضور گرم وصمیمی شما وهمچنین مخاطبانم سلام عرض میکنم و آرزوی بهترینها را دارم. واقعا وضعیت فرقه رجوی در تمامیتش بسیار شکننده است که شما بدان اشاره داشتید ومن […]

تشریح عملیات «مرصاد» به روایت عضو گروه مجاهدین 08 مرداد 1397

تشریح عملیات «مرصاد» به روایت عضو گروه مجاهدین

«بعد از ورود به تهران تا 48 ساعت هر کاری خواستید بکنید و هر کسی را که خواستید، بکشید تا اینکه من فرمان عفو عمومی بدهم.» این سخنان از اولین جمله‌های مسعود رجوی در شب عملیات فروغ جاویدان بود. پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، مجاهدین طی هماهنگی با رژیم […]

اعتمادی در این تشکیلات مجاهدین خلق وجود ندارد 08 مرداد 1397

اعتمادی در این تشکیلات مجاهدین خلق وجود ندارد

اینجانب مالک بیت مشعل یکی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی در آلبانی هستم. با عرض سلام خدمت دوستان وهموطنان عزیزم. یک خاطره از زندگی غار نشینی خودم را می خوام برای شما تعریف کنم.دراشرف نشست مسعود رجوی با لایه ی بالا گذاشته شد که در ماه رمضان بود.ولایه عضوها که آن موقع اسم […]

فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت دوم 07 مرداد 1397

فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت دوم

همانطور که در قسمت قبل از خاطرات تلخ آقای رئوفیان (از رهایی یافتگان فرقه رجوی) درباره عملیات مرصاد میخواندیم در زیر نیز بدون هیچ مقدمه ای به ادامه این روایت شوم و اما واقعی می پردازیم: همانطور که در قسمت اول درج شده بود اکثر ادوات جنگی اهدایی صدام ملعون به سازمان ضد بشری مجاهدین […]

بصیرت بازیافته – قسمت پنجم 07 مرداد 1397

بصیرت بازیافته – قسمت پنجم

سازمان برای این عملیات سرنگونی! با تمام توان ازجان دیگران مایه گذاشت وازاعزام دورترین هوادار از دورافتاده ترین نقاط دنیا نگذشت طوریکه به سرعت برق ودرعرض کمتراز24 ساعت نیروهای تازه نفس وخارجه نشین به عراق کشانده شدند و دریگانها سازماندهی شدند ودراین تجدید سازماندهی جدید، 9 نفرنیز به من سپرده شدند

فروغ؛ تراژدی همیشه جاویدان رجوی – قسمت پایانی 07 مرداد 1397

فروغ؛ تراژدی همیشه جاویدان رجوی – قسمت پایانی

بعد از انجام بازرسی و تشریفات معمول اعضا درسالن اجتماعات جمع شدند. رجوی بهمراه مریم در سالن حاضرشد ومستقیم بسمت نقشه بزرگی که بالای سن گذاشته شده بود رفت. رجوی درحالیکه یک دستش به کمر ودست دیگرش چوب نقشه قرار داشت خطاب به اعضای شرکت کننده درجلسه گفت: درمهران گفتیم امروز مهران فردا تهران.امروز امده […]

فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت اول 04 مرداد 1397

فروغ جاویدان یا افول انسانیت فرقه رجوی – قسمت اول

تاریخ همیشه نشان داده که خیانت و عصیان جایی نداشته و فرد خیانتکار همیشه مورد غضب خداوند و همچنین انسانهای آزاده قرار میگیرد. در مورد سازمان ضد بشری مجاهدین نیز این بحث صدق میکند که این فرقه غیر اخلاقی و غیر انسانی با وجود حمایتهای همه جانبه حامیان تروریست و بخصوص صدام ملعون نتوانست در […]

۳۰ سال بعد ازبزرگترین حماقت رجوی 04 مرداد 1397

۳۰ سال بعد ازبزرگترین حماقت رجوی

30 سال پیش در شب قبل از3/5/67 رجوی تمامی ما را درسالن کمپ اشرف جمع کرد تا مثلا ما را نسبت به طرح عملیات موسوم به فروغ جاویدان توجیه کند. اما توجیه او چگونه بود؟! وی وهمسر سومش یعنی مریم با لباس نظامی مغرورانه درمیان کف و سوت های ما اعضای از همه جا بی […]

رجوی خود را در اذهان کشت 30 تیر 1397

رجوی خود را در اذهان کشت

یک روزگفتند ساعت ده صبح نشست لایه ایست ومن هم کارهایم را جمع وجورکردم به نشست رفتم طبق معمول دراخراتاق نشست، نشستم ونشست شروع شد. گفته شد پروژه خوانی است (پروژه خوانی = موضوعات پیش پا افتاده را به صورت پروژه نفرات می بایست از عمل های نکرده خود و یا اشکالات خود حتی به […]

ما برده های یک”برده دار” بودیم 30 تیر 1397

ما برده های یک”برده دار” بودیم

من حسن شهباز دانشجوی رشته مدیریت در سفر به عراق با سازمان مجاهدین بیشتر آشنا شدم. من البته از سال 1360 خاطراتی از حوادث و وقایع آنزمان داشتم، به پیشنهاد من برای دیدن و آشنایی با دوستم حسن حیرانی به اشرف رفتیم. در بدو ورود با برخورد گرم و عاطفی مسئولین سازمان مجاهدین شدیم و […]

blank
blank
blank