ماشین سرکوب مجاهدین و جهنم ابوغریب
امروز می خواهم قصه ای از قصه ها و غصه های جداشدگان از مجاهدین را برای شما بازگو نمایم. جداشدگانی که با بینش سیاسی بسیار اندک و خرد، از سال ۱۳۵۸ به بعد، آگاهانه یا نا آگاهانه در وادی مجاهدین خلق گام نهاده و در نهایت از سرزمین مادری رانده و از آنچه که در […]
مجاهدین اشرف ۱ و ۲ را جا گذاشتند
با سلام خدمت دوست گرامی آقای فواد بصری ضمن عرض سلام و تبریک سال نو به شما و خانواده امیدوارم سال خوبی داشته باشید با آغاز سال جدید با خودم گفتم سری به آقای فواد بصری بزنم و گپی دوستانه از گذشته و حال با او داشته باشم بعضی وقتها بد نیست گذشته و حال […]
ذهنیت های رجوی ساخته وعملکرد برروی اعضای نگون بخت
مسعود و مریم رجوی رهبران فرقه رجوی خدایان دهه های 60-70 و80 در قلعه الموت اشرف و یا گوانتاناموی اهدایی صدام درسه دهه بلایی بر سر اعضا و کادرهای خود آوردند و ذهنیت های عجیب وغریبی که توی مغز و روح و روان آنها کردند که در حقیقت عملکردهای آن باعث شد تاکنون آن اسیران […]
عید نوروز در فرقه رجوی
من جابر مجدمیان از استان خوزستان شهر اروندکنار حدود 7ماه ازدوران خدمت سربازی ام را در لشکر84 خرم آباد می گذراندم که درشهریور59عراق به خاک کشورحمله کرد وبه همراه دیگر سربازان لشکر برای دفاع از خاک کشورم درمقابل متجاوزین راهی جبهه شدم که متاسفانه بعد ازیک ماه یعنی در1/7/59 درحمله ایی که ارتش عراق درمنطقه […]
نوروز در اسارت فرقه رجوی
الان حدود سه سالی از رهایی من ازاسارت درفرقه رجوی و بازگشت به آغوش خانواده ام می گذرد ومهمتراینکه توانستم تشکیل خانواده بدهم وازاین بابت خدا را شکر می کنم. واقعا لذت بودن درکنار خانواده بخصوص موقع جشن و اعیاد ملی را با هیچ چیز نمی توان عوض کرد.برای سالها که درفرقه رجوی بودم ازدیدن […]
موضوعی که باعث شد با فرقه رجوی اختلاف پیدا کنم
مصاحبه با آقای مالک بیت مشعل (جهاد) به دنبال اعلام جدایی اش از فرقۀ رجوی در آلبانی میخواهم ساعت ولحظه ای که با این فرقه زاویه پیدا کردم را بیان کنم که چه چیزی باعث شد به تدریج از این تشکیلات فاصله بگیرم و در نهایت به جدا شدن انجامید. یک شب نشست با مسعود […]
کابوس تلخ تحویل سال ۸۰
هر سال هنگام تحویل سال در کنار خانواده و جمع فامیل بهترین لحظه ای است که هر ایرانی آنرا همیشه به خاطر میسپارد و از آن به عنوان خاطره خوب یاد میکند. تحویل سال 80 در سازمان مجاهدین از بدترین سالهای دوران زندگی من بود که هیچ موقع از ذهنم پاک نمیشود و نمیتوانم آنرا […]
در فرقه رجوی، فردی بی هویت شدم
با سلام خدمت آقای فیروزی امیدوارم که حال شما خوب باشد. بعد از مدتی گفتیم مصاحبه ای با شما داشته باشیم هر چند می دانیم بحث و گفتگو درباره فرقه رجوی تمامی ندارد. من هم خدمت شما عرض سلام دارم و خوشحالم که مجددا همدیگر را ملاقات می کنیم. – آقای فیروزی به عنوان سوال […]
اسفند، ماه رویاهای به حقیقت پیوسته
ضمن خوش آمد گویی به شما شنیدیم که اسفند ماه سال 1382 مصادف با آزادی شما از فرقه پلید رجوی بوده و با نجات خود یک زندگی جدید را آغاز نمودید. سئوال اول:چه عاملی باعث شد شما از فرقه جدا شدید شرایط خروجتان از اشرف را چگونه مهیا کردید؟ بله حقیقت امر فکر خروج از […]
درون زندان و شکنجه گاه های مجاهدین در سال ۱۳۷۳ چه گذشت؟
مصاحبه با تلویزون مردم تی وی شمه ای از پروسه زندان و شکنجه گاه های فرقه رجوی در سال 1373 که من شاهدش بودم و یکی از زندانیان این سیاه چال رجوی بودم را برای بیندگان گرامی تعریف می کنم هر چند که مرور کردن آن دوران سخت و درد آور است اما برای آشنائی […]
خاطراتی از دوست و یار قدیمی عباس محمد رحیمی
مربی، استاد، بزرگ مرد، سمبل” نه گفتن” به دیکتاتوری رجوی، یار اسارت گاه های هیتلری رجوی در اشرف، بمب خنده و شادی، و… همه و همه صفات کوچکی از عباس محمد رحیمی، سمبل مقاومت در اردوگاه های کار اجباری رجوی است. نزدیک به 8 سال یا بیشتر، با عباس در اسارتگاه های رجوی بودیم، وقتی […]
ورود به اردوگاههای کار اجباری رجوی
در قسمت اول خواندیم که چگونه این دوست جداشده به دنبال کار به ترکیه می رود و با فردی به اسم”علی آبی” آشنا می شود! در ادامه می خوانیم: “علی آبی” گفت: نگران هزینه نباش، هموطنانی داریم که کمک می کنند کار تو درست شود و هزینه ای نباید پرداخت کنی! فقط 3 ماه باید […]