مجاهدین خلق در انکار
نگاه داشتن اعضاء در انزوا به رهبران اجازه می دهد که از مکانیسم انکار به عنوان وسیله شستشوی مغزی اعضاء استفاده کنند. از آنجایی که اعضای مجاهدین تنهـــــا در معرض اخبار محدود و فیلتر شده از سوی سران یا رسانه های خود سازمان قرار دارند، سران کمپ به سادگی قادر به تکذیب واقعیت های جهان بیرون و حوادث درحال رخداد، هستند و در عوض اکاذیب ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی خود را به ذهن افراد القاء می کند.
هنگامه حاج حسن قداره بند – محصول دودهه تلاش ایدئولوژیکی فرقه تروریستی رجوی!
فرقه رجوی درنهایت ضعف ودرمانگی دست به یک اقدام تروریستی علیه خانواده دست زد ویکی از زنان شستشوی مغزی داده شده وناامید ودرمانده بنام هنگامه حاج حسن رابا قمه به جان پدرومادر اسیران انداخت _ هنگامه حاج حسن بایک قمه وجیغ وداد به سوی خانواده حمله کرد وخانواده ها دریک عمل دفاعی این قداره کش ایدئولوژیک رادستگیر وخلع سلاح نموده وتحویل نیروهای عراقی دادند.
فراخوان همکاری و هم اندیشی برای آزادی اسیران اشرف
، باید روانشناسان زبده و کارکشته بنشینند، تشکیلات فرقه را تحلیل و واشکافی کرده و برای آن راه حل ارائه دهند. تشکیلات فرقه رجوی بر جاهل نگه داشتن اعضا استوار است،مسلما محدوده ذهنی هزاران نفر را کنترل کردن کار ساده ای نیست، اما این امری بوده که رجوی ها تا به حال تا حدودی از پس آن برآمده اند.بنابراین برای نجات زنده گی هزاران قربانی این تشکیلات پلید، باید تلاش و همت نمود
توهین و اهانت مسعود رجوی به خلق قهرمان
به جرات می توانیم ثابت کنیم بدون استثنا مسعود رجوی به اعضای خود حیوانیت را ثابت کرده وآنها را مجبور کرده با خط خود بنویسند حیوان بوده ودر دنیای حیوانی بوده اند که مسعود و مریم رجوی آنها را آدم کرده این در پرونده تک تک آنها موجود است از این دیدگاه وایدئولوژی آیا انتظار اینکه به خانواده وجدا شده ها غیر از حیوان گفته شود هست؟
صحبتهای محمد باقر کشاورز درجلسه بازگشت به آغوش خانواده
شما از مناسبات سازمان که بر دروغ و کلک مبتنی است زیاد اطلاعی ندارید بیشتر بچه های بازگشتی متوجه منظورم میشوند. هرچند ازسال 1370 من از سازمان بریده بودم ولی تصمیم گیری و آمدنم به ایران و نزد خانواده ام ساده نبود. بطور واقعی بواسطه تاثیرپذیری از دستگاه مغزشویی سازمان و ذهنیاتی که برایم ایجاد کرده بود مطلقا توان تصمیم گیری نداشتم و نمی خواستم برگردم. نه اینکه دوست نداشتم. نه اینکه خانواده ام را فراموش کرده باشم.
مجاهدین خلق ؛ ایدئولوژی علیه ایدئولوژی – قسمت اول
. سازمان مجاهدین خلق، نیز که مفتخر به ایدئولوژی خود هستند و همواره وفادار به انقلاب های ایدئولوژیک خود، جدیدترین نسخه یک ایدئولوژی بسته و جنایتکار است که مخالفان خود را قربانیانی می بیند که لاجرم باید از صحنه روزگار محو شوند. آن ها هرگز به مخالفان خود به عنوان کسانی که می شود آن ها را تحمل کرد و با بردباری با آن ها به مدارا پرداخت، نگاه نکرده اند. چنین ساز و کار ایدئولوژیکی تنها فهرستی سیاه از فعالیت های خشونت آمیز در سابقه خود بایگانی می کند.
جهاد اکبر در ماشین لباسشویی آقای رجوی
مغز شویی که در سازمان مجاهدین وجود دارد در تاریخ سیستم های دیکتاتوری و قرون وسطایی بی سابقه بوده است. ماشین مکانیکی که آقای رجوی راه انداخته است تلاش دارد برخلاف تمایلات فرد، فرد را تغییر دهد. افرادی که به او اعتماد کرده بودند رجوی هم سوار بر اعتماد آنها شده و مورد تحقیر قرار می داد بدون اینکه افراد متوجه اینگونه رابطه از طرف وی بشوند.
شکنجه گران فرقه رجوی هم می میرند
روزانه اخبار مرگ و میر افراد زیادی را از رسانه ها می شنویم که بعضا بعضی از این اخبار به دلایل خاصی تکان دهنده است و خبر مرگ آقای نادر رفیعی برای کسانی که در دو دهه اخیر در مناسبات فرقه در عراق بودند از این نوع می باشد.قبل از اینکه به چرایی این موضوع بپردازیم باید دید چه اتفاقی در مناسبات فرقه رجوی می افتد یک فرد که سالها سابقه مبارزاتی و زندان در زمان شاه را دارد این گونه در مناسبات فرقه ای رجوی حل شده و به قهقرا برده و مورد تنفر همگان قرار می گیرد
ترس سران فرقه مجاهدین از ملاقات خانواده ها
سران فرقه در ظاهر دم از حق و حقوق اسیران اردوگاه عراق جدید(اشرف) می زنند ولی حاضر نیستند ابتدائی ترین حقوق انسانی را برای این افراد قائل شوند ؛ سران فرقه با ادعای خود ساخته پدران و مادران پیر را از دیدار عزیزانشان محروم می کنند تا بتوانند هر چه بیشتر افراد را تحت حصار فکری وجسمی نگه دارند تا بتوانند سوء استفاده های خود را بکنند.
اعتراف گیری مسعود رجوی از سی و شش زندانی در نشست های عملیات جاری
پس از آزادی سی و شش نفر از اعضای سازمان توسط دولت عراق و بازگشت آنها به قرارگاه اشرف، نشست های معروف به عملیات جاری برای این افراد به مسئولیت مسعود رجوی، که حضور تلفنی داشت، برگزار شد، واقعیت این است که تحمل شرایط این نشست ها برای افراد سالم هم غیر ممکن است چه برسد به کسانی که به قول مریم رجوی از یک قدمی مرگ برگشته و به شهادت تصاویر همزمان با نشست ها هم در حال مداوا هستند.
واهمه ی رهبران مجاهدین از حقایقی که برای اعضای آزاد شده فاش شده است
این گمان دور از ذهن نیست که این 36 نفری که برای بیش از 70 روز از ساختار کنترل فرقه دور بوده اند، توانستند فرصتی بیابند که مدتی با خود تنها باشند. آن ها می توانستند به دور از قواعد غالب بر نظام فرقه با فردیت خود روبرو شوند، قواعدی که بر همه ی جوانب روح و زندگی ان ها سلطه داشتند. آن ها می توانستند وقت کافی برای تفکر عمیق داشته باشند یا حتی ممکن است با کسانی با عقاید متفاوت دیدار کرده باشند و در نتیجه حقایقی تازه از جهان بیرونی از اشرف دریافته باشند که احتمالاً با آن چه فرقه به آن ها القا می کرده است مغایر بوده است.
سفر به اشرف؛ کشتارگاه عاطفه ها
سالها پیش برادرم اسماعیل در جنگ تحمیلی به دست گرگ صفتانی به اسارت درآمد که اسم خود را مجاهد و آرمان خود را مثلا آزادی خلق گذاشته بودند. من، پدر و مادرم در نبود او روزگار بسیارسختی را گذراندیم آنگونه سخت برما گذشت که من حاضر شدم با همه خطرات موجود برای دیدنش به عراق سفر کنم و تلاش کنم او را به زندگی برگردانم.برادرم قیافه ای رنجور، زرد و لاغر پیدا کرده بود که نشان می داد چقدر سختی در عراق می کشد.