خانم توکلی: رجوی بهتر است به فکر آخرت خود باشد!
خانم توکلی پس از شنیدن موضوعات مطرح شده در نشست رجوی که در قسمتی از آن که گفته بود من به کسی تضمین پیروزی نداده ام… و به فکر آخرت شما هستم، با عصبانیت گفت اگر او به فکر آخرت بچه ها است چرا خودش همراه بچه های ما نیست تا آخرت وی هم رقم بخورد؟ بهتر است به فکر آخرت خودش باشد. وی در پایان ضمن درخواست مجدد اعزام به عراق، انجام ملاقات با فرزندان اسیر شان را تنها راه نجات آنان دانست.
درد دل مادری دلسوخته از فراق فرزندش
زمانی که در پادگان اشرف بود با کلی مشکلات جسمی که داشتم به عراق سفر کردم که شاید بتوانم با پسرم دیداری داشته باشم و بعد از چند سال آن را در آغوش بگیرم ولی متاسفانه به جای اینکه پسرم را در آغوش بگیرم آدمهای توجیح شده فرقه رجوی با سنگ و فحش های رکیک از من مادر استقبال کردند. خبردار شدم بعد از بسته شدن پادگان اشرف او را به کمپ موقت (لیبرتی) منتقل کرده اند و هیچ اطلاعی از وضعیت او ندارم.
خانوادهها تضمین کننده امنیت، حفاظت و آینده ساکنین کمپ لیبرتی در عراق هستند
وقتی بدنبال راه حلی واقعی و با دوام باشیم هر کسی که واقعاً کمی درستکار باشد تأیید میکند که اجازه ورود به خانوادههای این افراد در مسأله، حتماً راه حلهای متعدد عاطفی، روح و حتی مالی و امنیتی را ایجاد می کند. راه حلهایی که این افراد برای بازگشت به زندگی عادی در هر کجا که نهایتاً بروند بشدت به آن نیاز خواهند داشت. فرای این مسئله، تأثیری که حضور خانوادهها در رفع تشنج و عادی کردن فضای کمپ لیبرتی دارد مسلماً جلو هر گونه حمله احتمالی دیگر در آینده را نیز خواهد گرفت.
خانم نبی پور: رجوی با شعار اسلام انقلابی بچه ها را به کشتن داد
وقتی هر یک از دوستان راجع به فرزندش صحبت می کردند خانم نبی پور متاثر شده و در همین رابطه اظهار نمود چندین سال رجوی نگذاشته است که با پسرم تماس داشته باشم خدا می داند که تمام بیماری هایم ناشی از دوری پسرم می باشد. او سپس به عکس جوانی یوسف که بر روی دیوار اتاقش نصب بود اشاره کرد و گفت خدا را شاهد می گیرم که بیش از دو دهه است که به این عکس نگاه می کنم و با او صحبت می کنم خدا رجوی را لعنت کند که حتی اجازه یک تماس را به پسرم نمی دهد.
مادرنماهای بی رحم در فرقه رجوی
یکی از مسئولیت هایی که نمایندگی سازمان درآلمان داشت. جمع آوری کودکانی که به زور از والدینشان جدا شده بودند و به اروپا فرستاده شده اند، بود. نمایندگان سازمان، کودکانی که به سن و سال 16 الی 20 سال رسیده بودند را به بهانه دیدار با پدر ویا مادر، یک به یک به عراق اعزام کردند. که به محض ورود به عراق، پاسپورت افراد را گرفته و می گفتند دیگر امکان بازگشت به اروپا وجود ندارد. معصومه بلورچی، یکی از دست اندر کاران این جنایت بود.
ملاقات با خواهر داغدار و مصیبت دیده از ظلم و جور رجوی
خانم غلامپور در ادامه افزودند: روزگار را ببین! سالیان سال چشم و گوشمان به تلفن خانه دوخته شده بود شاید که ولو یکبار رجوی به برادرانم اجازه تماس با خانواده ا م را بدهد و ما را ازچشم انتظاری دربیاورد که متاسفانه چنین نشد.حال که رجوی حسن را از ما گرفت برادر دیگرمان منوچهر را که در لیبرتی اسیر است وادار کرده است که ضمن تماس به من و سایر اعضای خانواده مان از بابت قربانی شدن حسن تبریک بگوید!
نامه سرگشاده خانم نسرین ابراهیمی به خانم ماریا گراچه
آیا شما می دانستید که زنان در داخل این فرقه که شما از آن حمایت کرده اید مجبور هستند که تا آخر عمر ازدواج نکنند و سالیان است که شوهران آنها را به زور از آنها جدا کرده اند و همگی می بایست برای رهبرشان باشند؟ آیا می دانستید که این گروه به زور جگرگوشه های این زنان را از آنها جدا کرده و به کشورهای مختلف اروپایی فرستادند و سالیان است که این مادران حتی خبر سلامتی آنها را هم ندارند؟
نامه انجمن زنان ایران خطاب به خانم ماریا گراچه
انجمن ما متشکل از خانم هائی است که سالهائی را در تشکیلات سازمان مجاهدین سپری کرده اند و بعد از جدا شدن تسلیم سکوت و تهدیدهای این تشکیلات نشده اند و تصمیم گرفته اند که دست به افشاگری زده و اطلاع رسانی برای جامعه اروپا و مردم ایران بکنند تا همگان بدانند که در درون این فرقه بر اعضاء چه می گذرد. رهبری این سازمان زنانی را انتخاب کرده است تا با شما دیدار کنند و با برخوردهای فریبنده و کار روی احساسات، شما را فریب بدهند.
فراخوان انجمن زنان ایران برای آزادی خانم شیرین معینی از تشکیلات رجوی
ماه گذشته شیرین معترض به تشکیلات توسط سازمان به آلبانی می آید و علیرغم کنترل تشکیلاتی و نارضایتی تشکیلات برای خود موبایلی تهیه می کند و با خانواده ارتباط برقرار و درخواست کمک می کند و نارضایتی خودش و اینکه تصمیم دارد از این تشکیلات خارج و آزاد برای خودش زندگی و تشکیل خانواده بدهد وقتی که خواهر شیرین از او می خواهد که آیا ایمیل دارد که به خواهرش بدهد، متوجه می شود که اصلا اینها دسترسی به اینترنت ندارند
گفتگوی خانم معینی و انجمن زنان – قسمت دوم
البته من از مسئولم همان موقع سوآل کردم و او گفت: به قول برادر مسعود ما به امام حسین اقتدا کرده ایم ما تشکیل خانواده می دهیم، جنگ می کنیم می کشیم و کشته می شویم این قانون است و حرفهای فرمانده ام برای من قانع کننده نبود و در ذهنم جا نمی گرفت بعدها البته باز هم این سوال اضافه شد که پس چگونه بعد از همین عملیات فروغ جاویدان به دستور رهبری می بایست همه زنها و مردها از یکدیگر طلاق می گرفتند
گوشه ای از ناشنیده ها از زبان خانم معینی عضو سابق تشکیلات رجوی در آلمان
بعد از ورود به پایگاهشان در پاکستان سازمان مجاهدین خلق همسرم را از من جدا کرد و به من گفتند تو به ایران برگرد ازدواج با تو دستور ما بوده است که محمد حسن بهشتی بتواند با محمل عادیسازی خارج بیاید و تو به ایران برگرد. من شوکه شدم و گفتم که هرجا شوهرم باشه من هم می مانم. من به لحاظ عاطفی به او وابسته بودم و به لحاظ عاطفی خیلی اذیت شدم ویادم هست چقدر گریه کردم.
رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است
آنقدر ما را ترساندند که من خودم به شخصه تصمیم گرفتم که بمانم اونجا و بعد ببینید حالا بعد از بیست سال همکاری با این سازمان و در حالیکه از همه چیز خودم گذشتم چگونه است که به صرف انتقاداتی که به اونها و تشکیلاتشون از روز جدائی داشته ام دشمن درجه یک من می شوم اینها شیرازه تشکیلاتشون در حال از هم پاشیدن است