شنبه, ۳۱ مرداد , ۱۴۰۵
آمریکایی‌ها می‌دانستند در پادگان اشرف گروه تروریستی خطرناکی وجود دارد 06 تیر 1392

آمریکایی‌ها می‌دانستند در پادگان اشرف گروه تروریستی خطرناکی وجود دارد

مادر اسیر دربند گروه تروریستی مجاهدین گفت: در هر صورت ما ۴ سال در شهرک آزادی در کنار پادگان اشرف ماندیم و دولت‌هایی حامی این جنایتکاران دشمن جمهوری اسلامی ایران بودند، یعنی همان‌هایی که با پیشرفت‌ ایران و جوانان غیور و قهرمان کشورمان مخالف بودند و اینها به یقین حامی و طرفدارهای بزرگ رجوی خائن بودند؛ این حامیان در طول این ۳۰ سال حاضر نشدند که در مورد این جنایت‌ها اظهارنظر کنند.

پاسخی شنیع به یک سئوال مشخص 26 خرداد 1392

پاسخی شنیع به یک سئوال مشخص

می خواهم نتیجه بگیرم که این نامه هرگز از طرف خانم مربوطه نوشته نشده است، این نامه در پاریس و توسط محمدعلی توحیدی تهیه و تنظیم شده است. این حرکت شنیع به یک سنت در سازمان مجاهدین بدل شده است. دروغ و کلاشی و شامورتی بازی، به یک سنت در سازمانی تبدیل شده است که خود را «مردمی»، «انقلابی» و طرفدار دمکراسی می داند.

امیر یغمایی نمونه ای از دهها کودک قربانی در تشکیلات رجوی 25 خرداد 1392

امیر یغمایی نمونه ای از دهها کودک قربانی در تشکیلات رجوی

این ها که بر امیر رفته فقط مربوط به کودکی و نوجوانی او است و اما همچنان هدف کینه و بغض رجوی است. او به تاوان اینکه در بلوغ فکری از مجاهدین جداشده از حق دانستن اینکه مادرش زنده یا مرده است محروم است. او به جرم و گناه انتخاب یعنی همان حقی که جمهوری اسلامی را بابت نادیده گرفتن آن سالها مذمت و نکوهش و محکوم می کند، باید همزمان هم طعن و نفرین و نفرت رجوی را تحمل کند و هم نداند مادرش در چه وضعیتی است.

ظالم و مظلوم کیست؟ فرزند و پدری که خواهان یک خبر از احوال مادر است 22 خرداد 1392

ظالم و مظلوم کیست؟ فرزند و پدری که خواهان یک خبر از احوال مادر است

این روال کار سازمان بود که بعد از اینکه کسی منتقد به سازمان می شد روی بستگان او توسط مجاهدین در تشکیلات توجیه و تفتیش عقاید می شد و بعد هدفدار چنین نامه هائی منتشر می شده است منتهی در مورد زنان شورای رهبری بخصوص از جمله همین خانم بحث از این زاویه متفاوت است که مستقیما توسط رجوی هدایت می شود. زنان شورای رهبری از کمترین اهمیتی در این سکت برخوردار نیستند و لقب همگی آنان کلفت رهبری و یا به گفته مهوش سپهری سگ در خونه نامگذاری شده بود بغیر از سوء استفاده جنسی که از اغلب این زنان می شد، بیشتر آنها برای کارهای مسعود و مریم رجوی بکار گرفته می شدند

خانواده اعضای اسیر فرقه حتی در خارج از کشور هم از شقاوت رجوی در امان نخواهند بود 20 خرداد 1392

خانواده اعضای اسیر فرقه حتی در خارج از کشور هم از شقاوت رجوی در امان نخواهند بود

برای او فرق نمی کند که مخاطب کیست، کجاست، چه تفکری دارد، هوادار نظام است یا مخالف نظام، در ایران زندگی می کند یا بخاطر جاه طلبی های دیوانه وار و جنایتکارانه رجوی در غربت گرفتار شده است، تنها چیزی که برای او مهم می باشد این است که این فرد آیا در خدمت خواسته ها و اوهام دیوانه وار او هست یا خیر؟ اگر هست که در غلو و ریا (البته با هدف بالا بردن مقام پلید خود) کم نگذاشته و آن فرد را درست ترین، بهترین، کمیاب ترین، گوهر بی بدیل و… می نامد. اما اگر همان فرد به اندازه سر سوزنی در جهت دلخواه او نباشد، بی درنگ او را به بدترین موجود روی زمین، خائن ترین، دشمن ترین، مزدورترین و… ملقب می کند.

خوشحالی خانواده های خوزستانی از انتقال اعضای دربند رجوی به آلبانی 11 خرداد 1392

خوشحالی خانواده های خوزستانی از انتقال اعضای دربند رجوی به آلبانی

بعد از اعلام خبر انتقال تعدادی از اعضای دربند فرقه رجوی به کشور آلبانی، خانواده های خوزستانی طی تماس های مکرر با دفتر انجمن نجات خوشحالی خود را ازانتقال این افراد به کشور ثالث و اینکه این انتقال می تواند زمینه ساز آزادی دیگر اسیران دربند به دیگر کشورها و دنیای آزاد گردد ابراز داشتند.خانواده ها دراظهارات خود این عقب نشینی مذبوحانه رجوی ها را ناشی از تلاش های بی وقفه تمامی خانواده های دردمند و چشم انتظار و همچنین اقدامات افشاگرایانه اعضای جداشده می دانستند

حضور خواهر محمد سعید عبید نژاد در انجمن نجات خوزستان 08 خرداد 1392

حضور خواهر محمد سعید عبید نژاد در انجمن نجات خوزستان

در مورخه 4/3/92 خواهر محمد سعید عبید نژاد در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور یافت، وی درحالی که اشک می ریخت می گفت برادر من جوان 20 ساله ای بود واصلا اهل سیاست و اینکه در گروهی باشد و یا سازمان مجاهدین را بشناسد نبود فقط چون پدرم با ازدواج وی با دختری که ازدید او به خانواده ما نمی خورد مخالف بود، برادرم قهر کرد و از خانه رفت. بعد از مدت ها متوجه شدیم که به کمک افراد ناباب به خارج کشور رفته و از آن موقع به بعد از وی خبری نداشتیم تا اینکه چند سال پیش ازطریق افراد جدا شده متوجه حضور او در فرقه رجوی درعراق شدیم

نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق 25 اردیبهشت 1392

نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق

شما به قدرت خانواده ها و عاطفه در آزادی (ساکنین کمپ لیبرتی) و انگیزه دادن به اسیران در فرار و خروج از این فرقه شک نکنید بساط آنها را خانواده ها بهم ریختند! علیرضا کافیست یکبار شما و مادرش را در آغوش بگیرد هرگز نزد آنها برنمیگردد و رجویها این را بخوبی میدانند از مبارزه برای آزادی جگر گوشه تان خسته و مایوس نشوید! انشاءالله روز آزادی علیرضا و دیگر اسرا نزدیک است! با شناختی که از علیرضا دارم با آن لهجه شیرینش تحمل بسیاری دارد و او هم در انتظار است!

پیام تسلیت به خانم مهناز بابا احمدی 22 اردیبهشت 1392

پیام تسلیت به خانم مهناز بابا احمدی

در گذشت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت گفته و برای شما و بازماندگان از خدای بزرگ صبر جمیل خواستارم. واقعیت اینست که غم از دست دادن عزیزان در هر شرایطی بسیار دردناک و جانکاهست. خصوصا در شرایطی که شما در اسارت دارید. خصوصا در شرایطی که شما بناچار نه تنها نمیتوانید بخاطر از دست دادن پدرتان برای او گریه و سوگواری کنید تا کمی از سنگینی این درد کاسته شود! بخوبی بیاد دارم در فرقه کثیف رجوی که خانواده را کانون فساد میداند داشتن احساس نسبت به خانواده و پدر و مادرو عزیزان گناه کبیره و نشانه زندگی طلبی است و اگر کسی دلش برای خانواده اش تنگ میشد مورد برخورد تشکیلاتی و انتقاد قرار میگرفت!

فرهنگ خواهر کشی در سازمان مجاهدین 21 اردیبهشت 1392

فرهنگ خواهر کشی در سازمان مجاهدین

فکر میکردم در فرهنگ سازمانهای سیاسی منحط و حتی فرقه ها هم این حمله فیزیکی و حکم قتل و توهین و تهمتی که مجاهدین برما روا میدارند غیرمعمول و بی سابقه است و باز با خودم می گفتم مگر ما چه گفتیم جز نقد و مگر چه کردیم جز قلم زدن و مگر چه خواستیم جز خیر و نجات دوستانمان و باز برایم سئوال بود اگر جواب سئوالهای ما از نظر سازمان اینقدر بدیهی و ساده است چرا زحمت یک پاسخ را به خود نمیدهد و اینهمه زجر برای فحاشی و یقه جر دادن به خود وارد میکند.

دیدگاههای آقای محمود دشتستانی طی دیدار با خانواده ها در ارومیه ـ قسمت پنجم 09 اردیبهشت 1392

دیدگاههای آقای محمود دشتستانی طی دیدار با خانواده ها در ارومیه ـ قسمت پنجم

تیپی که من درسازمان داشتم این جوری بود که با همه بگو و بخند داشتم با زنان و مردان، فرماندهان و مسئولین سازمان. برای همین وقتی از آنجا فرار کردم همه بچه ها حتما پچ پچ می کنند دلیل اینکه محمود فرار کرد چی بود؟ چون بچه هایی که دو هفته بعد از من از آنجا خارج شدند به من گفتند: رفته بودیم نشست جمعی، همه به هم می گفتند محمود دشتستانی کجا رفته است؟ فرار کرده؟ هیچکس هم باورش نمی شد. خب کافی است شخص خودش اراده خروج از سازمان داشته باشد راههای خروج را پیدا می کند این خیلی مهم است شما وقتی به ملاقات آنها رفتید به آنها امید بدهید و انگیزه، آنها خود راه خروجشان را پیدا می کنند.

سومین نامه خانواده امیری به سران مجاهدین در سال ۱۳۹۲ 07 اردیبهشت 1392

سومین نامه خانواده امیری به سران مجاهدین در سال ۱۳۹۲

تنها خواسته ی مادر من فقط دیدن فرزندش بعد از سالها می باشد آیا این خواسته ی زیادی هست؟ مادر بنده و یا اکثر پدر و مادرهای اعضای مجاهدین با سیاست کاری ندارند فقط می خواهند برای چند ساعتی هم که شده فرزندانشان را در آغوش بگیرند.من نمی دانم که هراس سازمان مجاهدین خلق از دیدن خانواده ها چیست!؟ یک روز خانواده ها را مامور وزارت اطلاعات می نامند و روز دیگر مزدور و روز دیگر …

blank
blank
blank