ظالم و مظلوم کیست؟ فرزند و پدری که خواهان یک خبر از احوال مادر است
این روال کار سازمان بود که بعد از اینکه کسی منتقد به سازمان می شد روی بستگان او توسط مجاهدین در تشکیلات توجیه و تفتیش عقاید می شد و بعد هدفدار چنین نامه هائی منتشر می شده است منتهی در مورد زنان شورای رهبری بخصوص از جمله همین خانم بحث از این زاویه متفاوت است که مستقیما توسط رجوی هدایت می شود. زنان شورای رهبری از کمترین اهمیتی در این سکت برخوردار نیستند و لقب همگی آنان کلفت رهبری و یا به گفته مهوش سپهری سگ در خونه نامگذاری شده بود بغیر از سوء استفاده جنسی که از اغلب این زنان می شد، بیشتر آنها برای کارهای مسعود و مریم رجوی بکار گرفته می شدند
خانواده اعضای اسیر فرقه حتی در خارج از کشور هم از شقاوت رجوی در امان نخواهند بود
برای او فرق نمی کند که مخاطب کیست، کجاست، چه تفکری دارد، هوادار نظام است یا مخالف نظام، در ایران زندگی می کند یا بخاطر جاه طلبی های دیوانه وار و جنایتکارانه رجوی در غربت گرفتار شده است، تنها چیزی که برای او مهم می باشد این است که این فرد آیا در خدمت خواسته ها و اوهام دیوانه وار او هست یا خیر؟ اگر هست که در غلو و ریا (البته با هدف بالا بردن مقام پلید خود) کم نگذاشته و آن فرد را درست ترین، بهترین، کمیاب ترین، گوهر بی بدیل و… می نامد. اما اگر همان فرد به اندازه سر سوزنی در جهت دلخواه او نباشد، بی درنگ او را به بدترین موجود روی زمین، خائن ترین، دشمن ترین، مزدورترین و… ملقب می کند.
خوشحالی خانواده های خوزستانی از انتقال اعضای دربند رجوی به آلبانی
بعد از اعلام خبر انتقال تعدادی از اعضای دربند فرقه رجوی به کشور آلبانی، خانواده های خوزستانی طی تماس های مکرر با دفتر انجمن نجات خوشحالی خود را ازانتقال این افراد به کشور ثالث و اینکه این انتقال می تواند زمینه ساز آزادی دیگر اسیران دربند به دیگر کشورها و دنیای آزاد گردد ابراز داشتند.خانواده ها دراظهارات خود این عقب نشینی مذبوحانه رجوی ها را ناشی از تلاش های بی وقفه تمامی خانواده های دردمند و چشم انتظار و همچنین اقدامات افشاگرایانه اعضای جداشده می دانستند
حضور خواهر محمد سعید عبید نژاد در انجمن نجات خوزستان
در مورخه 4/3/92 خواهر محمد سعید عبید نژاد در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور یافت، وی درحالی که اشک می ریخت می گفت برادر من جوان 20 ساله ای بود واصلا اهل سیاست و اینکه در گروهی باشد و یا سازمان مجاهدین را بشناسد نبود فقط چون پدرم با ازدواج وی با دختری که ازدید او به خانواده ما نمی خورد مخالف بود، برادرم قهر کرد و از خانه رفت. بعد از مدت ها متوجه شدیم که به کمک افراد ناباب به خارج کشور رفته و از آن موقع به بعد از وی خبری نداشتیم تا اینکه چند سال پیش ازطریق افراد جدا شده متوجه حضور او در فرقه رجوی درعراق شدیم
نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق
شما به قدرت خانواده ها و عاطفه در آزادی (ساکنین کمپ لیبرتی) و انگیزه دادن به اسیران در فرار و خروج از این فرقه شک نکنید بساط آنها را خانواده ها بهم ریختند! علیرضا کافیست یکبار شما و مادرش را در آغوش بگیرد هرگز نزد آنها برنمیگردد و رجویها این را بخوبی میدانند از مبارزه برای آزادی جگر گوشه تان خسته و مایوس نشوید! انشاءالله روز آزادی علیرضا و دیگر اسرا نزدیک است! با شناختی که از علیرضا دارم با آن لهجه شیرینش تحمل بسیاری دارد و او هم در انتظار است!
پیام تسلیت به خانم مهناز بابا احمدی
در گذشت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت گفته و برای شما و بازماندگان از خدای بزرگ صبر جمیل خواستارم. واقعیت اینست که غم از دست دادن عزیزان در هر شرایطی بسیار دردناک و جانکاهست. خصوصا در شرایطی که شما در اسارت دارید. خصوصا در شرایطی که شما بناچار نه تنها نمیتوانید بخاطر از دست دادن پدرتان برای او گریه و سوگواری کنید تا کمی از سنگینی این درد کاسته شود! بخوبی بیاد دارم در فرقه کثیف رجوی که خانواده را کانون فساد میداند داشتن احساس نسبت به خانواده و پدر و مادرو عزیزان گناه کبیره و نشانه زندگی طلبی است و اگر کسی دلش برای خانواده اش تنگ میشد مورد برخورد تشکیلاتی و انتقاد قرار میگرفت!
فرهنگ خواهر کشی در سازمان مجاهدین
فکر میکردم در فرهنگ سازمانهای سیاسی منحط و حتی فرقه ها هم این حمله فیزیکی و حکم قتل و توهین و تهمتی که مجاهدین برما روا میدارند غیرمعمول و بی سابقه است و باز با خودم می گفتم مگر ما چه گفتیم جز نقد و مگر چه کردیم جز قلم زدن و مگر چه خواستیم جز خیر و نجات دوستانمان و باز برایم سئوال بود اگر جواب سئوالهای ما از نظر سازمان اینقدر بدیهی و ساده است چرا زحمت یک پاسخ را به خود نمیدهد و اینهمه زجر برای فحاشی و یقه جر دادن به خود وارد میکند.
دیدگاههای آقای محمود دشتستانی طی دیدار با خانواده ها در ارومیه ـ قسمت پنجم
تیپی که من درسازمان داشتم این جوری بود که با همه بگو و بخند داشتم با زنان و مردان، فرماندهان و مسئولین سازمان. برای همین وقتی از آنجا فرار کردم همه بچه ها حتما پچ پچ می کنند دلیل اینکه محمود فرار کرد چی بود؟ چون بچه هایی که دو هفته بعد از من از آنجا خارج شدند به من گفتند: رفته بودیم نشست جمعی، همه به هم می گفتند محمود دشتستانی کجا رفته است؟ فرار کرده؟ هیچکس هم باورش نمی شد. خب کافی است شخص خودش اراده خروج از سازمان داشته باشد راههای خروج را پیدا می کند این خیلی مهم است شما وقتی به ملاقات آنها رفتید به آنها امید بدهید و انگیزه، آنها خود راه خروجشان را پیدا می کنند.
سومین نامه خانواده امیری به سران مجاهدین در سال ۱۳۹۲
تنها خواسته ی مادر من فقط دیدن فرزندش بعد از سالها می باشد آیا این خواسته ی زیادی هست؟ مادر بنده و یا اکثر پدر و مادرهای اعضای مجاهدین با سیاست کاری ندارند فقط می خواهند برای چند ساعتی هم که شده فرزندانشان را در آغوش بگیرند.من نمی دانم که هراس سازمان مجاهدین خلق از دیدن خانواده ها چیست!؟ یک روز خانواده ها را مامور وزارت اطلاعات می نامند و روز دیگر مزدور و روز دیگر …
نامه خانم لیلا امیری به مسعود و مریم رجوی – دومین نامه خانواده امیری به سران مجاهدین
آقای مسعود و خانم مریم، این بود آزادی و استقلالی که دم از آن می زنید. این است هدفی که به خاطرش فرزندانی و خانواده هایی را از هم جدا نموده و باعث فراق آنها شده اید؟ اگر به آزادی و استقلال پایبند هستید اگر به هدف و راهی که در آن افرادی را قربانی نموده اید معتقد هستید پس چرا اینقدر می ترسید که این اجازه را به فریب خوردگان و برادرم نمی دهید تا خودشان راه و هدفشان را انتخاب کنند و با خانواده هایشان ملاقات کنند؟ نه به این که به زور شکنجه و شستشوی مغزی آنها را در زندانهایی که برایشان ساخته اید نگه دارید
رهبران مجاهدین مرا بی پدر و مادر کردند
من از دست پدر و مادرم ناراحت نیستم از دست فرقه رجوی ناراحت هستم که از انسانیت بویی نبرده اند و از فرقه رجوی سئوال می کنم چگونه به خودتان اجازه می دهید که انسانها را اسیر کنید و از دنیای بیرون آنها را قطع کنید. حتی اجازه نمی دهید نامه یک کودک بدست پدر و مادرش برسد آیا شما خودتان را انسان بشمار می آورید؟ خداوند انتقام من و سایر کسانی که پدر و مادرشان اسیر فرقه رجوی است را بگیرد. و آرزو می کنم بزودی زود بتوانم پدر و مادر خود را در آغوش بگیرم.
قربانعلی حسین نژاد: توصیه هایی به خانوادۀ محمد نژاد و دیگر خانواده ها
لذا خانواده ها باید با نوشتن نامه و تلاشهایشان رو به سازمانهای بین المللی بویژه سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ خواستار ایجاد محلی در نزدیکی لیبرتی برای خانواده ها و فشار بر رهبری فرقه و در رأس آن مریم رجوی در فرانسه برای لغو فتوای تحریم دیدار با خانواده و برچیدن محدودیتها و ترفندهای تشکیلاتی و تبلیغات علیه خانواده ها برای جلوگیری از خواست افراد مبنی بر دیدار با افراد خانواده شان گردند.