پرواز تاریخ ساز از آمریکا
دوباره از سمیه پرسیدم کی می آید؟ گقتند می ری اشرف می بینیش.روز سوم بودکه راهی اشرف شدم. یک اتوبوس. تنها فرد نوجوان اتوبوس من بودم. پرده های اتوبوس هم کشیده شده بود. با خانمی که پشت سر م بود گفت و گوی کوتاهی آن رد و بدل شد. ازم پرسید چند سالته؟ 16 سالم.
به یاد دوستان در بند باشیم
سپس در اکتبر سال 1941 رهبران دولت های آمریکا و انگلیس در یک کشتی جنگی! در اقیانوس اطلس منشوری مشتمل بر هشت ماده امضاء نمودند که بعدها به مناسبت محل امضاء به منشور آتلانتیک مشهور شد. بعد از مدتی دولت های شوروی سابق، فرانسه و چین نیز با پذیرفتن متن منشور به امضا کنندگان آن پیوستند و سرانجام پس از تصویب 5 کشور یاد شده منشور ملل متحد درتاریخ 5 تیر 1324 (26 ژوئن 1945) به امضا رسید و سازمان ملل متحد درتاریخ 24 اکتبر 1945 برابر با دوم آبان رسماً شکل گرفت و آرزوی ملت های جهان که از دو جنگ خانمان سوز جهانی رنج برده بودند، با این شعار که ملل متحد نسل های آینده را از جنگ محفوظ می دارد، سامان گرفت.
“تولد دوباره در کانادا”
آخر پیام خود می گو ئید که خواهان حمله آمریکا به ایران نیستدید ولی بهتر بود که قبل از این حرف فرماندهان خود در اشرف را توجیه می کردید، چرا که آنها اذعان می کنند که در صورت حمله آمریکا به ایران به نیروهای سازمان در اشرف نیاز دارند. و مریم حتی در پیام خود به سنای آمریکا متذکر می شود که بجای حمله به عراق بهتر بود به ایران حمله می کردید چون دسترسی ایران به قدرت هسته ای تهدید ی جدی برای منافع آمریکا در منطقه است.
بچه های گل با کلاشینکف های زورکی
پنجره آزادی به روی هممون باز است میدونم کجا نشستید میئونم کجا شکستید اسیر کدوم خاک شدید
یاد یارمهربان « الهام شواهد »
سعید نوروزی به تعبیر نازنین خواهرش سهیلا نوروزی « در آن روز جهنمی وشوم »! همراه 4 تن ناراضی دیگر: محمود رضا کاوندی، جواد طهماسبی، محمد رضا احمدی، علی مصطفوی، به طریقه یی مافیایی درقرارگاه بدنام اشرف، قلعه ی دیو رجوی، درون اتومبیلی به ضرب گلوله های ننگین به شهادت رسیدند، چرا که به گمان رجوی آرزوی فرار و دست شستن از فرقه ی جنایتکار در ذهن پریشان ودل پشیمان ومایوس از وعده های رجوی داشتند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۱
مرضیه قرصی: نه، آنها به راحتی از کنار همه واقعیت ها ی تلخ و دردناک می گذشتند. معمولا سعی داشتند برای توجیه اعمالشان و شرایط ناجوری که درست کرده بودند، به حرف ها و سخنان مسعود اشاره کنند. آنها می گفتند رهبر عقیدتی ما یعنی مسعود معتقد است شما خانم ها تحت فشار شرایط حاکم بر سازمان و به علت مشکلات درونیتان دچار راست روی شده اید
ماجرای سمیه محمدی اسیر در زندان های سازمان مجاهدین خلق
– دختر شما هنگامی که شما را دید چه گفت؟ – دخترم گریه کرد و پشیمان بود و منتظر بود که حکومت عراق عملی انسانی برای این گروه فریب خورده انجام دهد. دخترم به من گفت که گروه زیادی از عناصر سازمان الان به افسردگی مبتلا شده اند و خیلی از آن ها پشیمان هستند و به دنبال فرصتی برای بازگشت به سوی خانواده هایشان هستند.
اظهار عجز بقایای رجوی در مقابل جداشدگان
به این ترتیب بقایای رجوی که بههمین مجالس قبیلهای با چند لرد انگلیسی دلخوش داشتهاند و مایل هستند که هر چه دلشان میخواهد بگویند و بشنوند و بعد پز پیروزی بگیرند، عجز خود را در برهم خوردن نقشهها و دروغپردازیهایشان بهوسیلهی حقایقی که توسط جداشدگان بازگو میشود اظهارمیکنند، و نشان میدهند که جداشدگانی که هیچ سلاحی جز قلم و بیان ندارند اکنون به بزرگترین مانع در مقابل ماهیت ضدانسانی فرقه بدل شدهاند.
به یاد سعید…
آری غصه هایمان ناگفتنی است، غصه هایی در وجودمان شعله ورند که وطن فروشان و شکنجه گران فرقه از درکش عاجزند و با این روحیات نا آشنا
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۰
چه حسی به شما دست میدهد؟ یک آدم سالم را به قول معروف وادارش کنند بیست و چهارساعت فقط وراجی های مثلا یک نفر را گوش بکند، خوب دیوانه میشود. واقعا بیست روز مداوم با چهارده ساعت تا پانزده ساعت در روز حضور اجباری در نشست سرگیجه آور بود. وقتی که نشست تمام می شد بعد سوژه می آوردند.
تجاوز آشکار به حقوق انسانی توسط سازمان مجاهدین
بعد از مدتی که مصطفی محمدی و همسرش سرگرم کشیدن چمدانها در روی جاده به سمت جاده اصلی بودند دو ماشین با 8 نفر که 6 نفر از اعضای درشت اندام مجاهدین و دو نفر دیگر پلیس عراقی بود ه اند بین آنها و جاده اصلی را بسته و مصطفی محمد ی را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.
نیروهای آمریکایی مسئول حفظ جان افراد جداشده در اردوگاه تیف هستند
تعدادی که بر این تفکر مدعی رهبری، ایراد دانسته و خواهان جدایی از این فرقه بودند همواره با مخالفت این مدعیان مواجهه گردیده و از شکنجه گاههای این رهبریت! سر درآوردند، خوشبختانه تعدادی از جدایی طلبان توانستنتد جان خود را از دست این غاصبان رهبری رهانیده و پرده از جرایم اشان بردارند، متاسفانه سعید عزیزما که با وجود بیماری قلبی بهمراه دیگر جدایی طلبان به زیر شکنجه های مخوف بسرکردگی مژگان پارسایی کشانده شده بود را به قتلگاه کشاندند.