شنبه, ۲۵ بهمن , ۱۴۰۴
  • پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین 21 بهمن 1404

    یک بار برای همیشه نه بگویید
    پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین

    سلام به دوستانم که هنوز تصمیم به جدایی از کمپ جهنمی مجاهدین خلق را نگرفتند. امیدوارم حالتان خوب باشد. هر چند که در آن زندان و تبیعدگاه و تحت فشارهای روحی و روانی هیچ حال خوبی برای شما نمی ماند. ولی این را بدانید که ما و خانواده هایتان همیشه به فکرتان هستیم و همواره […]

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم 21 بهمن 1404

حسن محصل سرآمد بازجویان و شکنجه گران خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم

دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با روح الله برهانی 18 بهمن 1404

استمرار همراهی با انجمن نجات دیدار اعضای انجمن نجات اصفهان با روح الله برهانی

خاطره ای از شکنجه شدنم در سال ۱۳۷۳ 14 دی 1404
دکتر وحید؛ دکتر مخصوص اتاق شکنجه

خاطره ای از شکنجه شدنم در سال ۱۳۷۳

داشتم مطالب را در سایت انجمن نجات می خواندم که مقاله ای توجه من را جلب کرد. مقاله ای از رضا گوران با عنوان ” دکتر وحید؛ جعبه سیاه شکنجه‌گاه‌های مجاهدین خلق”. در این مقاله رضا گوران شرح یکی از پزشکان حاضر در تشکیلات رجوی را ارائه می دهد. او توضیح می دهد که چگونه […]

اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است 14 دی 1404
حرفهایی که به مذاق سخنگوی شان خوش نیامد

اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است

من فؤاد بصری در اول مهرماه 1404 در سی و نهمین دادگاه سران مجاهدین خلق در تهران شرکت کردم و ادای شهادت نمودم. بعد از گذشت چند روز از این موضوع، تشکیلات رجوی که از شهادت اعضای سابق خود در این دادگاه خیلی واهمه دارد علیه من موضع گیری کرد و همچون همیشه دروغ گفت. […]

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم 10 دی 1404
فرماندهان دیروز زندانبانان و شکنجه‌گران امروز

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم

تشکیلات رجوی بسیاری از ما را به بند کشید. من هم در میان آن بازداشت‌شدگان بودم. فرماندهان دیروز، همان زندانبانان و شکنجه‌گران امروز بودند. همان‌طور که در قسمت‌های قبل نوشتم، با گذشت زمان، بسیاری از بچه‌ها یکی‌یکی و اغلب در دل شب ناپدید می‌شدند. آن‌قدر این روند ادامه پیدا کرد که بخش ورودی و پذیرش […]

یک تصویر و یک عالمه خاطره 09 دی 1404
کارزار بزرگ با رجوی وطن فروش

یک تصویر و یک عالمه خاطره

داشتم آلبوم عکس از فعالیتهای خیرخواهانه انجمن نجات گیلان را نگاه میکردم. در میان عکسها به عکسی برخوردم که یه عالمه خاطره برایم زنده شد. خاطرات خوب و خوش و شیرین … خاطرات همدلی و همکاری جانانه در حوزه انجمن نجات ایران برای یک هدف مقدس انسانی در راستای کمک خداپسندانه به خانواده های دردمند […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم 09 دی 1404
بخش خروجی، فرم‌های تحقیر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم

به‌محض آن‌که تصمیمم را علنی کردم، دیگر کسی با من مثل گذشته رفتار نکرد. من حالا غریبه‌ای در خاک آنها بودم. گفتند که اجازه ندارم به مقر برگردم. نه برای جمع‌کردن وسایل، نه برای خداحافظی با دوستانی که سال‌ها با آن‌ها شب را روز کرده بودم. فقط یک جمله: “تو دیگر یکی از ما نیستی”. […]

از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی 09 دی 1404
آن روزهای سیاه

از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی

به دنبال تجاوز نظامی رژیم صدام به ایران همانند هزاران جوان ایرانی برای دفع تجاوز و حفاظت از خاک و ناموس وطن به خدمت مقدس سربازی رفته و بسوی جبهه های جنگ شتافتم. در تاریخ 24/4/67 در منطقه زبیدات توسط ارتش صدام اسیر و به اردوگاههای بعثی منتقل شدم. شرایط اردوگاه برای اسیران خیلی سخت […]

چرا سکوت کردم؟! 08 دی 1404
خاطره ای تلخ از دوران حضورم در تشکیلات رجوی

چرا سکوت کردم؟!

همانطور که قبلا گفتم من کسی بودم که به عشق رفتن به اروپا سر از کمپ اشرف و مناسبات مجاهدین در آوردم که بعد از حضورم در تشکیلات وقتی متوجه شدم فریب خوردم درخواست جدایی و بازگشت به کشور مبدا کردم. اما مسئولین تشکیلات به روش های مختلف تهدیدم کردند که نباید درخواستم را برای […]

پیامی برای هم استانی خوبم محسن شجاعی 08 دی 1404
از طرف غلامعلی میرزایی

پیامی برای هم استانی خوبم محسن شجاعی

دوست خوبم محسن امیدوارم که سلامت و قبراق باشید. گاهی وقت ها که خاطرات زمانی که در سازمان بسر میبردم را در ذهنم مرور میکنم به خاطراتی فکر می کنم که ذهن مرا مشغول می کند و حسرت میخورم که چرا شما در آنجا مانده و خود را رها نکرده اید و در دنیای آزاد […]

به مناسبت بیست و دومین سال رهایی ام از تشکیلات رجوی 08 دی 1404
حالا سرشار از زندگیم

به مناسبت بیست و دومین سال رهایی ام از تشکیلات رجوی

در نیمه دوم سال 83 بود که تصمیم به جدایی از تشکیلات رجوی را که مدتها بشدت با آن درگیر بودم قطعی کردم. البته من و یک نفر از دوستان دیگری که او هم مانند من ایدئولوژی مجاهدین را نپذیرفته بود و تنها بعنوان رزمنده ساده در تشکیلات به اصطلاح ارتش آزادیبخش بودیم از چندین […]

تعهدی از جنس نجات 06 دی 1404
در کنار خانواده های دردمند ایستاده ایم

تعهدی از جنس نجات

تاکنون در خصوص انجمن نجات و ضرورت شناختی نسبت به فعالیت اعضای آن صدها مقاله و محتوا توسط اعضای جدا شده و خانواده های اعضای فریب خورده مجاهدین در سایت نجات و شبکه های اجتماعی انتشار یافته است. واژه نجات از واژگان امید بخش قرآنی و یکی از مظاهر رحمت و لطف الهی است‌ که […]

گذری بر بام سبز و استخر لاهیجان 06 دی 1404
به یاد دوستان اسیر لاهیجانی

گذری بر بام سبز و استخر لاهیجان

در گذر از هفته کاری فشرده زندگی شخصی و کار و مسئولیت در انجمن نجات گیلان در ارتباط با خانواده های دردمند و چشم براه، پنجشنبه های تعطیل هم فرصتی است تا برای تفریح و تفرج و کسب آرامش به گشت و گذار برویم. این هفته با اشتیاق فراوان بام سبز لاهیجان (شیطان کوه سابق) […]

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت پنجم 03 دی 1404
درگیری با حشمت و رشید؛ آغاز اسارت من

خاطرات رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق – قسمت پنجم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش درباره تعدادی از عملیات های ایذایی و تروریستی سازمان در خاک عراق و در خاک ایران مواردی را بیان کرد از جمله انفجار اتوبوس پیشمرگه ها در منطقه کفری عراق، عملیات بزرگ در خاک ایران و همچنین سه دانش آموزی که برای انجام عملیات به داخل ایران فرستاده شدند. […]

blank
blank
blank