چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم 18 خرداد 1405

    سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت دوم

    محمود آسمان پناه در قسمت اول خاطراتش داستان جوانی کرمانی را شروع کرد که از آلمان به اشرف آورده شده بود… محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: بعد از اتمام رژه که کارها به روال قبل برگشت و کارهای روتین سازمان و نشست های تشکیلاتی شروع شد و شرایط سخت گردید، […]

به مناسبت سالروز آمدنم به ایران و حضور در کنار خانواده 25 اسفند 1404
طعم زندگی بعد از چند دهه

به مناسبت سالروز آمدنم به ایران و حضور در کنار خانواده

روزی که وارد ایران شدم دقیقا روز چهارشنبه سوری سال 1384 بود. همه جا صدای فشفشه و ترقه شنیده می شد. انگار در خیابانها جنگ به راه افتاده است. حال و هوای دیگری داشتم اما هر چقدر که زمان می گذشت برایم عادی تر می شد. این تعریف به این خاطر بود تا ابتدا هوای […]

پیام عبدالله افغان به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین خلق 19 اسفند 1404
حرفهای رجوی دروغی بیش نیست

پیام عبدالله افغان به دوستان سابقش در کمپ مجاهدین خلق

من عبدالله افغان از شهرستان آمل هستم. پیامی برای دوستان سابقم در اشرف 3 در آلبانی دارم تا متوجه شوند بیهوده عمرشان را در اشرف 3 تلف می کنند. ابتدا انگیزه ماندنم در مناسبات مجاهدین را بیان کنم. من آمده بودم به خیال خودم مردم ایران را به آزادی برسانم و با شعارهایی که رجوی […]

با حسین بلوجانی زیر تیغ بودیم 18 اسفند 1404
قسمتی از خاطرات محمود آسمان پناه

با حسین بلوجانی زیر تیغ بودیم

در سال 75 یا 76 بود که من از ورزش جعمی به شکلی فرار می کردم و پشت آسایشگاه یک قسمت خلوت به تنهایی ورزش میکردم. یک روز حسین بلوجانی که اهل کرمانشاه بود و در محور ما بود، آمد و گفت: به من هم یاد می دهی که باهم ورزش کنیم. چند روزی باهم […]

اعضای انجمن نجات در کنار مردم برای ایران 17 اسفند 1404
حضور در تجمعات مردمی

اعضای انجمن نجات در کنار مردم برای ایران

صمد اسکندری مسئول انجمن نجات استان زنجان به همراه خانواده های عضو این انجمن در تجمع عظیمی مردمی که در زنجان در محکومیت حمله آمریکا – صهیونیستی برگزار شده بود، شرکت کردند. در این روزها و شب های پرشکوه که مردم عزیز ایران میدان را به دست گرفته اند، باز هم پوزه خائنین به وطن […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و چهارم 16 اسفند 1404
زندگی هیجان‌انگیز در SEG

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و چهارم

در قسمت قبل امیر یغمایی از خاطراتش در SEG نوشت. کم‌کم داشتم به زندگی در بخش SEG عادت می‌کردم؛ به آن تنهایی عجیب و بی‌سروصدا، دور از سایر افراد در کمپ تیف. هر بار که به گذشته فکر می‌کردم، از اینکه چطور دوباره ذهنم خودش را با شرایط جدید وفق داده بود، شگفت‌زده می‌شدم. اینکه […]

رجوی بدون هیچ شرطی سلاح را تحویل آمریکایی ها داد 12 اسفند 1404
خاطرات طالب فرحان

رجوی بدون هیچ شرطی سلاح را تحویل آمریکایی ها داد

وقتی که آمریکا به عراق حمله کرد یک شب بدون قرار قبلی و یهویی مسئولین پیام رجوی را به ما ابلاغ کرده و گفتند باید امشب همه به پراکندگی در کوه های حمرین بروید. همه نیروها سردرگم و نگران بودند. به کسانی که راننده ماشین سنگین بودند، یک ماشین سنگین پر ازمهمات و ادوات جنگی […]

برای رهایی از روحیه ورزشکاری ات کمک بگیر 12 اسفند 1404
نامه اسحاق الماسی به علی قلیزاده

برای رهایی از روحیه ورزشکاری ات کمک بگیر

سلامی گرم به یار قدیمی علی قلیزاده نمیدانم مشغول به چه کار هستی و ایام را چگونه بسر می‌بری؟! اما میدانم که در نهانت شوری است برای زندگی و ورزش را ادامه می‌دهی. شاید در حسرت یک فوتبال ناب با دوستان قدیمی باشی. مدت‌های مدیدی است که از شما خبری ندارم. دلخوش به آن هستم […]

پیام مجید محمدی به رقیه عباسی از اعضاء مجاهدین خلق 09 اسفند 1404
هنوز دیر نشده

پیام مجید محمدی به رقیه عباسی از اعضاء مجاهدین خلق

من مجید محمدی از شهرستان پل سفید هستم. من سالها در اردوگاه اشرف در عراق اسیر بودم و با توصیه رقیه عباسی که نسبت خانوادگی خیلی نزدیک با من دارد به مجاهدین خلق پیوستم. بعد از چندین سال به من گفته شد که خانواده ام توسط حکومت ایران اعدام شدند و اینگونه سعی کردند با […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و سوم 06 اسفند 1404
انفجار عاطفی در گفت‌وگو با ستوان

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و سوم

امیر در قسمت قبل خاطراتش از ملاقات با مادرش می گوید. یک روز پیش از تولدم، اولین نامه از مادرم به دستم رسید. درخواست ملاقات کرده بود. سربازان آمریکایی از من خواستند پاسخ دهم. من هم پذیرفتم. مادرم از من خواست به مجاهدین برگردم. با قاطعیت گفتم هرگز. بعد از پایان ملاقات، با دلی سنگین […]

پیام علی اصغر باباپور به دوستان گرفتارش در اشرف ۳ 04 اسفند 1404
برای ایجاد یک زندگی جدید دیر نیست

پیام علی اصغر باباپور به دوستان گرفتارش در اشرف ۳

آقای علی اصغر باباپور در دفتر انجمن نجات استان مازندران حضور یافت تا به دوستان سابقش که اکنون در کمپ اشرف 3 در مانز آلبانی گرفتار هستند پیام نوید بخش رهایی و زندگی بدهد. ایشان گفت: من خدا را شکر می کنم که توانستم از جهنمی که رجوی برایم درست کرده بود، رهایی پیدا کنم […]

مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند 29 بهمن 1404
بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق

مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند

ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل می‌تواند بسیار دشوار باشد. آغاز دوره‌ای احتمالی از بی‌ثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

blank
blank
blank