نزاع پهلوی و رجوی بر سر فروش وطن سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطنفروشی و جنایت
دارم میام، دارم میام آهنگ رجوی ها از سال ۶۰ تاکنون
علی منصوری جاسوس مخفی رجوی
علی منصوری از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۷۷ در ترکیه اقامت داشت از طرف فرقه مافیایی رجوی برای جمع اوری اطلاعات از مراکز حساس به داخل ایران هم اعزام می شد و سران فرقه تلاش زیادی می کردند که هیچ رد و نشانی از اینکه نشان بدهد علی منصوری برای فرقه کار می کند نماند.
اطلاعیه شورای رجوی: علی منصوری عضو مجاهدین خلق است
رسانه های اسرائیلی و غربی هفته گذشته اعلام کردند که یک ایرانی هنگام ورود به فرودگاه تلاویو به جرم جاسوسی دستگیر شده است. مقامات امنیتی اسرائیل این فرد را جزو سیستم امنیتی ایران معرفی کرد. روز گذشته مجاهدین خلق طی یک اطلاعیه رسمی اعلام کردند که «علی منصوری قبل از این سعی می کرده است به مجاهدین نزدیک شود» این در حالی است که تاکنون هیچ خبری در این رابطه که این فرد ممکن است وابسته مجاهدین باشد منتشر نشده است
هدف مسعود رجوی کشتار گروگانها در لیبرتی و ارتزاق از خون آنهاست
پیام رجوی بر این واقعیت دلالت دارد که وی اساسا نگران امنیت ساکنان لیبرتی نیست. مشخصا رجوی به دنبال قربانی کردن اعضاء فرقه از طریق ادامه درگیری ها این بار در این کمپ است. منظور وی از تشکیل لشگر فدایی چپزی جز فدا کردن جان ساکنان لیبرتی نیست. او عملا از ساکنان لیبرتی می خواهد آماده فدا کردن جان خود در برابر فشارهای همه جانبه برای ترک خاک عراق باشند.
پایان اعتصاب غذا: آزادی ۷ گروگان یا باز هم فاجعهای دیگر
باید هر کس از هر موضعی که دارد چه موافق و چه مخالف به فکر حل مسئله اعتصاب غذا کنندگان باشد تا این اعتصاب غذا تبدیل به یک فاجعه در کوتاه مدت و یک سنت پایدار در درازمدت نشود. بسیاری از افراد، تصور میکنند که این اعتصاب غذا برای رجوی صرفاً یک نمایش تبلیغی و صرفاً جلب توجه اذهان عمومی است. درحالیکه مسئله بسیار جدی تر از این حرفهاست. فوت هر کدام از اعتصاب کنندگان فضا را تغییر خواهد داد.
پیام خانم معینی درمورد اعتصاب غذا و رنج ساکنان لیبرتی خطاب به رجوی
آنچه مانع اصلی انتقال سریع و امن ساکنان اردوگاه لیبرتی بوده نه بی توجهی دولت آمریکا و نه کم کاری سازمان ملل و نه مانع تراشی دولت عراق و نه دشمنی دولت ایران بوده است بلکه اصل و اساس به گروگان گرفتن این افراد توسط رجوی برای تضمین بقای تشکیلات رجوی میباشد آیا براستی این درست است که باجان فرزاندان ایران که زمانی با سادگی تمام و از خود گذشتگی فریب شما را خوردند بازی کنید و بخاطر حفظ منافع خودتان که همانا در قدرت ماندن و به قدرت رسیدن است آنها را به کشتن بدهید.
سقوط اشرف، پایانی بر یک استراتژی یا شروعی دیگر!!
تا آنجا که به رجوی برمیگردد هیچ تغییر و انعطافی نسبت به خطوط گذشته از خود نشان نداده و بلکه بر شدت آن افزوده است. ولی این که برای پیشبرد این خط نیروها باید چه بهایی بدهند و این که این خط چگونه و به چه صورت پیاده میشود باید صبر کرد و دید که چه میشود. الان تا قفل 7زندانی، قفل لیبرتی و عراق باز نشده است، فضا بسیار غبارآلود است و نمیتوان پیشبینی روشنی نمود.
چرا دیپلماسی”دکتر روحانی” به مذاق صهیونیستها و مجاهدین خوش نمیآید؟
نخستین مسئلهای که در این تجمع کمشمار به چشم میخورد، حضور گنگ افراد خارجی و بعضاً سیاهپوست و سالخورده بود. پیش از این نیز شرکت زنان و مردان غیرایرانی که حتی نمیدانستند با چه هدفی در ازای پول به این تجمع دعوت شدهاند، سابقه داشت. محتوای تابلوها در این تجمع، نشان میداد مجاهدین و تندروهای حزب جنگطلب آمریکا، از سفر دکتر روحانی به نیویورک و استقبال عمومی جهان از دیپلماسی دولت جدید ایران، عصبانی هستند.
پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟
رجوی مسلماً روی یکدندگی خود استوار خواهد بود. همان اصراری که در ماندن اشرف داشت در ماندن در عراق هم دارد. عراق نیز ظرفیت استراتژیکی مبارزه مسلحانه فرقه رجوی را دارد. آمدن رجوی از روز اول به عراق اساساً برای همین منظور بود که آتش جنگ مسلحانه را قویتر کند. بهای سنگینی هم بخاطر هم سو شدن با صدام و متحد شدن با او پرداخت. مردم او را متحد صدام پنداشتند.
تحلیلی از عامل اصلی حمله به پادگان اشرف
مریم رجوی و دیگر عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق باید پادگان اشرف را به شکل مسالمت آمیز تخلیه می کردند اما نه تنها حاضر به این کار نشدند که خواهان بازگشت ساکنان لیبرتی به این پادگان بودند. این در حالی بود که ساکنان لیبرتی به منظور زمینه سازی برای دریافت پناهندگی از کشورهای ثالث از پادگان اشرف به آنجا منتقل شده بودند و این بخشی از پروسه خروج از عراق بود.
آماده سازی های مجاهدین خلق برای اعلام کشته های بیشتر
می توان با قاطعیت گفت که این افراد”مفقود شده” که همگی از وابستگان بسیار نزدیک به شخص رجوی هستند بخشی از یک برنامه دفاعی و نجات برای فراری دادن رجوی در صورت هر گونه حمله به کمپ بوده اند. افراد دیگر در این سناریو کسانی بوده اند که طبق برنامه می بایستی در مقابله با حمله کنندگان مقاومت کرده و وقت کافی برای رجوی و همراهانش ایجاد نمایند تا آنها بتوانند ار مسیرهای ساخته شده فرار کنند.
پیروزی جدید سازمان تبریک تبریک!
واقعیت اینست که این یک تصفیه خونین دیگر در فرقه رجوی بود! در هر جای دنیا در هر گروهی در هر ارتشی در هر نیرویی حتی تازه کار، کسی فرمانده هان ارشد را در معرض خطر مستقیم قرار نمیدهد! نیروهای عراقی بارها و بارها هشدار داده بودند که بایستی قرارگاه اشرف را تخلیه و تحویل دهید. حتی تهدید به برخورد نظامی کرده بودند و برای هر بچه ای پر واضح بود که این اتفاق در تقدیر است.
رجوی کمر همت به مرگ همه اعضای سازمان بسته است
باز هم تعدادی از نفرات سازمان در اشرف کشته شدند که باعث تاسف و نگرانی است که چرا این تعداد نفرات باید کشته شوند و مسبب اصلی این جنایت کیست؟اگر در یک کلام بخواهیم نام مسبب این جنایت را اعلام کنیم بایستی روی نام رجوی انگشت گذاشت چرا که وی مانع انتقال افراد از اشرف به لیبرتی و از آنجا به کشور ثالث شده است.

