در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
مریم رجوی کثیف ترین زن عالم
مریم رجوی دقیقا لبه تیز سرکوب و ستمش را متوجه زنهای اسیر در فرقه رجوی کرده است و در این رابطه مرزهای توحش را پشت سر گذاشته و اصلا او را به نظر من با انقلاب خودش با سر کوب و نسل کشی وکشتار تحمیل میکند به همین دلیل برای بقای انقلابش ناگزیر است که انسانها را از اصل خودشان که آزادی است جدا کند و هر نوع آزادی در انسانها را از بین میبرد او حتی به تئوریزه کردن این موضوع پرداخته و معتقد است که ذات انسان از شر و فساد است و لاجرم نسل کشی رحمت است
مسعود رجوی درک درستی از واقعیت جامعه بی طبقه توحیدی نداشته و ندارد
طبقات بالا و پایین، غنی و فقیر بودن محصول استثمار است محصول فرعونیت است جامعه بی طبقه توحیدی مسعود رجوی همانند سایر شعارهای او می باشد که عملا به ضد خودش تبدیل شده است و امروز نتیجه ای جز محصور کردن ذهنی و فیزیکی افراد در اسارتگاه اشرف را نداشته است این چه جامعه بی طبقه توحیدی است که با از هم پاشیدن خانواده ها و آواره کردن فرزندان شان بیشترین فاصله را بین انسانها ایجاد می نماید؟
بازی رجوی دجال با جان دیگران از روی افلاس و درماندگی
هر چند ادعاها و تبلیغات گوبلزی مجاهدین خود بخود نشان میدهد که رجوی جنایتکار در چه بن بستی گیر کرده است اما آخرین حربه او که از قضا یکی از پلید ترین چهرهای او را نمایان کرد نشان از افلاس و فلاکت مطلق رجوی خائن دارد.او در چند روز گذاشته از قول افرادی که آنها را زندانی سیاسی می نامد پیام هایی را در سایت های خود درج کرده است که در این پیام ها این افراد علیه جمهوری اسلامی موضع گرفته اند.
راه حل مورد علاقهی رجوی
واضح است که رجوی برای خلاص شدن از وضعیتی که به شدت باعث بی آبرویی وی شده و ابعاد حیرت آوری از اعتقادات ضدانسانی فرقه اش را به نمایش گذاشته است، تاکتیک فرار به جلو را انتخاب کرده و چنین پیشنهادی را ارائه میکند و گرنه چه کسی است که نداند به صف کردن افرادی که خانواده هایشان تقاضای ملاقات آنها را کرده و اجبار آنان به انجام مصاحبه های تلویزیونی و فحاشی علیه خانوادهشان چه معنایی دارد؟
او همیشه مزدوری آماده خدمت است
در فهرست بلند و بالای رفتارهای تروریستی رجوی آثار به یادماندنی زیادی خلق شده است؛ حملات خمپاره ای، بمب گذاری ها و قتل های مرتکب شده توسط مجاهدین تاکنون بارها توسط نهادهای بین المللی، وزارت امور خارجه امریکا، سازمان های تحقیقاتی چون مؤسسه ملــی تحقیقات دفاعی RAND و وب سایت های جدا شده ها منتشر شده است. از مهمترین فعالیت های تروریستی سازمان علیه اهداف غیرنظامی موارد زیر را می توان نام برد.
عقب نشینی رجوی پس از بحران آفرینی ها
پـس از اقدامـات بی ثمـری کـه مجاهدین برای بحران آفرینی در ایران، چه به لحاظ نرم افزاری و تبلیغاتی و چه به لحاظ سخت افزاری و عملیاتی، انجام دادند راهی جز فرافکنی برای رجوی نمی ماند. وی خطاب به مخاطبیـن فرضـی (و حتـی تحلیلی) خود با تناقض گویی های پی در پی کلاف سردرگم مجاهدین و اندیشه هایشان را بیشتر به نمایش می گذارد. گاهی به تخریب شخصیتی افراد می پردازد و گاهی مشتاقانه از آن ها حمایت می کند و مخاطب خیالی را در حیرانی رها می کند.
رجوی دیوانه قدرت طلب
اگر توجه کرده باشید از انتخابات ریاست جمهوری ایران تا به حال!!! رجوی و بانو مریم (دُم خروس سازمان) به دانشجویان، دهقانان، معلمان، و… پیام و فراخوان پشت سر هم در مجموع همه را طی کشیدند که شاید به کوچکترین نتیجه ای برسد ولی خوشبختانه در این رابطه سر آقا مسعود و مریم خانم به سنگ خورد.
مسعود رجوی و اسارتگاهی به نام اشرف
مسعود رجوی و اسارتگاهی به نام اشرف
پیام رجوی: نماد درماندگی رهبر عقیدتی
رهبر خود خوانده و مادام العمر فرقه ی مجاهدین از قراردادن خانواده ها در آماج بدترین دشنام ها دریغ نمی کند اما به این هم بسنده نمی کند و گویی این فلسفه بافی ها را برای شستشوی مغزی ساکنان اشرف که سال هاست در حسرت عواطف و عشق خانوادگی مانده اند، کافی نمی داند و بنا را می گذارد بر همزاد پنداری با قهرمانان ملی و مذهبی ایرن و جهان.
افکار شیطانی و کینه حیوانی رجوی از خانواده ها
او دجالگرانه با استفاده از مثال حضرت نوح (ع) و فرزند کافرش، خود را جای خدا نشانده و انجام عملیات جاری، این اقدام کثیف خلاف عقل و شرع را در درون تشکیلات پوسیده فرقه ای اش را که تنها برای زنجیر کردن افراد در فرقه کاربرد دارد را با وقاحت و بی شرمی تمام معادل استغفار نوح پیامبر (ع) به پیشگاه خداوند تعالی قرار میدهد. براستی تاکنون چه کسانی غیر از نمرود و فرعون و… خود را در جایگاه خدا قرار داده اند؟
رهبر روسیاه مجاهدین
رجوی مدت کوتاهی پیش از آخرین جنگ آمریکا وعراق درنشستی 12 ساعته که همه اعضاء سازمان در آن حضور داشتند ونویسنده این سطور نیز در میان آنها بوده وعده کرد که با اولین بمبارانها توسط نیروهای آمریکایی به قرارگاههای مجاهدین به سمت مرزهای ایران حرکت می کنیم وبرای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی خیز برمیداریم ولی بعداً معلوم شد که وی و حدود 200 نفر از سران رده بالای سازمان به همراهی مریم رجوی چند روزی مانده به آغاز جنگ کشور عراق را ترک گفته و به سمت اروپا گریخته اند
چرا رجوی آموزش های سیاسی اش را معوق گذاشت؟
رجوی در پیام های قبلی اش اینگونه القا و توجیه می کند که دست زدن او به خشونت در واقع معلول عملکرد و رفتار حاکمیت با او بوده است. این در حالی است که رجوی تا قبل از شروع فاز به اصطلاح نظامی اش هیچ دلیل و منطق سیاسی محکمی در توجیه اقدامات خشونت بارش نداشت و جالب اینکه تمام دلایل رجوی در توجیه و تئوریزه کردن مشی مسلحانه اش متکی به واکنش های حاکمیت بعد از انفجارهای 7 تیر و 8 شهریور سال 1360 است.

