در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
خودتان قضاوت کنید رجوی در کدام جبهه قرار دارد
رسیدگی به پرونده های برخی از مسئولین فرقه در قوه قضائیه عراق نیز به جریان افتاده است. حال اگر به این پارامترها، موضوع حذف شدن کاندیداهای حزب بعث که پشتیبان رجوی در عراق بودند را بیافزاییم، خواهیم دید که رجوی در عراق چگونه در باتلاق گیر کرده است و اصرارش بر ماندن در عراق آنهم با این وضعیت فلاکت بار، نه از موضع درک سیاسی یا استراتژیک، بلکه از این موضع است که این امر چقدر با موجودیت فرقه گره خورده و بسته شدن اسارتگاه اشرف به معنای مرگ سیاسی، استراتژیک، ایدئولوژیک رجوی نیز هست
مجاهدین و سلطنت طلبی
پیام مسعود رجوی و تشکیل اتحاد با سلطنت طلب ها , یک طرح ایده ال برای برآورده شدن رویای مسعود است , که رضا پهلوی قبول کند که مسعود در کرسی شاه و مریم در کرسی بانوی اول و رضا در کرسی نخست وزیری باشد. این راه در 30 خرداد با آقای بنی صدر رفته شد و در گام اول ایشان رئیس جمهور شد و بعداً دامادش مسئول شورای ملی مقاومت , اما طرف حساب کسی است که همیشه خواسته از دیگری بهره ببرد و خودش را که این روزها اساساً در خارجه برد ندارد با یکی از گروه های میانه رو و شناخته شده در غرب متحد کند و چند صباحی به عمر خود ادامه دهد
فرقه رجوی و رهبر بازنشسته و در حاشیه
مسعود رجوی خدای فرقه در چهارراه ایدئولوژیک از چراغ قرمزهای خود ساخته عبور می کند و پاسخگوی اعتراض و انتقاد این و آن نبوده و نیست! کسی نیست از مسعود رجوی بپرسد کجایی؟ چکار می کنی؟ چرا از سوراخ انقلابی که به آن خزیدی بیرون نمی آیی؟ آیا خزیدن و خفتن شما از بازنشستگی به مراتب بدتر نیست؟ پس غیر مجاهد بودن خود را باور کن، فریبکاری، عوامفریبی، سرخلق خدا کلاه گذاشتن حد و مرزی دارد
رجوی دست به دامان چهارشنبه سوری
رجوی در کنج خلوت گاه خودش به دور از خلق و جامعه تحلیل های رنگارنگی داشته است که هر کدام در جا و نوع خودش بی نظیر!! بوده است و در یک کلام می توان گفت که تحلیل های رجوی غالبا بر روی اما و اگرها است که تا کنون نیز باعث مرگ هزاران نفر از اعضای فرقه و مردم ایران شده است. او یک روز در جنگ ایران و عراق تحلیل می کرد اگر حکومت ایران با عراق صلح کند کارش تمام است و سرنگون خواهد شد و چنین نشد. یک روز مسئله اغتشاشات بعد از انتخابات را دامن زدند که بله کار حکومت ایران تمام است و حتی این قدر حول شدند که مریم قجر پا به صحنه گذاشته و تاریخ برای سرنگونی حکومت ایران می دهد!!!
تمکین و مدیحه سرایی، شاخص اول و آخر رجوی
می خواهیم به یک مورد قابل تاکید و اشاره از سوی رجوی و در همین پیام 30 دیماه اشاره کنیم که در نوع خود می تواند مصداق و ملاک خوبی باشد برای اثبات اینکه آقای رجوی اساسا کاری به این ندارند که منتقدین او چه کسانی هستند و از چه موضعی با او مخالفت می کنند، بلکه برای ایشان تنها ملاک و معیار فقط تمکین به او است
گرد و خاک رجوی در ۲۲ بهمن
قسمتی از پیامت به بچه های اشرف نشان در ایران بود! آقای رجوی انگار با طولانی شدن زمان مبارزه یک تخته ات هم کم شده؟ آخر مرد ناحسابی بچه اشرف نشان در ایران کجا بود؟اصلا فکر میکنی چند درصد از جوانان ایرانی تا بحال اسم این اشرف پرآوازه شما به گوششان خورده است؟ البته ما به این قمپز درکردن های شما عادت داریم!
رجوی! قبلا به شاهزاده فحش میدادی چه شده که الان دم تکان می دهی؟
آقای مسعود رجوی شما خسته و درمانده از بحران و بن بست هایی که شما را از پای درآورده. چشم امید به سبزهای ایران داشتید و منتظربودید تغاری بشکند و ماستی بریزد تا جهان و ایران به کام کاسه لیسانی چون شما شیرین شود. با دقت تمام مسائل داخلی ایران بویژه انتخابات گذشته را دنبال می کردید، و آن را شقه رژیم می نامیدید، همچون بیمار محتضری که چند ساعتی به موت و مرگش نمانده به فکر ازدواج وعروسی افتاده،
مجاهدین و حصارهای نامرئی
مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق که از زمان سقوط تنها متحد و پشتیبان خود مخفی گردیده اخیرا مطالبی تحت عنوان”سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور” در سایت های سازمان منتشر نموده است. مسعود رجوی از”سؤالات شما” صحبت به میان می آورد. بر اساس تجربه 23 ساله خود در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق میتوانم حدس بزنم که میزان سؤالات به چه اندازه بوده است که وی را مجبور به پاسخ گویی علنی کرده است
نامه فلاکت بار و التماس آمیز رجوی به رضا پهلوی
حتما از خود میپرسید که چرا مسعود رجوی از میان تمامی جرجیسهای اپوزیسیون جناب رضا «پهلوی» را پیدا کرده است وبه او نصیحت ها پدرانه میکند. البته این نصیحت ها ی رجوی به رضا پهلوی و میدان داری برای او بی دلیل نیست. از قدیم گفته اند که فلانی بی جهت دم تکان نمیدهد. رضا پهلوی که وزنه سیاسی مردمی که ندارد مانند موسوی که رجوی از روی فرصت طلبی به حمایت او برخیزد بلکه او روی وزنه دیگر او حساب میکند که حسابی در هیئت حاکمه آمریکا به آن نیاز دارد وبرای همین اینهمه در نزد رضا پهلوی تره خرد میکند ولنگ میاندازد
عشوه گری مسعود رجوی برای رضا پهلوی
مسعود رجوی چشم به نفوذ رضا پهلوی در دستگاه حاکمیت امریکا را دارد و به این طریق می خواهد درحقیقت مشکل خودش را حل نماید. انتشار نامه های امینی و مدنی در خاطرات نامه رجوی نشان دهنده این است که وی با اشخاص و جناحهایی که با امریکا رابطه خوبی داشته اند نیز در ارتباط بوده است. مسعود رجوی از مخفیگاه خود ناامیدانه به هر ریسمانی آویزان می شود.
بن بست رجوی و پایان خط انقلابی نمایی
رجوی در قسمت نهم از خاطره نویسی خود ابتدا با بیان اینکه جبهه خلق شامل کسانی است که با حکومت ایران مخالف باشند، برای عقب نشینی ها و غلط کردم گویی های بعدی خود زمینه سازی کرد و با بیان برخی قوانین مربوط به سلطنت، با توجه به اینکه مطمئن است مردم ایران سلطنت را برای همیشه به گور سپرده اند برای آنکه با سلطنت طلبان به نوائی برسد، یک رهنمود هم به سلطنت طلبان می دهد تا به آنها بفهماند که بهتر است بجای بیان صریح حمایت از سلطنت، ظاهر را حفظ کرده و همان محتوا را دنبال کنند.
پی بردن به رفتارهای تبهکارانه ی رهبر عقیدتی مجاهدین
در شرایط کنونی که مجاهدین در باتلاق اشرف زمین گیر شده اند و با وجود دگرگونیهایی که در واقعیت های سیاسی پدیدار است و با در نظر گرفتن معادلات سیاسی، تحولات منطقه ای و بین المللی هنوز رهبر عقیدتی مجاهدین سعی دارد با تحت اسارت قرار دادن نیروهای مستقر در اشرف علیرغم اعتراض های مستمر خانواده ها و بستگانشان در ایران و سایر نقاط جهان، از آنان چون سپر انسانی برای اهداف قدرت طلبانه و شوم خویش استفاده کند.

