به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
نکات مهم جلسه 55 دادگاه حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت هفتم
خون و نفس ما متعلق شد به مسعود و تناقضات ما به مریم رسید پس باید هر کس که همسر داشت او را طلاق میداد!! و افرادی که زن نداشتند در ذهن خود همسر نگرفته را طلاق میدادند؟!! تا لایق مسعود و مریم باشند؟ جالب است مسعود و مریم به دروغ و فریبکارانه می گفتند: طلاق اصلاً اجباری نیست هر کس دوست دارد طلاق بدهد و هر کس که طلاق نمی دهد کوله بار خود را بسته و از اشرف برود.
فرقه رجوی و زندان خود ساخته
وقتی از زندان رجوی رها شده و خود را در دنیای آزاد یافتم فکر میکردم که همه چیز را پشت سر گذاشته و دیگر آزاد هستم و مشکلی نخواهم داشت ولی این خیالی واهی بود چرا که در مواجه شدن با واقعیت های بیرون کماکان خود را در زندان رجوی و در تشکیلات او می دیدم و این او بود که به من میگفت که چه بکنم و چه نکنم. در واقع من در زندان خود ساخته و ساخته شده توسط تشکیلات اسیر بودم و اگر تنظیمات درست نفراتیکه با آنها در ارتباط بودم نبود نمیتوانستم به واقعیات بیرون پی ببرم و کماکان در زندان خود ساخته و زندانی که رجوی برایم ساخته بود اسیر باقی میماندم.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی – قسمت سیزدهم
احمد رازانی گفت که غم دختر و پسرش لحظه ای او را آرام نمی گذارد و گفت که آنها را به بهانه دیدار من در اینجا اسیر کردند و اول پسرم را به بهانه دیدار گول زدند و بعد با سوء استفاده از پسرم دخترم را هم گول زدند و هر دو را به اینجا کشاندند. از من خواهش کرد که نکند حماقت کرده و دختر و پسرم را به اردوگاه بکشانم که به او اطمینان خاطر دادم که نه نمی کنم.
دیدار و گفتگوی خانم بتول سلطانی و دکتر فیروزه بنی صدر در پاریس
خانم دکتر فیروزه بنی صدر گفت من و همینطور پدرم ساعتها گفتگو و بحث با رجوی داشتیم و وی را از عواقب رفتن به عراق و همکاری با متجاوز بر حذر کردیم و حتی می دانست که این عامل اصلی طلاق ما خواهد بود، ولی هیچ فایده ای نداشت و او بصورتی دگم و هیستریک دنبال مطرح شدن و قدرت در ایران بود. او بر تصمیم گرفته شده خودش اصرار ورزید و همین عاملی اصلی طلاق و جدائی ما نیز بود.
تبریک به آقای افشین فلاح قره تپه از اعضاء سابق مجاهدین
هنگام دیدار آقای افشین فلاح قره تپه مطلع شدیم که وی دارای فرزند دختری به نام مرضیه شده است.افشین که دو سالی از باز گشتش از پادگان اشرف می گذرد خط بطلانی بر این ادعای فرقه رجوی کشیده است که به وی القاء میشد که اگر او به میهن بازگردد بلا فاصله حبس و کشته خواهد شد ولی این فرقه تروریستی باند رجوی بود که بور شد.انجمن نجات مرکز گلستان این تولد فرخنده را به افشین تبریک گفته و باشد که باز شاهد چنین خبرهای مسرت بخشی باشیم.
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم
به نظرم بچه ها در قرارگاه اشرف به دام افتاده اند آنان هیچ گونه تمایلی ندارند در اشرف بمانند. در میان لایه ی M جدید در قرارگاه ما به جرئت می توان گفت حتی یک نفر هم پیدا نمی شود تمایل قلبی داشته باشد در قرارگاه اشرف بماند باز تاکید می کنم حتی یک نفر هم وجود ندارد که به لحاظ استراتژیک و ایدئولوژیک همسو با مجاهدین و بدان اعتقاد داشته باشد و از نظر آنان مواضع و راه حل های سازمان درست و منطقی نیست.
خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین
ما وقتی که به درب اشرف رسیدیم تازه متوجه وخیم بودن حال فرزندانمان شدیم. به دری که سالها آرزوی دیدنش را داشتم ولی افسوس که اجازه داخل شدن را نداشتیم. خیلی سخت بود که این همه راه بیایی ولی نتوانی داخل شوی، عزیزانمان در چند قدمی ما بودند ولی امکان ملاقات وجود نداشت. پس چاره ای جز توکل بر خدا نداشتیم. در سیمای آزادی می گویند: اینها خانواده نیستند. بلکه مزدوران رژیم آخوندی هستند. آیا به این مادران ناتوان می شود گفت ماموران وزارت اطلاعات.
پنجمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به ناهید بلوچستانی، الهام و شهرام کیامنش
همشهری های خوبم این تشکیلات زمانی شما را از خانه و کاشانه تان در آمریکا و من و همسر و فرزندم را از ایران به عراق کشاند و آواره بیابانهای عراق کرد و همه چیزمان را گرفت و سعی کرد تمامی پلهای پشت سرمان را خراب کند تا راه بازگشت نداشته باشیم. بخدا حتی یک روز ماندن در این تشکیلات فرقه ای عمر هدر کردن است. تشکیلاتی که شبانه روز کارش کنترل روی افراد است وهمه را وادار کرده همدیگر را بپایند.
خاطرات عبدالحمید هاشمی از دوران اسارتش در اشرف
طبق معمول همیشگی آقای رجوی و مریم عضدانلو آرمان گرایی و آزادیخواهی شان وردی بیش نیست و گذشته از حال و روز افراد در سازمان و اسیر نگه داشتن آنها به تمام و کمال و البته برای اهداف جاه طلبانه و قدرت پرستی اش از روز اول و بطور خاص در پی شکستهای بی شمار در روند خط مشی سازمان این سیر و شیوه فرقه گرایانه را با شدت بی انتها به پیش برده است یعنی اختناق و سرکوب هر آنچه که مخالف نظرهای او می باشد.
ملاقات اعضاء جدا شده با عفو بین الملل فرانسه
هیئتی از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در طی روز گذشته ملاقاتی با مسئولین ذیربط عفو بین الملل داشتند. آنها ضمن تشریح وضعیت خانواده ها در جلو درب کمپ عراق جدید (کمپ اشرف سابق) وضعیت و شرایط اعضاء اسیر در فرقه را تشریح کردند و خواسته های خانواده ها که ملاقات با عزیزانشان است را مطرح کردند. از عفو بین الملل خواستار مداخله برای گرفتن ملاقات خانواده ها برای دیدار با خواهران، یا برادران و فرزندان خود شدند. در طی آن نامه ای به عفو بین الملل ارائه شد.
نامه خانم بتول ملکی به خانم هیلاری کلینتون وزیر محترم امور خارجه آمریکا
.محترما قبل از هر چیز اجازه می خواهم خودم را معرفی کنم. من یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران می باشم که در سال 1990 به دلیل انتقاداتی که نسبت به”طلاق های اجباری” و ارتباطات ویژه این سازمان با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق، داشتم، چند ماه در زندان های این گروه در عراق زندانی بودم و سرانجام از این سازمان جداشدم و هم اکنون در کشور سوئیس اقامت دارم حتما به یاد دارید که به خاطر عملیات تروریستی که در یازده سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست و مردم بی گناه قتل عام شدند. این عمل تروریستی و ضد انسانی بدون استثنا تمامی سازمان ها و گروه ها و دولت ها محکوم شد اما سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه باقرزاده درعراق این عملیات تروریستی را جشن گرفتند و در حضور مسعود رجوی و مریم رجوی مشغول جشن و پایکوبی شدند
آقای علی عینکیان بعد از ۲۵ سال خانواده خود را پیدا نمود و با آنان صحبت کرد.
علی البته فکرمی کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمیداشت. اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند. علی وقتی با تک تک اعضای خاتواده صحبت می کرد خیلی از آنها را حتی نمی شناخت.

