چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین 19 خرداد 1405

    اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها
    دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین

    روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از […]

دلنوشته پدر چشم به راه محمد تقی یوسفی گیلاکجانی 25 بهمن 1400

دلنوشته پدر چشم به راه محمد تقی یوسفی گیلاکجانی

محمد جان سلام قربونت برم خوبی عزیزم. بی خبر و بی اطلاع ازت هستم و خیلی ناراحت و نگران. روزگار در نبود و بی خبری از تو خیلی خیلی بهم سخت میگذره محمد جان. از طرفی خبر تشکیل انجمن آسیلا درآلبانی خیلی امیدوارم کرد شاید که پلی باشد برای شنیدن صدای تو و داشتن تصویری […]

پای خانواده ها به آلبانی باز شد 24 بهمن 1400

پای خانواده ها به آلبانی باز شد

مطالبه‌گری خانواده‌های اسیران فرقه رجوی از دولت آلبانی برای سفر به این کشور و دیدار با عزیزان خود به ثمر نشست. محمد حسن رضایی جلفایی شهروند ایرانی- سوئدی که دایی سعید فرج اله حسینی است توانست به همراه همسر خود فائزه بلالی چند روز پیش به آلبانی سفر کند و در وزارت کشور آلبانی درخواست […]

نامه جمعی از خانواده های چشم به راه گیلک به نخست وزیر آلبانی 24 بهمن 1400

نامه جمعی از خانواده های چشم به راه گیلک به نخست وزیر آلبانی

جناب ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با عرض سلام و احترام در هفته ای که گذشت از رقم خوردن خبری ناگوار مبنی بر عدم پذیرش خانواده ای دردمند و چشم انتظار به منظور دیدار و ملاقات با سید سعید فرج الله حسینی از اعضای مجاهدین خلق در کشور شما بسیار بسیار متاسف شدیم. […]

درخواست دیدار با سعید حسینی در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی 23 بهمن 1400

درخواست دیدار با سعید حسینی در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

آقای محمد حسن رضایی جلفایی، دایی سید سعید فرج الله حسینی که در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار است، همراه با همسرش خانم فائزه بلالی، شهروندان ایرانی – سوئدی، که هم اکنون در آلبانی به سر می برند، اعلام نمودند که تلاش خود برای دیدار با سعید حسینی را همچنان ادامه می دهند. سعید […]

خانواده ترابی در گذر خیانتهای سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول 23 بهمن 1400

خانواده ترابی در گذر خیانتهای سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول

سالهاست که غم کشته شدن برادرش قربان زیر شکنجه های سازمان مجاهدین خلق، آرام و قرار را از حاج نادعلی ربوده است. حاج نادعلی یک بار هم برای دادخواهی قتل برادرش، “قربان” به فرانسه سفر کرد تا بتواند از مجامع بین المللی حقوق بشری کمک بگیرد. تا کنون اما هیچ ارگان حقوق بشری به داد […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت سوم 23 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت سوم

در قسمت قبل تا آنجا گفتم که فهمیدیم پسران سید مرتضی که هر دو کمتر از 17 سال داشتند، با ترفندهای باند رجوی و با قول دیدار پدر و اقامت 6 ماهه در عراق و سپس بازگشت به آلمان، ربوده شده و در سیاهه کودک سربازها قرار گرفته اند. پسر بزرگتر که یاسر اکبری نسب […]

دیدار خانواده ناصر محمدی با اعضای انجمن نجات زنجان 23 بهمن 1400

دیدار خانواده ناصر محمدی با اعضای انجمن نجات زنجان

آقای هوشنگ محمدی برادر ناصر محمدی از قربانیان فرقه رجوی که سالهاست برای خون خواهی برادرش تلاش می کند ضمن حضور در دفتر انجمن استان زنجان با اعضای انجمن ملاقات کرد . طی این دیدار آقای محمدی از مسئولین انجمن نجات درخواست داشت تا هرچه سریعتر شکایت خانواده هایی که اعضای خانواده شان به هردلیلی […]

درخواست خانواده دهواری از نخست وزیر آلبانی 23 بهمن 1400

درخواست خانواده دهواری از نخست وزیر آلبانی

جناب آقای نخست وزیر آلبانی من پدر سلمان دهواری و عموی نوید دهواری هستم. این دو نفر، هر دو نوجوان بودند که توسط فرقه رجوی با فریب کار و درآمد عالی در اروپا از ما ربوده شدند و تا حالا که حدود 19 سال می گذرد هیچ خبری از آنان نداریم. بعد از حدود 9 […]

نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی 21 بهمن 1400

نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی

حسن سلام. حالت خوب است مادر؟ خیلی وقت است با من تماس نگرفتی و من نگرانت هستم. مشکلی برایت پیش آمده؟ اگر مشکلی نداری پس چرا تماست را قطع کردی؟ من چقدر بایستی دوری تو را تحمل کنم. من مادرت هستم و حق دارم نگرانت باشم. چرا این کار را با خودت کردی؟! سالها خودت […]

خاطرات محسن یونسی در کنار پادگان اشرف 20 بهمن 1400

خاطرات محسن یونسی در کنار پادگان اشرف

پدرم را از کودکی ندیده ام. تا سالها گمان می کردم پدرم فوت کرده است. بی پدر بزرگ شدن، سخت بود و من با مشکلات فراوانی بزرگ شدم و قد کشیدم. دوست داشتم در مورد پدرم بیشتر بدانم ، اما کسی حرفی در این باره به من نمی زد. از فامیل پرس و جو می […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دوم 19 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دوم

امیدوارم که با خواندن قسمت اول این نوشته من، خواننده ارجمند این سطور دید کلی نسبت به وضعیت اسفناک خانواده ما بدست آورده و بخصوص اینکه بداند رجوی ملعون زمانی خدیجه ساکت و آرام و بدور از هر نگرش سیاسی ما را که با داشتن 3 فرزند خردسال که بزرگترین اش 9 سال داشت به […]

خانواده ها در پشت سیاج اشرف با چهره واقعی رجوی ها بهتر آشنا شدند – قسمت دوم 19 بهمن 1400

خانواده ها در پشت سیاج اشرف با چهره واقعی رجوی ها بهتر آشنا شدند – قسمت دوم

“اظهارات و افشاگری های جداشده ها را که می خواندم، با خود فکر می کردم که این ها از این طریق قصد دارند گناهان گذشته خود را کم رنگ کنند. اما واقعیات امر را زمانی دیدم که خودم به جلوی درب اشرف رفتم و وضعیت همه بچه ها را دیدم که همه آنها در بند […]

blank
blank
blank