همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
خانواده های اسرای لیبرتی و دیدار با دیوار
اما خانواده ها بقدری دلتنگ عزیزانشان بودند که به محض رسیدن به لیبرتی شروع به ناله و فریاد کرده و با دیدن حصارها چشمی نبود که گریان نباشد و ناله ونفرینی بر رجوی و آل کثیفش نداشته باشد. هر کسی با هر روشی که می توانست فرزندش را صدا می زد، یکی با بلند گو و دیگری با صدای بلند، یکی به زبان فارسی ودیگری به زبان ترکی
درد دلها و صحبت های خانواده های اسیران خوزستانی بعد از بازگشت از عراق – قسمت اول
خانواده های اسیران دربند اما بدون توجه به تشبثات مذبوحانه سران فرقه توانستند علاوه برافشای ماهیت ضدانسانی آنها پیام عشق و امید به رهایی را بگوش عزیزانشان برسانند. درهمین رابطه خانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه بعد از بازگشت از عراق صحبت، درد دل و نقطه نظراتی داشتند
نامه نرگس بهشتی به مصطفی بهشتی
خبر رفتنت از عراق را شنیدم، رفتن تو از عراق به این معنا نیست که تو را رها می کنم، هر جای دنیا که بفرستنت من باز هم دنبالت میایم.و تنها نمی گذارمت. برادر عزیزم مصطفی جان خیلی دلتنگتم، دوری از تو برایم خیلی سخت شده… برادرم، آرزو دارم هر چه زودتر شاهد آزادی و رهائیت باشم.
نامه جمعی از خانواده های استان مرکزی به نخست وزیر آلبانی
ما مطمئن هستیم فرزندان ما در کشور شما در کمپ سازمان مجاهدین به دنبال زندگی خود هستند و می خواهند آزاد و جدایی از سازمان زندگی کنند ولی آنها در کمپ زندانی هستند و آنها را شستشوی مغزی می دهند که مبادا سازمان را رها کنند و به دنبال زندگی خود بروند در این رابطه ما نگران فرزندان مان هستیم در این رابطه از شما مساعدت می طلبیم ما را یاری کنید بعد از چندین سال دوری از فرزندانمان بتوانیم با فرزندانمان ملاقاتی داشته باشیم.
بازگشت سرفرازانه خانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه رجوی به خاک وطن
خانواده های خوزستانی که هفته گذشته به همراه 200 نفر دیگر ازخانواده های اسیران دربند فرقه رجوی علارغم گرمای طاقت فرسا به کشور عراق سفر کرده بودند تا بار دیگر با حضور خود دراطراف اسارتگاه فرزندانشان پیام عشق و محبت را به آنها برسانند در روز 15/5 به سلامت به خاک وطن بازگشتند.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت یازدهم
از فاطمه ارباب پیرزن تنهای ۷۲ ساله اهل زاهدان به کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان و صلیب سرخ جهانی و تمام سازمان های بین المللی ذی ربط در امر حقوق بشر با سلام، در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی فرزندم جواد عرب درگی متولد ۱۳۴۸ که آن زمان نوجوان ۱۹ساله ای بیش نبود به بهانه کار پر درآمد و به دروغ «برای مدت ۲ماه» توسط سازمان مجاهدین خلق فریب خورده، ربوده و به پادگان اشرف در عراق منتقل شد.
پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده علویان
با نهایت تاثر وتالم با خبرشدیم که آقای سید راضی علویان پدرسید هادی علویان ازاسیران دربند فرقه تروریستی رجوی بعد ازسالها تحمل درد و رنج ناشی از فراق فرزند اسیرش دارفانی را وداع و به رحمت ایزدی پیوست. به همین مناسبت انجمن نجات شعبه خوزستان درگذشت این پدر دردمند که سالها در فراق فرزند اسیرش گریه کرد را به خانواده محترم علویان،به فرزندش آقای سید سعید علویان که دراین سالها همواره ازهمیاران فعال انجمن نجات به منظورآزادی برادراسیرش ازفرقه منفور رجوی بوده وهمچنین به فرزند اسیر این پدر دردمند سید هادی که سالهاست دراسارت ذهنی وعینی فرقه رجوی بسرمی برد تسلیت گفته
مرا ببخشید که رجوی خائن و مریم قجر از انسانیت بویی نبرده اند
شرمسار خانواده ام شدم خواهرانم برادرانم که منتظر گفته های من بودن، مرا ببخشید که رجوی خائن و مریم قجر از انسانیت بویی نبرده اند مرا ببخشید که حقوق بشر و کمیساریا درک نمی کنند ما چه رنجی می کشیم از ندیدن پدرمان، مرا ببخشید برادرانم خواهرانم که چشم به راه بودید اما سرزمینی که رفتم سربازانش معنای احترام را نمی فهمیدند معنای التماس و اشک را درک نمیکردند هرچه دیوار چوبی را با دستان خسته مان فشار میدادیم درک نکردند که چه زجری می کشیم و هیچکس به ما خانواده های دلسوخته اجازه نداد اسیران در بند لیبرتی را ببینیم!
سفرنامه هجران و حرمان – قسمت سوم و پایانی
جناب شهمانی بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و سوگند خورد و قرآن را شاهد گرفت که از هیچ کوششی در این راه دریغ نکند اما گفت:شما باید بدانید که مسأله سازمان یک مسأله پیچیده سیاسی است و نهادهای بین المللی و حقوق بشری در این امر هوادار سازمان هستند و با خانواده ها و دولت عراق برای ملاقات همکاری نمی کنند.
مراجعه سوم در سفر ششم خانواده ها
امروز عصر خانواده های چشم انتظار اسرای گرفتار در فرقه رجوی، در تلاشی دیگر برای سومین روز پیاپی به امید دیدار باعزیزان دربندشان به اردوگاه لیبرتی رفتند. به دلیل معطلی بسیار در سیطره عراقی ها در گرمای طاقت فرسا، خانواده ها با تأخیر و البته خستگی زیاد به محل رسیدند. از قرار معلوم کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان به سفارش سفارت آمریکا بر روی دولت و سربازان عراقی فشار میگذارد تا مانع رفتن خانواده ها به اردوگاه شوند.
خدایا برادران اسیر و غریبم را به تو می سپارم… – روز چهارم
امروز به لیبرتی نمی رویم…دلم خیلی شکسته است و اطمینان دارم که رضا و احمد امروز هم چشم انتظارند تا صدای خواهرانشان را بشنوند و اگر دوبال داشتند به سوی ما پر می کشیدند. فرار از اینجا غیرممکن است. خدایا معجزه ای.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت دهم
خانم شهربانو مرندی مادر خسرو سلیقه دار از اعضای گرفتار فرقه رجوی است و سال هاست که مجدانه پیگیر رهایی فرزند دلبندش از چنگال رجوی خائن می باشد. بارها با تحمل مشقت های سفر با تنی بیمار، خود را به عراق ناامن رسانده و جلوی درب اسارتگاه های اشرف و لیبرتی رفته است و خواستار ملاقات چند دقیقه ای با فرزندش شده است ولی هر بار با کارشکنی سران فرقه رجوی موفق به دیدار جگرگوشه اش نشده و از جانب گماشته های رجوی مورد آزار و اذیت قرارگرفته و با چشمانی اشکبار به خانه و کاشانه خود بازگشته است.

