برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
پیام تسلیت انجمن نجات گلستان به خانواده متکی
به یاد دارم در همین چند وقت پیش با شنیدن خبر کسالت آن مرحوم به دیدنش رفته بودم و با او مدتی را در مورد گذشته و پسرانش گفتگو نمودم و او در مورد سختی های زندگی که به اتفاق همسر مرحومش برای بزرگ نمودن فرزندانش متحمل شده بود تعریف می نمود و می گفت من و خانمم برای بزرگ کردن بچه ها از دل کوه هیزم می اوردیم و می فروختیم، ولی افسوس که این مسعود رجوی خائن تمامی آرزوهای ما را خراب کرد و بچه های ما را از ما دزدید و حتی اجازه نداد یک تماس کوچک با آنها داشته باشیم.
نامه خانواده مراد جلیلیان که در سال ۱۳۶۷ در مهران بدست فرقه رجوی اسیر شد
برادر خوب و مهربانم، این سال ها آرام ننشستیم و به هر جا سر زدیم پی گیر رد شما بودیم تا در سال 1391 توسط افراد بازگشته و در زمان جابجایی مجاهدین از اشرف به لیبرتی متوجه حضور شما در درون فرقه ننگین رجوی شدیم، از وقتی که شنیدیم زنده ای و در چنگال خون چکان رجوی اسیری هر دری را زدیم که بتوانیم به ملاقاتت بیایم اما نشد. برادرجان، وقتی که رجوی اجازه ابتدایی ترین حق شما که یک تماس تلفنی است از شما گرفته چرا خودت را مثل دوستانت از این تاری که خودت برای خودت بافتی پاره نمی کنی
سوز و گداز”ایو بنه” از دیدار مصطفی محمدی با مشاور رئیس جمهور فرانسه
منتشر کرده بود که در قسمتی از آن نویسنده تهمتهای ناروا و مطالبی کاملا دروغ و ساختگی علیه اینجانب مصطفی محمدی شهروند کانادا نوشته است. لذا لازم دیدم توضیح زیر را جهت روشن شدن واقعیت و تصحیح ذهن خوانندگانتان برای شما بفرستم تا طبق قانون مطبوعات آن را در همان صفحه که مقالۀ مذکور در آن منتشر شده است منتشر کنید:
مصاحبه انجمن حقیقت با آقای مصطفی محمدی از اعضای سابق فرقه رجوی
بله به من و دخترم و وکیلم حمله شد من به توصیه ی وکیلم به اور رفتیم تا تقاضای ملاقات حضوری با مریم رجوی برای دیدن دخترم داشته باشیم که به دستور سازمان عده ای به ما حمله کردند و قصد جانمان را داشتند که با وساطت پلیس از مرگ نجات یافتیم اما من و دخترم و وکیلم مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده و تاکنون دوران نقاهت را سپری میکنیم شکر خدا بهد از روزهای زیادی بستری و استراحت در منزل بهبودی حاصل شده اما نه کاملا من هنوز از درد کمر و گردن رنج میبرم و دخترم نیز بهبودی کامل نیافته و متاسفانه درد زیادی دارد چون تعداد حمله کننده ها به بیش از پنجاه نفر رسده بود اما خدارا شکر میکنم و صبر پیشه کرده ام
حمایت خانواده های چشم انتظار گیلک از دو پدر رنجدیده از ظلم و جور رجوی
ما بدین وسیله همدردی خود را با آقای محمدی که ازطرف ما وهمه خانواده ها تقاضای دیداروبعد بیرون آمدن بچه های خود ازآن فرقه منفوررا داریم ازدوردست وپاهای آقای محمدی را بوسه می زنیم که به خاطربچه ها سعی وتلاش میکند ودراعتصاب غذا بسرمی برد که ازهرلحاظ حاضریم ازاوحمایت کنیم.
حضور و افشاگری گستردۀ دو پدر ایرانی در اورسوراواز شهر مقر فرقۀ رجوی در نزدیکی پاریس
آنان در نوشته ها و صحبتهایشان چگونگی انتقال دخترانشان که مقیم کانادا و فرانسه بودند از این دو کشور توسط سران فرقۀ رجوی به پادگانهای نظامی آن در عراق در حالیکه زیر ۱۸ سال قرار داشتند و قطع ارتباط آنان همچون همۀ اسرای این فرقه با افراد خانواده شان و با دنیای بیرون و محروم کردن آنان از ابراز عواطف طبیعی و خانوادگی و زندگی عادی را تشریح کردند.
اطلاعیه های شماره یک و دو آقای مصطفی محمدی
من ایستاده ام و گفتم که من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نخواسته و نمیخواهند و وابسته به هیچ ارگان و حزب و سازمانی نیستند و چیزی جز عشق یعنی زبان و حس مشترک تمام دنیا و تمام پدران و مادران دنیا و تمام آحاد بشر یعنی جز عشق همۀ مخلوقات خدا حتی حیوانات به فرزندشان چیزی ندارند و این مهم را نمیشود حتی با نقشه و دسیسه و پول و تکنیک و تاکتیک و ایدئولوژی سازمانی و شستشوی مغزی از بین برد و یا کم رنگ و بی رنگ نمود.
نامه ای از یک دوست قدیمی به علی اشرف ملکی اسیر در فرقه رجوی
درآن دوهفته که ما دور پایگاه اشرف گشتیم نمی دانم صدای من و خواهرت بگوشت رسید یا خیر. بعد از آمدن به کرمانشاه بعضی از دوستان صدای شما را شنیدند و به ما خبردادند که در ورزش باستانی مرشدی کردی. من و شهلا خیلی خوشحال شدیم و آن را به فال نیک گرفتیم که این جواب تلاش ما بود چون خیلی نگران سلامتی شما بودیم. بعد از حمله عراق به پایگاه آرام و قرار نداشتیم و حالا که به شکرخدا سلامت و خوب هستی.
خانواده های اعضای گروگان در لیبرتی و شکنجه روانی مجاهدین
به نظر میرسد یکبار دیگر حضور خانواده ها در لیبرتی پریشان حالی های گذشته در برابر پادگان اشرف را برای مقاومت سازمان یافته در خدمت بیگانگان و بویژه مسعود رجوی و بانو به یاد آنان می آورد و یادمان نرفته است که چندی نگذشت که طومار مجاهدین از همان اشرف پایگاه تاریخی و مادالعمر رجوی جمع شد و آنجا شرمگینانه همراه با پس گردنی ایدئولوژیک به سمت لیبرتی ترک شد.
فریاد مادرانی که اشرف را ز جا جنباند
رجوی که روزی شعار می داد اگر کوه ز جا بجنبد اشرف ز جا نجنبد؛ دیدی فریاد مادری که فرزند دلبندش را از اسارتگاه مخوف رجوی فریاد می زند اشرف را ز جا جنباند و آن را برای همیشه به زباله دانی تاریخ فرستاد. وای بر دراکولا های خون آشام (رجوی و مریم قجر عضدانلو)
تقدیر و تشکر آقای محمد آق اتابای
از تمامی همکاران و خانواده هایی که با درج پیام تسلیت و یا تماسها و ارسال پیامکهای خود باعث تسلی خانواده مان شدند تقدیر و تشکر می نمایم و امیدوارم که انشاالله با رهایی عزیزانشان از چنگال این دیو خبیث، در جشن و شادی آنها شرکت نمائیم.
پیام تسلیت انجمن نجات لرستان به خانواده آق اتابای
با تاسف از اینکه این پدر گرامی با تلاش ها وچشم انتظاری چندین ساله اش موفق به دیدار فرزند دلبندش در اسارت رجوی نگردید. انجمن نجات لرستان ضمن تسلیت به شما و خانواده محترمتان برای آن عزیز تازه درگذشته علودرجات و برای بازماندگان صبر جزیل از خداوند متعال خواستارریم. باشد که مارا درغم خود شریک بدانید.

