سیانور، ترور، انفجار ... خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰
یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم
افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل
وجود اختلاف منافع دربین همفکران رجوی در سوریه، طبیعی است!
ظاهرا باید دولت سوریه میگذاشت که اینها با داشتن مناطق استراتژیک در سلطه، وزمانی که اغلب سران غرب، مذاکره وانتقال قدرت را بدون حضور ونقش بشار اسد میخواهند، درمذاکراتی که طرف اصلی آن ازحالا حذف میشود، شرکت کرده وسهم شیری را بدست آورد!! معنی روشنتر این درخواست رجوی وهمفکرانش در اقصا نقاط جهان این است که، حکومت سوریه را دودستی به گروه های سلفی بدهند وسپس آنها در جنگ های خونینی که باهم خواهند کرد، آنرا بدست داعش که قوی تر ازهمه ی آنهاست وانس والفت بیشتری با بعثیون صدام دارد، بسپارند!!
شما رجوی ها هم اینقدر شجاعت و حمییت داشته باشید!
اعضای باند رجوی ازذیل تا صدر، عادت مطالعه ندارند وبنابراین قادر به درک مقوله های اجتماعی وخصلت مدام تغییر یابنده ی آنها، تضادها (اعم از اصلی وفرعی، عمده وغیر عمده و…)، تغییر، حرکت وجابجائی این مقولات، نبوده و لوطی وار وبدون توجه به دستآوردهای علمی علوم انسانی و…، همواره مصرند که بگویند” مرد است وحرفش”! این جماعت بلحاظ انجماد فکری تولید کرده اش که منافع شخص مسعود رجوی در ادامه ی آن است، چیزی بنام حرکت وپویایی را درک نمیکنند وصرفنظراز اینکه این حرکت درخود آنها هم درجهت قهقرا وجود دارد، دلایل تغییر نگرش انسان ها درمراحل مختلف زندگی اجتماعی را نمی فهمند ودر صورت مشاهده ی این تغییر، آنرا درجهت عوام فریبی ارزیابی میکنند!
مسجد ضرار در اشرف
این مسجد البته باید با نام مسجد ضرار خوانده شود چرا که همه چیز آن از بنیان تا انتها روی فریبکاری و شیادی و حقه بازی سران فرقه سوار شده بود مسجدی که در یک تشکیلات فرقه ای بنا نهاده می شود نمی تواند شکل مساجد بیرون را داشته باشد و اصلا جای نماز خواندن نیست و در آن شیطان خانه و لانه می کند و می توان گفت مسجد اشرف محل و خانه و لانه شیطان می باشد.
کارنامه مجاهدین خلق رجوی
آقای رجوی در جنگ تحمیلی در آغاز و مرحله اول خود را این کاری نشان داد که مخالف جنگ است و صدام را متجاوز می دانست که باید به مرزهای بین المللی برگردد. اما وقتی با تک روی ها و انحصارطلبی های او از طرف حاکمیت برخورد می شد طولی نمی کشید که در واقعه 14 اسفند و در پیام نوروزی خود، رهبر انقلاب را به آغاز جنگ تحمیلی متهم کرد و به این عبارت که، در سالی که گذشت، مدافع کارهای مفرط سیاسی،بی کفایتی در برخورد با مسائل بین المللی، دخالت در امور دیگران به بهانه صدور مکانیکی انقلاب الگویی که انقلاب یک جنس است، کار را به آنجا رساند حکام بسته عراق به فکر ارضاع هوس های جاه طلبانه خود در خاک میهن، بیفتد.
سکوت فرقه رجوی در قبال حادثه غم بار زائرین بیت الله الحرام
باند مافیایی فرقه رجوی و زن تروریست آن مدعی دمکراسی و اسلام دمکراتیک که روزگاری شوهر فراری اش پایش از گلیم دراز کرد و خود را رهبری عقیدتی مسلمین جهان و شیعیان می دانست و برای تبلیغ و مشروعیت به آن در وهله اول در اذعان ما قربانیان زنش (زن سوم) مریم رجوی را به مجیز گویی و تعریف از او در هر برزن و کوی و هر محفلی اعم از وهابی و نئوکانی ترغیب می کرد به سکوت مرگباری در قبال حادثه غم بار زائرین بیت الله الحرام فرو رفته است و مریم رجوی از ترس حتی نتوانسته است به قربانیان این حادثه شوم که مسئولیت آن با حاکمان سعودی است تسلیت ظاهری بگوید
فرقه ی رجوی پرچمدار آل سعود
حال اینکه چرا مجاهدین خلق بدین سان آشکارا از دولت سعودی حمایت می کنند و در وب سایت هایشان اثری از ابراز تأسف و همدردی برای کشتار بیش از صد تن از هموطنان و مفقود شدن شمار زیادی از دیگر هموطنان وجود ندارد. در مقابل اخبار واکنش خصمانه خطیب جمعه ی مکه و دیگر مقامات سعودی به انتقادهای جمهوری اسلامی دیده می شود. شگفت آن که همواره در صورت وقوع زلزله ای در ایران که از بلایای طبیعی محسوب می شود، حتی اگر خسارت جانی هم در پی نداشته باشد، بلافاصله چهره ی غمزده و پیام تسلیت مریم رجوی روی صفحات ماشین تبلیغاتی مجاهدین خلق دیده می شود و جمهوری اسلامی مقصر بلای آسمانی تلقی می شود.
اشتباه نشود، منظور بهداد رضایی، همان فرقه ی رجوی است!
رابعا،اندیشه ی متعالی این فرد خود شیفته از تغییر شکل دادن زندگی افراد به سیستم برده داری و حرمسرا سازی هم که اظهرومن الشمس است، همانطور که بیرحمی و دلاله بازی مریم رجوی شهره ی آفاق وبی نظیر است ولازم نبود که عشق ورزیدن اش به مردم هم بر این صفات حمیده؟! ی او علاوه گردد!
حمایت از رجوی جنایتکار و منت گذاشتن براسرای لیبرتی!
بلی رجوی به تثبیت چنین اردوگاهی با مشخصات محیر القول مشغول است و باعدم قناعت به نوشته های رسانه های متعدد خود، سایت های غیر ایرانی وخارجی را هم تشویق به اتخاذ این رویه ی مرضیه!! میکند تا آنها هم با بلغور سخنان وی، به نان ونوای اندک مادی ومعنوی؟! برسند ودر جنایت کشتار تدریجی اسرای کمپ لیبرتی که یکی ازاهداف شوم رجوی است، شریک جرم باشند!!
دستاوردهای فرقه رجوی!؟
رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی مفرطی که دارد و نظرات خودش را کامل می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست و خود را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر برگزیده است و نه تنها هیچ نظری خلاف نظر خودش را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را متهم به سازشکاری می کند و آنها را تهدید به قتل می کند. لذا به همین دلیل از هیچگونه جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست.
آقای داوری”رمز ماندگاری فرقه” به چه قیمتی، خیانت و جنایت علیه ملت خویش؟
نویسنده این مقاله از بس دروغگو می باشد یادش رفته که تمام فیلم های وی در موقع گرفتن پول از سازمان اطلاعات عراق و دادن اطلاعات جنگ به آنان موجود بوده و نشان از چهره واقعی خائنین به کشور و ملت ایران دارد. البته وی اگر قدری صادق بود که در واقع چنین نیست باید بیان می کرد که رمز ماندگاری این فرقه سرکوب در درون تشکیلات و در بیرون همکاری تمام عیار با دشمنان مردم ایران می باشد و باید به این نکته اشاره نمود که کسی برای حرفهای مفت و بی سر و ته شما ارزشی قائل نیست
فعلا حمایت از مردم لیبی کافی است، سوری ها بمانند!
رجوی که در جریان اداره ی زندگی 3هزار نفر ازمریدان اجباری اش، نشان داد که با چیزی بغیر ازسرکوب وارعاب، آشنائی ندارد، به هر گوشه ی جهان که نظام سلطه منافعی را درآنجا بنفع خود میبیند، با رای مثبت وحمایت صادقانه ی!! خود وارد شده وهرگز شغل” سخن چینی که بدبخت وهیزم کش” را رها نمیسازد!
نگاهی به ساختار و گرفتاریهای انتخاب مسئول اول در یک فرقه
مسئول اولی در سازمان مجاهدین خلق از وقتی که این سازمان شیوه ها و تاکتیک های آیت الله خمینی را در سرنگونی نظام شاهنشاهی الگوی خود قرار داد َدیگر ارزش چندانی نداشت، مجاهدین بعد از شکست هایشان در به اصطلاح خودشان فاز سیاسی و رکود در رشد بادکنکی خود، بیمناک شدند که موجودیت خود را از دست بدهند، تنها راه برای آنها ایجاد بحران بودوتنش، آنها امیدوار بودند که در درگیرهای بوجود آمده جایگاهشان تقویت شود، در استدلال های مسعود رجوی در جنگهای ارتش آزادیبخش که بارها گفته بود این تعداد شهید و حتی چندین و چند برابر آن هم ارزش این نتایج جنگ را داشت میشود نتیجه گرفت که کشته شدن هواداران هم آنزمان برای مجاهدین نسبت به نتایج که عمده آن تبلیغاتی بود به صرفه بود.

