نزاع پهلوی و رجوی بر سر فروش وطن سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطنفروشی و جنایت
دارم میام، دارم میام آهنگ رجوی ها از سال ۶۰ تاکنون
الهاشمی.. آخرین برگ برنده سازمان خلق
این سازمان همچنین از اختلافات سیاسی موجود سوء استفاده کرده و”طارق الهاشمی” را تحریک به کودتا علیه حکومت مالکی کرد و از وی حمایت مالی و معنوی نمود و از حمایت و تایید”طارق الهاشمی” برای بقای اردوگاه این سازمان در عراق استفاده کرد. اما این اقدامات سازمان خلق به منظور ایجاد فتنه در عراق و ماندن در این کشور شکست خورد و سازمان خلق در حال فروپاشی است به خصوص پس از آنکه صدها تن از اعضای آن طی سال های اخیر از این سازمان جدا شده اند.
عناد و لجاجت رجوی، تا به کجا؟
تلاش رجویها و سران سرسپرده اش برای ادامه حضور درعراق تنها و تنها بخاطر حفظ آبروی نداشته رجویهای خائن است.آنهم به قیمت جان اعضای باقیمانده و به زور نگه داشته شده!! کما اینکه در روز دهم شهریور 92 و وقایع اشرف دیدیم که چگونه با به مسلخ فرستادن سرسپرده ترین و قدیمی ترین اعضا و کادرهایشان برای ترک اشرف برنامه ریزی کرده بودند که با خونریزی هرچه بیشتر همراه باشد، تا مثلا ارزش آنرا داشته باشد!! کما اینکه در اظهارات اخیر مریم قجر به این امر صریحا اشاره شده بود.
ازانقلابیگری و میهن پرستی تا جاسوسی و خیانت هم پوست پیازی است
شما ظرف یک شب، با دشمن و قصاب ملت ایران آنچنان مرزها را رد کردید که نگاهبان و محافظ اتاق خواب صدام شدید. راستی رجوی گوهر وجودی مریدانش را برای چه می خواهد که اکنون شما می گویید آن گوهر در حال فنا شدن است؟ مگر طی سه دهه غیر از مزدوری و خیانت راندمان دیگری داشته اید؟ چرا مرگ تدریجی؟ و چرا خودکشی و اعتصاب غذا؟ مگر همه ی این سناریوها و فیلم ها برای پوشاندن شکست استراتژی آمدن به عراق نیست؟
اینبار مجاهدین سرنوشتشان را با سرنوشت اسد گره زده اند
آقای رجوی امیدوار بود که با نگهداشتن و وقت کشی حداکثر! برای تخلیه اشرف، بتواند امتیازهای لازم را از آمریکا و متحدانش گرفته و نقش ارتش آزادیبخش سوریه را در ایران ایفا نماید. پیروزی انتخاباتی روحانی با شعار” تدبیر و امید” و حمایت اکثریت مردم ایران و چرخش نگاه بین المللی برای پیدا کردن راه حل مناسب و خروج مرحله ای ایران از محاصره اقتصادی، تمامی نقشه های آقای رجوی را نقش برآب کرد.
اعمال فشار سرکردگان مجاهدین برای جلوگیری از تماس اعضا با کمیساریای عالی پناهندگان
برخی مسوولان و سرکردگان گروه مجاهدین که در آلبانی به سر میبرند با اعمال فشارهای روحی و تهدید اعضای گروه و خانوادههای آنها سعی دارند تا مانع از جدایی این افراد از گروه شوند که از جمله این سرکردگان میتوان به اسماعیل مرتضایی معروف به جواد خرسان و فرزانه میدانشاهی اشاره کرد.
افشای حقایق، رجوی ها را وادار به عقب نشینی کرد
افشاگری ها باعث فضاحت و آبروریزی بیشتری برای رجوی ها گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با افشاگری های صورت گرفته توسط جدا شدگان و مخالفان رجوی، اولا مشخص شد که اعتصاب غذایی در کار نیست و اینها تماما یک بازی برنامه ریزی شده است، ثانیا برای افکار عمومی این سوال مطرح شد که اگر رجوی ها می گویند اعتصاب غذا امری ضروری است پس چرا خودشان یا سران فرقه و یا اعضای شورا در آن شرکت ندارند!؟
هشدار فرماندهان در لیبرتی و نشست مریم رجوی
مریم رجوی نشست هائی به صورت ویدئو کنفرانس با ساکنان لیبرتی گذاشت تا قدری از بحران بوجود آمده بکاهد و مقداری به نیروهای سرخورده روحیه و امید بدهد. مریم رجوی مانند گذشته و به رسم همه رهبران فرقه ای با فرار به جلو مدعی شد که بسته شدن خونین اشرف یک پیروزی برای فرقه رجوی بود و دستاوردهای زیادی کسب شد که ارزش آنهمه”شهید!” را داشت.
ده هزار دلار برای خروج
هزینه ای برای دو و یا یک نویسنده بی طرف و متخصص که طی یک و یا دو مقاله و چند صفحه همه این ها و مابقی نکات تاریک را روشن خواهد کرد و النهایه در جمع بندی راه خروج را نشان خواهد داد. این هزینه ده هزار دلاری، برای کسانی که میلیاردها دلار بابت مبارزه و جنگ کسب درآمد داشتند، بسیار ناچیز است.
تقلای مجاهدین برای بقا یا برای براندازی جمهوری اسلامی ایران!
مشاهده ی بهبود روابط ایران و امریکا و گفتگوهای رو به پیشرفت گروه 1+5 با ایران بر سر پرونده هسته ای ایران، سران فرقه مجاهدین را بر آن داشت تا بسیار شتابزده تلاش کنند اتهامات هسته ای جدیدی را به ایران وارد کنند. با این حال نه رسانه های بین المللی و نه متحدان سابق شان وقعی بر این ادعاهای جدید مجاهدین ننهادند. جدیدترین افتضاح گروه، شوی تبلیغاتی بود که به بهانه دستگیری یک جاسوس ایرانی تبار در اسرائیل به نام علی منصوری به راه انداختند که نتیجه عکس داشت.
فرار سران فرقه رجوی از شکست جاسوسی در رژیم صهیونیستی
امروز مجاهدین ترفند دیگری را پیش گرفته اند و قبل از آنکه کشورهای دیگر بر چسب تروریستی و جاسوسی (که برازنده آنهاست) به آنها بزنند پیش دستی کرده و در مورد عواملی همچون علی منصوری یا با نام مستعار الکس مانس شروع به گفتن اراجیف نموده است تا خدایی نکرده او نیز همچون کریم قصیم و خدابنده ها و بتول سلطانیها به افشاگری در مورد جنایات سران فرقه رجوی نکند
جرقه های مشکوک
چنین است که رهبران دست آموز وی، در راستای ابقاء و تقویت روحیه نیروها، در نشست های مختلف توضیحی به آنان خاطرنشان می کنند که بعد از دست دادن اشرف، قویتر شده ایم. چون که حال می توانیم اشرف را به همه نقاط دنیا تکثر کنیم و هزاران اشرف دیگر داشته باشیم. همچنین، قرار بود در این عملیات رهبری را از دست بدهیم، که ندادیم و این بزرگترین پیروزی ما در این عملیات است.
استراتژی که در عراق جا ماند
بلوای مجاهدین از گم شدن هفت عضو خود دقیقا نه بابت نگرانی از به خطر افتادن جان آنها که بر عکس، بخاطر ترس از زنده ماندن آنها و عواقب و هزینه ها و پیامدهای سیاسی ناشی از آن است که نکند مدتی بعد مصاحبه ای از آنها با صدای خودشان که جنایات مجاهدین را افشا میکنند از یک شبکه اجتماعی و یا از یک رسانه شنیده شود و این یعنی یک ضربه مهلک سیاسی دیگر به مجاهدین.

