مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست
برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانتهای مجاهدین خلق
اولین نامه از پدر در تیف خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم
صدها تظاهر کننده فرانسوی خواستار اخراج فرقه تروریستی رجوی شدند
روز شنبه 28 نوامبر 2009، شهر” سرژی” شاهد یکی از بزرگترین حرکت های اعتراضی نسبت به حضور مجاهدین در فرانسه بود. این حرکت اعتراضی، از ساعت 1400 با تجمع شهروندان فرانسوی در مرکز شهر سرژی شروع شد.ابتدا گروه موزیک”فرانسه- ایران”با نواختن آهنگ هایی زیبا جلوه هایی شعف انگیز را به این حرکت اعتراضی بخشید.سپس با تشکیل میز کتاب، بیش از 5000 نسخه نشریه، کتاب و تراکت افشاگرانه بین ساکنان شهر زیبای سرژی که به استقبال این برنامه آمده بودند توزیع شد.
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سیزدهم
. نشست بازسازی تشکیلات اولین نشست ما بعد از فروردین سال 84 بود. به صورت لایه ای از سراسر سازمان در سالن اجتماعات با مسئولیت خانم پروین صفایی و خانم صدیقه حسینی بمدت یک ماه برگزار شد. ما هفته ای سه یا چهار جلسه صبح یا بعد از ظهر بمدت 4 تا 5 ساعت نشست داشتیم. ادامه نشست ها در FM ها در صبح و بعد از ظهر برگزار می شد. یعنی در پایان یا قبل از نشست، با FM مان که مهناز گرامیان بود، نشست توجیهی داشتیم.
درد دل حمید حاجی پور عضو جداشده مجاهدین
یکی از نکاتی که سازمان در جریان جنگ امریکا و عراق با آن درگیر بود بحث خانواده ها بود که از ایران برای دیدار فرزندان خود به عراق و به پادگان اشرف می آمدند. سال 82 که اولین دیدار را با خانواده ام بعد از 15 سال داشتم سازمان 2 ساعت برایمان جلسه توجیهی گذاشت و خط و خطوط مشخص کرد که خانواده ها را تحویل نگیریم چونکه ازنظر افکار پست رجوی خانواده بمثابه کانون فساد تلقی میشد
خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و پنجم
دو نفر از بچه های سازمان که از چند ماه پیش از سازمان جدا شده و به کمپ امریکا آمده بودند نزد من آمدند، آنها گفتند: ما دوستان صمیمی آرام همسرت هستیم. مایلیم واقعیتی را به شما بگوییم، آرام نمی خواست در سازمان بماند او کاملا منفعل شده بود. وقتی مسئولین سازمان متوجه شدند آرام بیقرار شده است و عنصر مفیدی برای سازمان نخواهد بود از او مایوس شدند دوباره او را فریب دادند به آرام گفتند: تو بیا برو عملیات ما به تو زندگی ات را برمی گردانیم. ولی عملیاتی که آرام را فرستادند برگشت ناپذیر بود
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت هفدهم
سازمان مجاهدین خلق، سازمان دروغ و تظاهر و مسعود رجوی یک جادوگر و یک دجال به معنی واقعی کلمه می باشد. وقتی خط سیاسی و فلسفه حضور در عراق به زیر علامت سئوال رفت مجاهدین مجبور شدند رفته رفته فضا را تنگ و بسته و در قدم بعدی درب ها را کلاً ببندند و فضای سرکوب و اختناقی که در مناسبات شان حاکم شده بود را حکم فرما کنند.
بازگشت اکبر محبی به کانون گرم و پر مهر خانواده
روز دوشنبه مورخه 27/7/88 بار دیگر انجمن نجات گیلان با کمال افتخار پذیرای یکی دیگر از اعضای رها شده از تشکیلات فریبنده و مافیایی فرقه تروریستی رجوی به نام اکبرمحبی بود که مورد استقبال شدید خانواده خود قرارگرفت. انجمن نجات آرزوی سلامت و موفقیت و کامیابی در زندگی جدید فارغ ازسایه شوم تشکیلات رجوی ودیگرسران خائن پادگان اشرف را دارد
به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم
از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوازدهم
فرماندهان سازمان از روش های پیچیده ای برای در اختیار گرفتن ذهن و اعصاب نیروها استفاده می کردند که خیلی کثیف و غیر انسانی بود. فرماندهان سازمان طی مراحلی سعی داشتند تا با نیروهایی که به ملاقات خانواده هایشان رفته بودند برخورد کنند. و اینگونه القاء می کردند که خانواده با اطلاعات گیری عامل جدایی مجاهد از سازمان و مبارزه است
نامه آقای جعفر ابراهیمی به بنیاد خانواده سحر
آقای جعفر ابراهیمی، عضو جدا شده سازمان مجاهدین خلق که هم اکنون در بغداد بسر میبرد، نامه ای در خصوص تجارب خویش با فرقه تروریستی رجوی به بنیاد خانواده سحر جهت درج در سایت این بنیاد تسلیم نموده است…اگر یک نگاه کلی به از ابتدای بوجود آمدن این سازمان تا سال 1387 بیندازیم، در سرفصل های زیادی به علت خط و خطوط غلط و تصمیم گیریهای یک جانبه از سوی رهبری این سازمان که قربانی های زیادی گرفته شده است پی می بریم. اما هیچ گاه در هیچ نشریه و یا روزنامه و یا حتی در درون خود سازمان مسعود رجوی محض رضای خدا هم که شده یک مورد از خود انتقاد نکرده است.
گفتگوی خانم بتول ملکی با آقای هادی شمس حائری در شهر ژنو
در تاریخ 29.09.2009 هیئتی از فعالان حقوق بشر به منظور گفتگو و ارائه گزارشات لازم به نهادهای مدافع حقوق بشر به شهر ژنو سفر نموده و شرایط نگران کننده اعضای مجاهدین خلق در کمپ اشرف در عراق را با بعضی از هیئت های شرکت کننده در اجلاس حقوق بشر در میان گذاشتند. در حاشیه این سفر گفتگویی را خانم بتول ملکی با آقای شمس حائری انجام داده است
گزارش تکمیلی در مورد حضور فعالان حقوق بشر در شهر ژنو
خانم بتول ملکی و همچنین آقایان هادی شمس حائری و محمد حسین با حضور در محل کمیساریای عالی پناهندگان نامه ای را از درخواستهای خود به منشی آقای Bokhari مسئول امور ایران در کمیساریای عالی پناهندگان تحویل دادند. آقای هادی شمس حائری خواستار رسیدگی به مفاد درخواست های هیئت نامبرده در مورد رهایی و خروج هر چه سریعتر اعضای فعلی و همچنین اعضای ناراضی مجاهدین خلق از کمپ اشرف در عراق شدند.
خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و چهارم
فائزه آن طور که خودش تعریف می کرد خیلی وقت بود قصد فرار از اشرف داشت و از اواخر دهه هفتاد تصمیم گرفته بود از مجاهدین جدا شود. در کمپ امریکا فائزه ماجرای جالبی را برایم توضیح داد او گفت در نشست مسعود به وی گفتم : مرا به جرم نفوذی بودن که واقعیت نداشت و دروغ محض بود به زندان انداختید و آزارم دادید و حتماً روزی انتقام خود را از شما خواهم گرفت. در کمپ مدام به من می گفت اگر به اروپا بروم حتماً بر علیه مسعود رجوی کتاب خواهم نوشت و ماهیت فاشیستی او را افشا خواهم کرد

