جمعه, ۱ اسفند , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت شانزدهم 11 دی 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت شانزدهم

دیری نپایید که دیگرازجهانگیردست خط ونامه به خانواده نمی رسید ونگرانی شدیدی براعضای خانواده خاصه مادرچشم انتظارش مستولی گشته بود.مادرنگران وپریشان حال به اتفاق دیگرفرزندش اقبال بدنبال ردی ازجگرگوشه اش به شهرطالش ونهایتا به رشت مرکزاستان درجستجوبود تا اینکه ازجانب آزاده ای خبردارشد که دلبندش بواسطه باند مافیایی رجوی ربوده شده ودراسارت آنان درکمپ تحت کنترل اشرف محبوس است

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و نه 09 دی 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و نه

خانم گل اثر فرهادی مادر فیروز ساعدی چند بار برای ملاقات فرزندش به عراق رفته و رجوی مانع از دیدارش شده، اغلب در کنار تلفن نشسته و منتظر شنیدن صدای فیروز عزیزتر از جانش است!

مصاحبه با خانم صغری سنگپری، خواهر آقای غلام سنگپری اسیر در فرقه رجوی 08 دی 1395

مصاحبه با خانم صغری سنگپری، خواهر آقای غلام سنگپری اسیر در فرقه رجوی

لحظه لحظه زندگی با برادرم برایم خاطره هست، غلام و من فقط خواهر و برادر نبودیم، مثل دو رفیق بودیم. همین دیشب به پسرم می گفتم من از غم داییت نابود شدم، همسرم هم از بی تابی من کلافه شده و می گوید عمرت را تباه برادرت کردی.

نامه مجدد برای برادرم میر واقف و آرزوها و دعاهای من 07 دی 1395

نامه مجدد برای برادرم میر واقف و آرزوها و دعاهای من

داداش میدانی من هم مثل خودت با آرزوهای بزرگ در راه مبارزه پا گذاشتم اما دیری نپائید که خود را یک قربانی یافتم احساس میکردم تمام آرزوهایم بر باد رفته فرقه رجوی آنی نبود که به آرزوهای من و ما جامعه عمل بپوشاند

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان 30 آذر 1395

خدایا شب یلدا برادرم را به من برسان

برادرم هرچقدرماازهم فرسنگها دور باشیم قلبهایمان باهم است ماهمدیگر را داریم منتظرت می مانم ازخداخالصانه می خواهم به تو قدرتی بدهد تا برادرعزیزم تصمیم اخرش رابگیرد. از خدا میخواهم که ترس وشک و تردید را از وجودت بیرون بریزد

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و هشت 28 آذر 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و هشت

وقتی که نامه هایش را مرور می کنم که نوشته است که”من نهایت سه روز ازشما دورهستم” قلبم آتش می گیرد. با خودم فکر می کنم چنین آدمی چگونه می تواند سی سال از خانواده دور باشد.

مادر پیر و سالمندم در واپسین لحظات عمرش چشم انتظار است 25 آذر 1395

مادر پیر و سالمندم در واپسین لحظات عمرش چشم انتظار است

آقای جعفرحسن زاده در دیداراخیر با مسول انجمن نجات گیلان درحالیکه بسیار اندوهگین می نمود ضمن لعن و نفرین به رجوی گور به گورشده گفتند” خیلی نگران مادرپیرم هستم. بالغ بر90 سال سن دارند ودرآخرین لحظات حیات خود فقط وفقط چشم انتظار فرزندش رضا هستند و بیتابی میکنند.”

مصاحبه با خانم طاهره خمر یادگار، همسر آقای غلام سنگپری اسیر فرقه رجوی 24 آذر 1395

مصاحبه با خانم طاهره خمر یادگار، همسر آقای غلام سنگپری اسیر فرقه رجوی

دست ما برای رسیدن به عزیزانمان کوتاه هست و کاری از ما بر نمی آید اما مجامع حقوق بشری تنها کسانی هستند که در این مورد می توانند کاری بکنند، درخواستم این است که سریعاً اقدام کنند.

دیدار با خانواده اعضای اسیر احمد و امین تلاوتی در دفتر انجمن نجات گیلان 23 آذر 1395

دیدار با خانواده اعضای اسیر احمد و امین تلاوتی در دفتر انجمن نجات گیلان

آقای ناصر تلاوتی آشنا به ماهییت تروریستی سازمان رجوی در دیدار صمیمانه با مسول انجمن ضمن شادباش به خانواده میرزایی گفتند:” فرزندانم از برای کسب و کار و اشتغال عازم ترکیه شدند ومتاسفانه بی آنکه فکرسیاسی داشته باشند ؛ فریب دجالیت گماشته های رجوی را خوردند و به اسارت درآمدند.

مادری که چشم براه فرزندش هست 22 آذر 1395

مادری که چشم براه فرزندش هست

آنچه فرزندم را سالیان سال از خانواده دور نمود فریب رجوی و دارو دسته اش در سمنان بود. این خانواده خیلی خوشحال شدند از اینکه به دیدارشان رفتیم و از سالهائی که با کریم بودیم برایشان تعریف نمودیم مادر خانواده یک لحظه با اشکی در چشم گفت خیلی دوست دارم او را مجددا در آغوش بگیرم.

درخواست یاری خانواده های گلستانی از نماینده حقوق بشر 22 آذر 1395

درخواست یاری خانواده های گلستانی از نماینده حقوق بشر

شاید شما بعنوان نماینده حقوق بشر که اکنون منتخب این سمت شده اید بتوانید حداقل در کم نمودن این اسیبهایی که سران سازمان مجاهدین در حق ما خانواده ها داشته اند با حسب انسانیت و آزادگی یاری نموده

مادران منتظران بدرود یافته – قسمت پانزدهم 22 آذر 1395

مادران منتظران بدرود یافته – قسمت پانزدهم

تقدیرآنگونه رقم خورد که مطلق مطلوب محمد تقی وخانواده زحمتکش یوسفی نبود چرا که دراثراغفال ومغزشویی ؛ محمد تقی تمام وکمال به اسارت رجویها درآمد وسالیان عمروجوانیش را تباه کرد وخانواده خود را گریان وچشم انتظارباقی گذاشت.

blank
blank
blank