همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
مادری که می گوید دل تنگ دخترم هستم
مادر زهره به محض اینکه اسمی از زهره آوردیم آهی کشید و رجوی را نفرین کرد و گفت او چه بلائی بر سر خانواده ها و هم چنین فرزند ما آورد. دخترم را از من گرفت باعث طلاق او شد
تلاش و جدیت پدری پیر برای رهایی فرزندش از فرقه تروریستی رجوی
با صحبت های آقای خیرالله ثابت رستمی و همسرش و فرزندش حسین و حسن و منوچهر که اینگونه انگیزه برای رهایی برادرشان دارند برایم بسیار شور انگیز بود حال رجوی زن باره با این خانواده ها چگونه می تواند تشکیلات پوسیده خود را سرپا نگهدارد؟
نامه پدری منتظر و رنجور به خانم عاصمه جهانگیر
چرا باید پدر و مادری از فرزندش به مدت 30سال فقط وف قط جرمش دفاع از کشوروشرکت درجنگ بوده از دیدار فرزندش محروم باشد؟
نامه لیلا قاسمی ساکن زنجان به برادرش حبیب اله قاسمی تحت اسارت فرقه رجوی
سلام بر داداش خوبم حبیب خوشگلم. منم لیلا خواهر کوچیکت همونی که همیشه هوامو داشتی. داداش جونم کجایی؟ تو که اینقدر بی وفا نبودی! هر کجا می رفتی بیشتر از یک هفته نمی تونستی از خونه بی خبر باشی
پیام تسلیت انجمن نجات گلستان به خانواده سراج
انجمن نجات استان گلستان بار دیگر این ضایعه دردناک رابه خانواده آن مرحوم تسلیت گفته و از خداوند منان برای رهایی تمامی اسیران دربند فرقه رجوی آرزوی آزادی و بازگشت به آغوش گرم خانواده را مینماید.
در اروپا هم برادرم را رها نخواهیم کرد
هر چند برادرم اسیر این فرقه می باشد ولی ما عهد کردیم تا رهایی برادرم از چنگال رجوی گامی به عقب نگذاریم و تاکنون در این مسیر گام بر داشتیم
نامه سرگشاده و درخواست جدی خانواده های کرمانشاهی از مسئولین آلبانی
این خانواده ها همچنین از دولت آلبانی و مسئولین این کشور بلاخص وزیرخارجه آن عاجزانه خواهان اجرای قانون در مورد کمپ گروگانگیری رجوی هستند و می خواهند ترتیبی اتخاذ شود تا این خانواده ها بتوانند با فرزندان و یا بستگان اسیر خود در آنجا ملاقات کوتاهی داشته باشند.
پیام تسلیت انجمن نجات شعبه خوزستان به خانواده داغدار کنعانی
آقای کنعانی درآن دیدارها نهایت تنفر خود را از سرکردگان فرقه رجوی و بخصوص شخص مسعود رجوی که عامل ۳۳ سال دوری وجدایی اواز فرزندش بود را ابراز کرده بودند.آقای کنعانی درروزهای آخر و در حالیکه توانایی جسمی لازم را نداشت باز هم با اشاره به عکس فرزندش اقبال و ریختن اشک برای دیدن فرزندش بی تابی میکرد.
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت هجدهم
خانم بازرگانی بی آنکه لحظه ای درنگ داشته باشد جواب داد که حاضرهستم هرروز وهرساعت به دفتر انجمن بیایم ودرعوض بتوانم دقایقی دخترم را درآغوش خود بفشارم
روزهای انتظار مادر
این مادر گفت تنها آرزوی من شنیدن صدای پسرم می باشد، عکسی از رضا را آورد که برای دوران جوانی او بود در حالی که می بوسید گفت او خیلی درس خوان و زرنگ بود من نمی دانم رجوی چطوری آنها را فریب داد
تسلیت به خانواده محترم اردلان و فرهنگیان
با کمال تاسف و تاثر در گذشت خانم فهیمه اردلان ساکن کشور آلمان، را به خانم فرخ فرهنگیان سر سپرده در فرقه رجوی و خانواده ایشان تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن مرحومه طلب امرزش و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم
متاثر از در گذشت مادر فریدون پرورش عضو اسیر رجوی درآلبانی
تنها جمله آذری مادر با چشمان گریان این بود” منهم ازخدا چیزی نمیخواهم الا جگرگوشه ام” و بعد سربه زیر با گوشه چادرشان اشکهایش را پاک کرد.

