همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
نگرانی خانواده های چشم انتظار گیلک از حمله به لیبرتی
به قرار اطلاع شب گذشته آنهم در دقایق اولیه آغازین افطار؛ لیبرتی محل گروگانهای رجوی مورد اصابت دهها موشک قرار گرفت که مورد تائید نیروهای عراقی هم قرارگرفت. دراین وانفسا آنچه که بیش ازهمه نفرت آوراست واکنش نابخرادانه رجویها درپس اطلاعیه های پی درپی مبنی براینکه دراین واقعه کسی ازاسرای لیبرتی شهید نشده است (بخوانید قربانی نشده است)!؟ گوئیا سران تشکیلات بدنام رجوی خاصه مریم قجردرانتظار چنین حملات مرگبار و قربانی دادن شماری ازنگون بختها را داشتند تا با بکارگیری قاب های عکس ازپیش خریداری شده به نیات پلیدخود پرداخته ومورد تبلیغات سوء قراربدهند ودیگربار یک جورهایی خوراک نمایش آتی خود با حضورمریم قجردرفرانسه باشد.
خانواده های خراسان رضوی نگران سلامتی عزیزانشان در زندان لیبرتی هستند
ما به شدت نگران سلامتی عزیزانمان هستیم و قبل از هر کس رجوی را مسئول این کار می دانیم چرا که این رجویست که هم چنان در ماندن در عراق جنگ زده اصرار دارد و در حالیکه میلیون ها دلار خرج همایش های بیهوده زنش می کند حاضر نیست کمترین هزینه ای در جهت بیرون آوردن فرزندانمان از عراق بکند. ما از سازمان ملل و دولت امریکا و دولت محترم عراق می خواهیم که اولا به ما خانواده ها امکان دیدار با عزیزانمان را با فشار آوردن به رجوی فراهم کند و ثانیاً هرچه سریعتر آنها را به خارج از عراق منتقل کرده و برای آنها فرصت انتخاب آزادانه را فراهم کند تا بدور از فشار و تهدید های تشکیلات رجوی بتوانند زندگی جدیدی را آغاز کنند.
ابراز نگرانی خانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه، نسبت به وضعیت فرزندانشان
خانواده های اسیران دربند فرقه تروریستی رجوی درتماس های خود ضمن محکوم کردن حمله خمپاره ای به لیبرتی تاکید داشتند که ما نقش سران گروه تروریستی در بوجود آمدن چنین حوادثی را کمتر از اقدام مهاجمان این حمله نمی دانیم زیرا آنها علیرغم اینکه می دانند مردم عراق حتی ازاقدامات ترروریستی درامان نیستند ولی بازهم درمسیرانتقال سریع وگسترده تراسیران به کشورثالث سنگ اندازی کرده وازطرف دیگرکماکان ظالمانه برانجام ملاقات ما با عزیزانمان برای کسب خبراز وضعیت سلامتی آنها ممانعت می کنند که ازاین بابت نگرانی ما را دو چندان کرده اند
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت چهارم
“از ذوق دیدار فقط گریه می کردم، اول شهاب را نشناختم، با قدی رعنا و صورتی سرخ آمد و خود را شاد و سرحال نشان می داد ولی چهره غمگینش، گواه ریز و درشت سختی هایش بود. شهاب تحت نظر کامل و شدید با ما صحبت می کرد و با ما راه می رفت. ما مجبور بودیم علی رغم میل قلبی مان، بعد از دو روز جگر گوشه مان را در ناکجا آباد رها کنیم و برگردیم.”
پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده دژن
با نهایت تاثر وتالم با خبرشدیم که خانم کرمی مادر مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی که اخیرا هم به کشور آلبانی منتقل شده بعد از تحمل یک دوره بیماری ناشی از درد فراق فرزند اسیرش دارفانی را وداع و به رحمت ایزدی پیوسته. به همین مناسبت انجمن نجات شعبه خوزستان درگذشت این مادر گرانقدر و چشم انتظار را به خانواده محترم آقای دژن و فرزند اسیرش مهران تسلیت گفته و برایشان صبر و شکیبایی و شادی روح مادرگرامی آنها را ازدرگاه خداوند منان خواستاراست.
دیدار خانم خدیجه ملازاده با اسماعیل فلاح رنجکش
خانم ملازاده دردیدار با آقای فلاح رنجکش گفت:” قبل ازشما آقای رجب زاده که هم محلی وهمسایه ما بودند توانسته بود خودش را از شر رجوی رها کند و به ایران و گیلان نزد خانواده اش برگردد. درآن تاریخ من سه باربه ملاقاتش رفتم. دوبار به منزلش رفتم و یکبارهم ازقضا آقای پوراحمد زحمتش را کشیدند و درهمین انجمن نجات که مثل خانه خودم هست ایشان را ملاقات کردم. آقای رجب زاده میگفت که فرزندم خیلی دوست دارد به نزدم بیاید وبارها با رجویها قهرکرده و دست به فرار زده است ولی هربار دستگیر و زندانی شده است. والله همسرم آنقدرمریض است وچمشانش نمی بیند که نتوانست مرا دراین دیدار همراهی کند وهمچنانکه می بینید من تنهایی از روستای خودم به رشت آمدم
پاسخی به یاوه گویی های گروه تروریستی رجوی
من وخانواده ام وحتی دیگرخانواده های اسیران گرفتار از هارت و پورت های توخالی رجوی و عواملش ترسی نداشته وتهدید وتهمت زدن آنها هم نمی تواند کمترین خللی درعزم واراده ما برای نجات عزیزان اسیرمان ایجاد کند. سرکردگان این گروه باید بدانند که اگرصدها موانع دیگری هم برای نرسیدن ما ویا صداهایمان به عزیزان اسیرمان ایجاد کنند البته که آنها را ازهم دریده وبرخواهیم داشت، به سران گروه رجوی توصیه می کنم بجای اینکه دهن گشاد وکثیف خود را بازکرده و یاوه سرایی کنند،تهمت،انگ وبرچسب هایی که فقط شایسته رجوی است به ما خانواده ها بزنند بهتراست دست ازسر عزیزان ما بردارند.
مزدوران رجوی و مریم قجر عکس شهیدمان را پاره کردند
من نرگس بهشتی خواهر مصطفی و مرتضی بهشتی هستم. مریم قجر باز در جواب تهمتهایت میگویم که مزدورانت عکس شهیدی که جوانیش را تو گرفتی پاره کردند و تو را دوباره رسوا کردند. این من خواهر نیستم که تو را رسوا میکنم. این اجیرشده های خودت هستند که ماهیت تو را رو میکنند.
مادران، قربانیان فراموش شده – قسمت سوم
خانم نجیبه ارشادی نمین مادری است که سالیان سال در انتظار فرزند خود عظیم می باشد. عظیم به امید زندگی بهتر با همسر و دو فرزندش راهی ترکیه شد و دیگر از او خبری نیامد. او همچون بسیاری دیگر در دام فرقه رجوی در ترکیه افتاد و با نیرنگ و فریب به عراق و پادگان اشرف برده شد و اسیر این فرقه جهنمی گردید. پدر در حسرت دیدار فرزند ماند و دارفانی را وداع گفت و اکنون مادر همچنان با چشمان گریان بازگشت فرزند خود را انتظار می کشد.
نامۀ ۴۱ عضو خانوادۀ اسیران فرقۀ رجوی در عراق به رئیس کمیساریای عالی پناهندگان
ما امضا کنندگان زیر جمعی ار خانوادههای افراد محبوس و محصور در کمپ لیبرتی هستیم که به خواست و ارادهی خودمان برای ملاقات با عزیزانمان که اسیر سازمان مجاهدین خلق (MKO) هستند به عراق آمدیم. ما در تاریخهای ۲۳ تا ۲۶ می ۲۰۱۶ چهار مرتبه با گل و شیرینی و نیز بستههایی از خاک وطن عزیزمان ایران، به نشانهی علاقه و دوستی و عدم دشمنی با هیچ یک از مسئولین سازمان مجاهدین و نیز به نشانهی صلحدوستی و تقاضای ملاقات دوستانه به جلو لیبرتی رفتیم اما نگاهبانان این فرقه نه تنها به رفتار دوستانه و محبتآمیز ما توجهی نکردند
خانواده های چشم انتظار گیلک از انتقال عزیزانشان به آلبانی خشنود میشوند
خانواده های اسماعیل چمنی و ابراهیم نورنیا درپس سالیان بیخبری به مجرد اطلاع ازجابجایی عزیزانشان ازلیبرتی به آلبانی بسیارخوشحال وشادمان شدند وآرزو کردند که عزیزانشان بتوانند با تاملی تحسین برانگیز بندهای مریی و نامریی خود ازیک فرقه مخرب تروریستی را گسسته و به دنیای آزاد خاصه وطن زیبای خود ایران وکانون پرمهرخانواده بازگردند.
تا آخرین نفس برای رهایی برادرم از چنگال رجوی ایستاده ام
آقای اسماعیل فلاح رنجکش که طرف حساب ملاقات با این خانواده دردمند بودند متعاقب شنیدن درد دل غمبار آنان گفتند:” ازقضا برادرتان را بخوبی میشناختم وسالیان دریک قسمت با هم بودیم. ایشان خود همواره مشوق سایرین بودند که درلحظه ضروری بتوانیم مناسبات فرقه گرایانه رجوی را ترک کرده و به آغوش خانواده هایمان بازگردیم.

