سیانور، ترور، انفجار ... خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰
یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم
افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل
ازنظر باند رجوی، دخالت خارجی تنها بدون اجازه ی دولت آن کشور مشروعیت دارد!
چهار سالی است که انواع کشورهای متروپل جهانی و مرتجع منطقه دخالت تمام عیاری درامور سوریه- بعنوان یک کشور مستقل وعضو معتبر سازمان ملل متحد وصاحب تقریبا تنها سنگر موجود اعراب ومسلمانان درخط مقدم جبهه ی اسرائیل- داشته اند وآنچه که نام بی مسمای” کمک های بشردوستانه” برآن نهاده اند، باوجود مخالفت دولت قانونی سوریه انجام داده اند که باند رجوی کک اش هم نگزیده. اما وقتی نوبت به کمک قانونی روسیه می رسد، آه وفغان این گرفتاران چنبره ی وادی خیال درمیآید.
بهره برداری سیاسی مجاهدین از خون اسرای در بند
سران جنایتکار سازمان مجاهدین که همواره با خیانت به وطن و هموطن و حتی اعضای خودشان سعی در پیشبرد اهداف واغراض سیاسی خود داشتند، بعد از صدام به دامن آمریکا آویزان شدند و با زد و بند های پشت پرده به آلت دست فعلی امریکا و اسرائیل و آل سعود تبدیل شده اند که راه پیشبرد اهداف را در ایجاد بحران، جنگ و خونریزی، قربانی کردن اسرای تشکیلات و مظلوم نمایی یافته اند.
برای ابریشمچی که زنش را براحتی به رجوی بخشید، فقدان برادرش مشکلی نیست!
اصلا چرا باید اقامت بیمورد اینها سودی برای مردم ایران داشته باشند وزمانی که بخاطر لجاجت رجوی و شقاوت گروه های خودسر عراقی بقتل میرسند، شهید حساب بشوند؟! آنها چه کاری جز بیکاری وحضور درکلاس های مغزشوئی و تحمل بیگاری های بیمورد داشتند که برای کشور مهم بود و به قسمتی ازمشکلات مردم ارتباطی داشت؟! دیگراینکه آقا مهدی! همخونی ات قبول، اما تو که فرار کرده وبرادرت را دربیابانهای ناامن عراق رها کرده بودی، چطور با او که شبانه روز دراضطراب اینگونه حملات میسوخت ورنج میکشید، همرزم بودی؟!
بازهم به قابهای جنایت رجویها افزوده شد
آیا غیر از این است که سرکرده های سازمان مجاهدین تمام پولهایی را که از راههای غیر قانونی و جاسوسی بدست آورده اند را صرف خوشگذرانیهای خود نموده و برای زندانیان لیبرتی هیچ گونه ارزشی قائل نیستند و نسبت به جابجائی آنها از عراق هیچ تصمیمی ندارند؟
خود کرده را تدبیر نیست
اگرخیلی اهل جنگ وصلابت بودید که در همان مقطع سرنگونی صدام خودتان را تعیین وتکلیف می کردید و رهبری بی جربزه تان درصف مقدم نبرد قرار می گرفت تا شاید همگان روی استراتژی غلط شما نظر دیگری می دادند ودرتاریخ بمانند صدام،می گفتند خلاصه طرف تاوان اشتبا ها تش را با تقدیم جانش داده است،تا شاید حداقل تقدیر ازشما ها بخا طر این جانفشانی معکوس وبی محتوا بعمل می آمد،حالا بعد از12سال عقب نشینی در مقابل حقایق ودادن همه امکانات خود،بخود آید وبا تلنگری بخود راه درست را پیشه گیرید واینقدر سر اشتبا ها ت خود لجوج وخیره سر نباشید تا شاید خدا شما را ببخشد
رجوی جنایت کار در اوهام بسر می برد
بعد از کشته شدن تعدادی دیگر از اعضای فرقه باز هم مسعود رجوی شیاد در یک پیام به نام لشکرهای فدایی البته”به خوانید لشکرهای زوار در رفته و بی خاصیت” باز هم خواست از جنایتی که انجام داده خود را مبرا کند او که در هپروت بسر می برد و از بس در تاریک خانه های خود بسر برده در یک پیام سراسر مسخره ادعا می کند که به اصطلاح ارتش بی یال و دمش هنوز هوای سرنگونی دارد!.
ننگ دیگری بر کارنامه فرقه رجوی
اکنون خطاب به”خواهرمریم” بایستی عرض کنم اکه شما واقعا راست میگویی و برای جان نیروهایت ارزش قایل بودی٬ چرا وقتی میدانی که آنها بدون سلاح و بدون دفاع در عراق هستند٬ اینهمه بر علیه رژیم حاکم برایران دشمنی میکنی؟ چرا وقتی در این شرایط هستید٬آنها را ابتدا به جای امنی منتقل نکردی و بعد با دشمنان مردم ایران مانند اسراییل و سعودی و… دست به یکی میکردی؟! آیا این به ذهنت نزد که اگر شما دشمن حاکمیت مردم ایران هستید و قصد نابودی آنرا دارید
منتهی الیه ذلت رجوی در مقابل فلسفه عاشورا و هیهات منا الذله
از آن روزها دوازده سال گذشته است و هنوزمسعود رجوی از غیبت کبری برنگشته است اما فرقه رجوی برای التیام درد دلهای سوخته از این خیانت بزرگ از زبان حامیان آمریکائی خود سرهنگ وسلی مارتین به دروغ مدعی میشود که مسعود در بمباران هوائی زخمی شده بوده و به این خاطر به فرانسه رفته است اما این شاگرد کودن دجال (رجوی) جواب نمیدهد اگر مسعود در فرانسه بود چرا دروقایع هیفده ژوئن ۲۰۰۳ پاریس , در دستگیری مریم رجوی و ۱۶۵ تن از همراهان او خبری از مسعود رجوی نیست.
ماجرای انقلاب طلاق – رجوی در اروپا ولی بالاجبار مخفی است
عدهای میگویند او باید کشته شود، عدهای میگویند اخراج شود و… تعدادی هم میگویند این ماجرا را نباید مطرح کرد؛ چرا که سازمان بسیار به رجوی وابسته است و در صورت باز شدن این مساله، سازمان صدمه میبیند. رجوی میگوید من میخواهم این موضوع را علنی مطرح کنم که باز هم جلسه متشنج میشود اما در اینجا برخی میگویند مسعود صداقت دارد که این ماجرا را گفته است. رفته رفته افراد به سمت رجوی میروند. در این نشست که به «نشست اقرار» معروف است، اعضای مرکزیت را جمع میکنند و میگویند رجوی که اعتراف کرد، شما هم بیایید و اعتراف کنید.
چرا حضور ارتش متجاوز و تروریستی آمریکا برای حضور درلیبرتی خوب است؟!
دراینجا آمریکا بعنوان متجاوز و جنایکار معرفی میشود که البته برخلاف اغلب سخنان این جریان ضد ملی وغیر متعارف، کاملا درست است واعتراضی برآن نیست!، اعتراض و حیرت زدگی ازاین بابت برخورد با استاندارد های مختلف (ریاکارانه) باند رجوی است که مشمئز کننده میشود وآن اعتراض واشمئزازعبارت از این است که این فرقه صدها بار درخواست کرده که همین کشور جنایتکار ومتجاوز ارتش خود را برای حفظ جان اعضای این سازمان به عراق گسیل دارد ودراین راه توجهی نداشته باشد که حق حاکمیت عراق است که پایمال میشود و…
درکمپ لیبرتی عراق چه می گذرد؟
با وجود اینکه اساسا جشن مهرگان در جامعه ی بی طبقه ی توحیدی؟! رجوی نباید جایی داشته باشد کسب اطلاع شد که در کمپ لیبرتی دراول ماه، جشن مهرگان گرفته شده و این جشن تا نیمه های شب ادامه داشته و آن دسته ازخانم های 1000نفری؟! شورای مرکزی؟! که درلیبرتی بودند به بالای سن می آمدند وخودشان، خودشان را به نفرات معرفی می کردند واز انقلاب مریم رجوی وتلاش ایشان در فرانسه برای رهایی زن؟! تمجید میکردند!
حضوراجتماعی مجاهدین رجویست،تنها درمغزهای علیل قابل درک است!
آیا این حکومت مردمی مورد نظر شما شبیه همانست که درمناسبات درون گروهی خود برپا ساخته اید؟! واگر آری، ازشما سئوال میشود که اگر قراربود که این سیستم مسلط درگروه شما مردمی نباشد، عملکردتان به چه شکلی بود؟! به عرض تان برسانم که تعریف حکومت مردمی ازنظر افراد وجریان ها یکسان نیست.مثلا نئوکان های معبود شما- ازجمله سرهنگ مک کین ها- ابدا به سیستم های غیر مردمی شیوخ مرتجع منطقه، حکومت های غیر مردمی نمیگویند!

