خیانت به وطن رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت دوم
مزرعه ترول مجاهدین خلق مجاهدین و جنگ سایبری سازمانیافته در فضای مجازی
اختناق در سازمان مجاهدین خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت سوم
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت اول
آنچه روشن است این که مفهوم”قدرت” در کانون و مرکز ثقل هدف اصلی سازمان یعنی مبارزه نهفته است. قبل از انقلاب، سازمان مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه به روش مسلحانه را آغاز کرد و پس از انقلاب نیز سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، مجدداً با همین روش در کانون تفکرات و رفتارهای سازمان قرار گرفت. استراتژی خاصی برای این هدف، از سوی سازمان در دو مرحله و در سال60 و سال 65 تدوین شد. این اندیشه و رفتار سازمان پس از انقلاب- فارغ از حواشی بسیار زیادی که قابل مشاهده است- در چارچوب مفهوم”مبارزه برای براندازی و کسب قدرت در چارچوب”سرنگونی جانشینی” قابل تبیین است.**
نفسهای حرام مسعود رجوی و فرقه اش
جنگ هشت ساله ایران و عراق باز یاد آور نفسهای حرام فرقه و رهبری است که برای بقائ خود با راه اندازی ارتش آزادیبخش دوشادوش ارتش صدام جنگیدن و جاسوس و ستون پنجم ارتش عراق شدند با اینکه مسعود رجوی میدانست صدام آغاز کننده جنگ ایران و عراق است اما باز با دجالیت تمام جنگ ایران و عراق را جنگ ضد میهنی و طلسم اختناق معرفی میکند و از فرانسه با برافراشتن پرچم صلح به پا بوس صدام میرود تا از کوپن نفت عراق ماهیانه دریافت کند و در عوض مختصات موشکهای شکیک شده عراق به ایران را به دولت متخاصم بدهد. و چه خونهای که به ناحق از دو طرف به زمین ریخته شدند.
سرریز نکبت و بدبختی از دیوارهای لیبرتی
بایستی بگوییم که خانواده های اعضای اسیر در فرقه رجوی همگی اعضای اصلی و بنیانگذاران انجمن نجات هستند و خودشان هستند که صاحب اصلی انجمن نجات بوده و این همان جاست که رجوی از آن هراس دارد. و نمی تواند بپذیرد که حرکتی خود جوش ازسوی خانواده ها تمامیت هیمنه پوشالی فرقه اش را نشانه رفته و قاطعانه در پی آزادی فرزندانشان از چنگال رجوی هاهستند.
چرا رجوی جواب نامه های بعضی از خانواده ها را نداد؟
ما سبب این برخورد دوگانه ی رجوی با مخاطبین نامه های خانواده ها را با جدا شده ها درمیان گذاشته ومتوجه شدیم که افرادی که اساساً نامه ندادند ویا نامشان ذکر نشده، درحالت پاسیو درآن فرقه قرار دارند وطوری مچاله شده اند که قدرت کوچکترین تحرک ازآنها سلب شده وسرنوشت خود را بدست قضا وقدر ومسیر باد سپرده اند!
خاطره ای درباره یکی از محصولات باصطلاح انقلاب مسعود و مریم
در سال 70 که کلیه مراکز سه گانه آن زمان مبنی بر مرکز 10 و 11 و 12 در منطقه امام ویس و معین در حال تمرین و مانور بودند. علی نقی حداد با اسم مستعار کمال که آن زمان فرمانده لشگر بود با این زن رابطه دوستی برقرار می کند و به این زن تجاوز می کند و پروین سریر حامله می شود. در آن زمان محمدرضا طامهی و محسن مقدری که فرمانده گردان و تحت مسئولیت علی نقی حداد بودند از این موضوع مطلع بودند ولی چیزی نگفتند. بعد از مدتی موضوع برای رقیه عباسی، شیوا صادق و عذرا علوی طالقانی و مریم و مسعود علنی شد. چون موضوع خیلی حیثیتی بود و بحث اعتبار و ابروی اعضای هیئت اجرای سازمان بود. پروین توسط رقیه عباسی و شیوا صادق و عذرا طالقانی به قتل رسید. جسد او را داخل یک آمبولانس قرار دادند و با این توجیه که مسموم شده است او به را بغداد منتقل کردند. (سال 1371) و بعد مخفیانه او را در مزار مروارید دفن کردند
از سحر گاه خونین ۴ خرداد ۵۱ تا نا کجا آباد مسعود رجوی
۸ سال تمام فرقه رجوی دوشا دوش ارتش صدام با ایران جنگید و با جمع آوری اخبار واطلاعات نقش ستون پنجم را داشت و در قبال این خوش خدمتی به صدام حسین ماهانه ۳۰ میلیون دلار از فروش نفت عراق از صدام حسین پول دریافت میکرد در انتهای جنگ اول آمریکا با عراق فرقه رجوی بخاطر اینکه مانع سقوط دولت صدام حسین شود قیام مردم عراق علیه صدام حسین را با تانک و توپ سرکوب کرد تا وفاداری خود را به صدام حسین نشان دهد.
حرفهای تکراری پدر ژپتو فرقه رجوی
به مناسبت 4 خرداد روز کشته شدن بنیان گذاران سازمان باز هم به مانند همیشه عباس داوری معروف به پدر ژپتو فرقه به تلویزیون آمده تا به بررسی مسائل آن روز بپردازد او طی این سالیان کاری به جز تعریف کردن حرفهای سعید محسن و تمجید از مسعود کار دیگری ندارد این بار همانند سال گذشته باز هم به تکرار همان اراجیف پرداخته است.
کینه رجوی نسبت به علی اصغر بدیع زادگان
همانطور که ملاحظه کردید رجوی حتی نسبت به شکنجه شدن بدیع زادگان نیز با او مشکل داشت و البته کینه رجوی نسبت به بدیع زادگان کماکان ادامه دارد و حتی در سالگرد اعدام بنیانگذاران و مرکزیت سازمان رجوی اجازه نمی دهد تا خاطره ای در مورد بدیع زادگان گفته شود و اگر هم چیزی گفته می شود در حد بسیار محدود می باشد. با اینکه بدیع زادگان از بنیانگذاران سازمان است اما خاطرات اساسا معطوف به حنیف نژاد و سعید محسن است آن هم خاطراتی که در آن رجوی را برتر و بالاتر از بقیه معرفی می کنند.
از ۴ خرداد ۱۳۴۴ (تاسیس سازمان مجاهدین) تاکنون
هدف از این موضوع، ویژه سازی برای خود از سوی رجوی بود تا براساس تافته های تکاملی، خود را شخصیت دست نیافتنی و صاحب فیض و کمال بنمایاند. اصلا در تشکیلات کاری می کردند تا رجوی، سالانه فقط یک یا دوبار در صحنه ظاهر شود تا درادامه تابو سازی و شخصیت پرستی، جایگاه و ابهت آن در میان نفرات شستشوی مغزی شده حفظ و حتی افزایش یابد. در متون آموزشی در پذیرش های 82 و 83 نیز حرف و سخنی از بنیان گذاران نبود هرچه بود این مطرح می شد که برادر!!! سازمان را نجات داد. یعنی موج سواری و دزدیدن رهبری سازمان تا آن حد که بتواند قاف همکاری با ساواک را در وجودش التیام دهد.
افشای دست اندرکاران و چگونگی تهیۀ برنامۀ موسوم به «پرونده»
از طریق سایت های علنی و صفحات فیس بوک جدا شده ها و تهیه و فیلم و عکس از آکسیونها و تظاهرات جدا شده ها در اروپا و آمریکا توسط جاسوسان و تروریست های فرقه و هم چنین تخلیه اطلاعاتی خانواده ها و دوستان جدا شده ها از طریق صفحات فیس بوک و یا تلفن آنها به اسم ارگانهای اطلاعاتی ایران یا جا زدن خود بعنوان دوست و وکیل و کمک کننده کسب می کنند که این ترفند آنها خوشبختانه توسط خانواده های جدا شده ها و اسیران فرقه در لیبرتی شناخته شده و لو رفته است.
ماکیاول در جسم و جان رجوی ها زنده است!
گماشتگان رجوی طی این روزها وقتی قلمی بدستشان داده میشود، بانوشتن مقدماتی برای مطلب شان، بلافاصله سراغ عزاداری رفته وازحضوراعضای خانواده هایی دراطراف کمپ ترانزیتی لیبرتی که عزیزان دربندی درآن کمپ تبدیل شده به اسارتگاه وآزمایشگاه شستشوی مغزی این گرفتاران دارند، رفته وبا ممکن ترین کلمات رکیک، آنها را بباد ناسزا میگیرند که چرا میخواهند ازابتدائی ترین حقوق خود که درخواست ملاقات با این اسراست، بهره مند شده ومانع تکامل تاریخ بشری بدست رجوی ها گردند!
اگر مجید شریف واقفی زنده بود، مسعود رجوی را تمکین نمی کرد
مجید شریف واقفی همان طوری که زیر بار هژمونی و اتوریته تقی شهرام نرفته بود اگر زنده بود هرگز از مسعود رجوی تمکین نمی کرد. زیرا مسعود رجوی عین تقی شهرام فکر می کند، رجوی خودش را در راس” قطبی” می بیند فکر می کند دارای استعداد و نبوغی است که بقیه میلیونها سال با او فاصله دارند خودش را نیروی بالنده می خواند و در دنیای توهم خویش اعتقاد دارد کشف عظیمی را نائل آمده است

