سلامی گرم به یار قدیمی علی قلیزاده نمیدانم مشغول به چه کار هستی و ایام را چگونه بسر میبری؟! اما میدانم که در نهانت شوری است برای زندگی و ورزش را ادامه میدهی. شاید در حسرت یک فوتبال ناب با دوستان قدیمی باشی. مدتهای مدیدی است که از شما خبری ندارم. دلخوش به آن هستم […]
سلامی گرم به یار قدیمی علی قلیزاده
نمیدانم مشغول به چه کار هستی و ایام را چگونه بسر میبری؟! اما میدانم که در نهانت شوری است برای زندگی و ورزش را ادامه میدهی. شاید در حسرت یک فوتبال ناب با دوستان قدیمی باشی.
مدتهای مدیدی است که از شما خبری ندارم. دلخوش به آن هستم که هر چه زودتر خبری از رهایی ات را بشنوم و بتوانم گپی دوستانه با شما داشته باشم و یا مانند قبل در کنارت نشسته و با هم کل کل فوتبالی داشته باشیم.
علی جان من و تو در اکثر اوقات در یک تیم بازی میکردیم و همبازیهای خوبی برای هم بودیم. یادت است که تو همیشه تکروی میکردی و ما به شوخی میگفتیم علی فردیتت زیاد است و تو قبول نمیکردی؟ اما همیشه در بازیها ما میبردیم و فردیت تو به نفع هم تیمیهایت میشد.
داش علی!
میدانم خانوادهات بسیار پیگیر هستند و نگران احوالت در داخل سازمان. بیا و باز تکروی داشته باش و خود را از قیود این گروه ضد بشر رها کن و در دنیای آزاد به زندگی ادامه بده. جای تو در آنجا نیست و خصلت ورزشکاریات نشان میدهد که میتوانی. من نیز این مشی و خصلت را در تو حس کرده و امید دارم هر چه زودتر تو را دیده و باز هم فوتبالی دوستانه داشته باشیم.
من و خانوادهات منتظر هستیم و امید داریم که این انتظار به درازا نخواهد انجامید.
اسحاق الماسی

