نمونه کار مجاهدین خلق در زمینه دولت دمکراتیک کثرت گرا

در پی حوادث چند ماه اخیر در ایران، تشکیلات مجاهدین خلق همواره تلاش داشته است در تقابل با دیگر اپوزیسیون‌های ایرانی، به ویژه رضا پهلوی، خط مشی خود را “جایگزین کردن دیکتاتوری دینی با یک دولت دمکراتیک کثرت گرا مبنی بر جدایی دین از دولت” اعلام کند. سران مجاهدین خلق با نقدهای تند به رضا […]

در پی حوادث چند ماه اخیر در ایران، تشکیلات مجاهدین خلق همواره تلاش داشته است در تقابل با دیگر اپوزیسیون‌های ایرانی، به ویژه رضا پهلوی، خط مشی خود را “جایگزین کردن دیکتاتوری دینی با یک دولت دمکراتیک کثرت گرا مبنی بر جدایی دین از دولت” اعلام کند.
سران مجاهدین خلق با نقدهای تند به رضا پهلوی او را بازمانده دیکتاتوری پهلوی دانستند که به دلیل سوابق سیاه پدر و پدربزرگش سزاوار هدایت به اصطلاح دولت انتقالی در ایران نیست و در عوض مریم رجوی با طرح ماده‌ای کذایی‌اش برای آینده ایران، مناسب‌ترین گزینه برای رهبری دولت انتقالی است. جالب آن که هر دوی این اپوزیسیون‌ها ادعا دارند که در پی حکومتی دمکراتیک و کثرت گرا در ایران هستند.

دیدگاه مجاهدین خلق درباره رضا پهلوی بیراه نیست و از آن مهم‌تر اینکه، او به عنوان فرزند شاه مخلوع ایران هیچ سابقه مدیریتی ندارد. او در نزدیک به نیم قرن گذشته حتی یک بنگاه خیریه یا یک دامداری را اداره نکرده است که بتوان درباره مهارت مدیریتی وی و میزان پایبندی‌اش به اصول دمکراتیک گمانه زنی کرد. در حالی که مریم رجوی که در عصر غیبت مسعود رجوی، سکان رهبری مجاهدین خلق را به عهده داشته است، دست کم از زمانی که به سمت “رییس جمهور منتخب مقاومت”، منتصب شد، یعنی از بیش از سه دهه پیش، سابقه هدایت یک تشکیلات چند هزار نفره را داشته است.

در سیاست، تکثرگرایی به معنای پذیرش گوناگونی علایق و عقاید در بین مردم است. می‌توان گفت تکثرگرایی سیاسی یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های مردم‌سالاری مدرن به‌شمار می‌رود. در سیاست مردم‌سالارانه، تکثرگرایی یک اصل راهنماست که به هم‌زیستی مسالمت‌آمیز علایق و عقاید مختلف می‌انجامد.

میزان پایبندی رضا پهلوی و هوادارانش به تکثرگرایی و دمکراسی در شبکه های اجتماعی و محافل سیاسی به روشنی فریاد شده است. فحاشی و ناسزا گویی سلطنت طلبان به هر صدای منتقدی گواه این است که این گروه راه طولانی‌ای برای آموختن اصطلاح “دمکراسی تکثرگرا” و عمل کردن به آن دارند. در سوی دیگر، پایبندی سران مجاهدین خلق به اصول دمکراسی تکثرگرا با بیش از نیم قرن سابقه کار و زندگی تشکیلاتی بر اساس مستندات و شواهد بسیار متقن کاملا قابل راستی آزمایی است.

دموکراسی کثرت‌گرا که به زبان انگلیسی (Pluralist democracy) گفته می‌شود، یک نظام سیاسی است که در آن بیش از یک مرکز قدرت وجود دارد. دموکراسی‌های مدرن طبق تعریف کثرت‌گرا هستند زیرا دموکراسی‌ها آزادی تشکل‌ها را مجاز می‌شمارد. این در حالی است که در طول نیم قرن حیات مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی، حتی گپ زدن دو نفره اعضای تشکیلات در محاورات عادی روزمره با تعابیری چون “محفل زدن” یا “شعبه سپاه پاسداران” دستاویز تنبیه و توبیخ اعضا شده است، چه رسد به این که اعضا بتوانند با عقاید و علایق سیاسی مشترک تشکل تشکیل دهند. در حقیقت فرد یا مجاهد خلق معتقد به ایدئولوژی مسعود رجوی است یا نیست و اگر نیست دشمن فرض می‌شود و مستوجب طرد و مجازات است.

در یک جامعهٔ دموکراتیک، افراد با تشکیل ائتلاف‌های انتخاباتی موفق به موقعیت‌های سیاسی می‌شوند. چنین ائتلاف‌هایی از طریق فرایند مناظره و ائتلاف رهبران سیاسی و رهبران فرعی سازمان‌های مختلف در جامعه شکل می‌گیرند. تشکیل ائتلاف‌های انتخاباتی ضروری است. این به رهبران سازمانی توانایی ارائه خواسته‌ها و بیان دیدگاه‌های اعضای خود را می‌دهد. در طول نزدیک به پنج دهه حکمرانی مسعود رجوی هیچ انتخاباتی در تشکیلات مجاهدین خلق برگزار نشده است. فرایند انتصاب مریم رجوی با عنوان جعلی “رییس جمهور برگزیده” به شهادت فیلم های موجود هیچ فرایند دمکراتیک با سازوکار انتخاباتی نیست. صرفا ابلاغی است از سوی مسعود رجوی که بالا بردن دست همه اعضای حاضر در جلسه تایید می‌‍‌‌شود!

“پذیرش گوناگونی علایق و عقاید در بین مردم” به عنوان اصل اساسی یک دمکراسی کثرت گرا در تشکیلات مجاهدین امری دشمنانه و ضدایدئولوژیک تلقی می‌شود. به شهادت اعضای پیشین مجاهدین خلق که از قومیت های بلوچ یا کرد ایرانی و اهل تسنن بودند، ادای مناسک مذهبی در تشکیلات مجاهدین خلق تنها به شیوه شیعیان مجاز است و افراد سنی هرگز نمیتوانند شعائر دینی را مطابق با اصول مذهب خود انجام دهند. این موضوع معنای وسیع تری نیز دارد و آن اینکه اعضایی که اساسا به دین اسلام باور ندارند نیز مجبور به رعایت اجباری مناسک اسلامی همچون نماز و روزه و حجاب اجباری هستند. اظهارات و خاطرات اعضای پیشین مجاهدین خلق که مسیحی ایرانی یا اروپایی بودند مبین این واقعیت است.

در تشکیلات مجاهدین خلق وحدت در شخص مسعود رجوی و جانشین او در عصر غیبت یعنی مریم رجوی خلاصه می‌شود. در نمونه حکمرانی‌ای که رجوی‌ها امروز در کمپ مانز آلبانی از خود به نمایش می‌گذراند، وحدت گرایی بر مبنای شخص “رهبری خاص الخاص” راه را بر هر گفتمان دمکراتیک و کثرت گرایی بسته است. بنابراین در این چارچوب ایدئولوژیک بسته، مردم با این همه تنوع سلیقه سیاسی، علاقه اجتماعی، مذهبی و قومیتی که ایران داراست، نقشی ندارند.

ادعای تخیلی “تاکید بر نقش مردم” به روشنی در تصاویری که مجاهدین خلق از به اصطلاح کانون‌های شورشی‌شان در ایران نشان می‌دهند، به چشم می‌آید. سران این فرقه تروریستی زیر پوشش لفاظی‌ها و بازی با واژه‌های اصیل و ارزشمند، نمی‌توانند ذات غیردمکراتیک خود را پنهان کنند.

مزدا پارسی