یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد

شاید “محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده” از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از […]

شاید “محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده” از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از آزادی و پیوستن مجدد به تشکیلات مجاهدین خلق در عراق، بار دیگر از سوی سران تشکیلات محاکمه می‌شدند، این بار به اتهام اعدام نشدن!

اخیرا که بحث اعدام زندانیان مرتبط با مجاهدین خلق داغ شده است، بسیاری از اعضای جدا شده از این تشکیلات خاطراتشان از محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده مجاهد در پادگان اشرف را منتشر کرده‌اند. در کنار مطالبی که افراد جدا شده عضو انجمن نجات مکتوب کرده‌اند، خاطراتی نیز از اعضای پیشین مجاهدین که از مخالفان جمهوری اسلامی هستند، منتشر شده است که پیش از این به خاطرات ژینا حسین نژاد در این باره پرداخته شد.

عاطفه بانکی عضو جدا شده دیگری است که ساکن اروپاست و چندی پیش درباره نظام ایدئولوژیک حاکم بر تشکیلات رجوی مطلبی را در حساب کاربری فیس بوک خود منتشر کرد.

این بانوی جدا شده از مجاهدین خلق در سن 14 سالگی همکاری خود با این تشکیلات را آغاز کرد و پس از ورود به کمپ اشرف در عراق با مفهوم “انقلاب ایدئولوژیک” مواجه شد که او را دچار ابهام کرد. او در این باره چنین مینویسد:

وقتی چیزی به نام “انقلاب ایدئولوژیک” مطرح شد، با سرفصلی مبهم روبه‌رو شدم؛ چیزی که نمی‌توانستم درکش کنم. یکی طلاق می‌گرفت و بعد با دوست و رفیق همسرش ازدواج می‌کرد. در جلسات فرقهٔ رجوی، افرادی می‌آمدند و حرف می‌زدند؛ نوجوانانی که زندان رفته بودند، از شکستن‌هایشان می‌گفتند، از اینکه شرمسارند که زنده مانده‌اند و اعدام نشده‌اند.

به مانند ژینا حسین نژاد که سیاست ابتدایی سازمان برای جذب و نگه داشتن مجدد این افراد در تشکیلات، را دادن حس عذاب وجدان به آنها بود می‌دید، بانکی نیز به خاطر می‌آورد که سوالات عجیبی در ذهنش شکل گرفته بودند:

اینکه انسان‌ها هر رنج، هر زخم و هر احساس گناهی را به مریم رجوی تحویل بدهند تا «رها» شوند؟!!!

ذهنم درگیر بود. مگر زندانی‌ای که اعدام نشده و زنده مانده باید شرمسار باشد؟ !!!اعتراف برای چه؟ !!!اعتراف به اینکه توانسته زنده بماند و از شکنجه و جنایتی که بر او و یارانش گذشته سخن بگوید؟!!!

به نظر من، زنده ماندن یک زندانی سیاسی باید مایهٔ خوشحالی باشد، نه شرم. که مثلا؛ چرا بقیه اعدام شدند و شما زنده ماندید! پس برای جبران بار گناه به مجاهدین بپوندید، انقلاب کنید، جهاد کنید و شهادت را برگزینید تا رستگار بشوید!

چنان چه اعضای جدا شده شهادت می‌دهند محاکمه زندانیان مجاهد آزاد شده، در برابر صدها یا چند هزار نفر در قرارگاه اشرف تا نابودی کامل شخصیت فرد و فروپاشی روانی او پیش می‌رفت. بانکی مفهوم انقلاب ایدئولوژیک ساخته مسعود رجوی را نوعی “کلاه شرعی” میداند که او همیشه برای توجیه عملکرد خود در برابر نیروهایش نیاز داشت به آن چنگ میزد. حسین نژاد نیز توضیح می‌دهد که هدف از این روش رفتاری این است که از فرد آزاد شده شخصی بشدت بدهکار و مدیون بسازند تا جز شرمندگی از زنده ماندن، فداکاری جبرانی و فرمانبری مطلق از سازمان تا آخر عمر چیزی از خود نداشته باشند.

مزدا پارسی