شاید در میان جنبش های مبارزاتی ایرانی هیچ سازمانی به اندازه تشکیلات مجاهدین خلق از “عدالت” سخن نرانده باشد. “جامعه بی طبقه توحیدی” آرمانی بود که رهبران اولیه مجاهدین خلق با تکرار آن هواداران بسیاری را فریفتند و تا مدتی نیز برای جلب هوادار کارایی داشت اما بتدریج و با تغییر الگوهای حکمرانی، مجاهدین تلاش […]
شاید در میان جنبش های مبارزاتی ایرانی هیچ سازمانی به اندازه تشکیلات مجاهدین خلق از “عدالت” سخن نرانده باشد. “جامعه بی طبقه توحیدی” آرمانی بود که رهبران اولیه مجاهدین خلق با تکرار آن هواداران بسیاری را فریفتند و تا مدتی نیز برای جلب هوادار کارایی داشت اما بتدریج و با تغییر الگوهای حکمرانی، مجاهدین تلاش کردند که آرمان را با واژگان “دمکراسی” و “کثرت گرایی” آراسته کنند. این تشکیلات در سالهای اخیر دیگر از جامعه بی طبقه توحیدی سخن نمیگوید و در عوض دائما تکرار میکند که در پی جایگزین کردن حکومت ایران با یک “دولت دموکراتیک و کثرتگرا، مبتنی بر جدایی دین از دولت” است.
دمکراسی کثرت گرا بنا به تعریف، یک نظام سیاسی است که در آن بیش از یک مرکز قدرت وجود دارد. دموکراسیهای مدرن طبق تعریف کثرتگرا هستند زیرا نظامهای دموکراتیک آزادی تشکلها را مجاز میشمارند. اما نیم قرن سابقه کنشگری مجاهدین خلق نشان داده است که در این تشکیلات تنها یک مرکز قدرت وجود دارد که آن هم مسعود رجوی است که در راس هرم تشکیلاتی است و پس از او مریم رجوی و سپس برخی اعضای رده بالا در سلسله مراتب تشکیلاتی بنا به اقتضائاتی به راس هرم قدرت نزدیکتر یا دورتر هستند.
میدانیم که برقراری عدالت در یک جامعه بدون تعمیق دموکراسی امکانپذیر نیست و در یک سازمانی چون مجاهدین خلق که به صورت سلسله مراتبی اداره میشود، نخست دمکراسی و سپس عدالت قربانی میشود. اختلاف طبقاتی یکی از پیامدهای قطعی چنین ساختاری است. اگر چه در ظاهر تشکیلات مجاهدین خلق با لباسهای متحد الشکل و استفاده از عناوینی چون “خواهر مجاهد”، “برادر مجاهد” سعی بر پنهان کردن بی عدالتی های ساختاری خود دارد، اعضای جدا شده از این تشکیلات بارها درباره نابرابریهای شدید میان اعضای رده بالا و فرماندهان تشکیلات نسبت به اعضای رده پایین و نیروهای زیر دستی شهادت دادهاند.
آیلین مقدم یکی از اعضای پیشین مجاهدین خلق است که اگرچه خود را کاملا معرفی نمیکند اما در میان مطالبی که در شبکههای اجتماعی منتشر میکند، میتوان دریافت که او از کودک سربازانی بوده است که در سالها خدمت مجاهدین خلق بودند. او در مطالبی که در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر میکند از بیعدالتیهای شدید و نظام طبقاتی برخورداری از امکانات در تشکیلات رجوی مینویسد. او با انتشار تصویری از مهدی ابریشمچی، نفر سوم تشکیلات مجاهدین خلق و عکسی از یک عضو پیشین تشکیلات با نام فرشید درخشانی، مقایسه جالبی میکند:
این مهدی ابریشمچی است. سن او 79 سال است. متولد 1326 یعنی 1947 میلادی و عکس زیر مربوط به فرشید درخشان است که مدتی پیش جدا شده و هیجده سالی حدودا از مهدی ابریشمچی کوچکتر است اما گویی کاملا برعکس است. چرا؟! چون مهدی نه استرس دارد و نه گوشت گاو می خورد و نه سوژه میشود.
این عکس فرشید درخشان است که حدودا هیجده سال از مهدی ابریشمچی کوچکتر است! مسئولین مجاهدین گوشت بوقلمون مصرف میکنند اما بقیه پرسنل گوشت گاو. آب میوه طبیعی صبحانه مهدی ابریشمچی و دخترش اشرف ابریشمچی است. البته مسئولین رده بالا مانند فائزه رنجکار و صدیقه حسینی و زهره اخیانی همه تغذیه ویژه دارند و هرگزززز سوژه نمیشوند. و چه در اشرف عراق و چه اشرف 3 همیشه در اتاق کولر دار تشریف دارند اما بقیه ساعاتی از روز کولر دارند و بیشتر اوقات زیر آفتاب و در گرما هستند با تغذیه افتضاح و ماهی 8$ معادل پول آلبانی، که واقعا نمیشود با این پول در این گرانی چیزی خرید.
اما در کیف مسئولین حداقل هزار دلار کش (نقد) وجود دارد. عرض کردم حداقل پول، در کیف امثال فهیمه اروانی حتی به مبلغ سه هزار دلار پول کش جدای از کارت بانکی وجود دارد. قضاوت با شما ! علاوه بر این، داشتن تلفن برای شورای رهبری و برادران مسئول آزاد است اما برای کادرهای دیگر ممنوع!!
از این چند سطری که آیلین نوشته است میتوان دریافت که نابرابری در تشکیلات مجاهدین خلق، بر همه ابعاد زندگی اعضا حاکم است. چنانچه از خاطرات دیگر اعضای جدا شده نیز برمیآید، این بیعدالتی در سطح تغذیه، درمان پزشکی، استفاده از اماکانات شهری، برخورداری از تفریحات میان اعضای رده بالا و رده پایین شکاف طبقاتی عمیقی ایجاد کرده است. همچنین در تحمل فشار روانی و اجبار تشکیلاتی نیز اعضای رده پایین قربانیهای بزرگتر و پرشمارتری هستند. در دمکراسی کثرت گرای مورد ادعای مجاهدین خلق، کثرت افراد کم برخوردار بسیار بیشتر از فرماندهان و سران پر برخوردار است.
مزدا پارسی

